کاش یکی جای من بره کاسکو/ کاستکو بپرسه چرا لاستیک زمستونیام رو نمیفرسته. خودم افقی رو مبلم و خسته، خیلیییی خسته.
غر بعدیمم راجع به رستوران ایرانی دیشب اینه که، هنوز کامل شام تموم نشده، بعد از چند بار پرسیدن این که چیزی لازم ندارین، هر کدوم از ویتر/گارسون/پیشخدمتها، جدا جدا، یک کارت با qr code آوردن که این مخصوص منه و ریویو بنویسین الان برامون.
این دیگه چه روش مزخرف ریویو گرفتنیه؟
دیشب یک خانوم هموطن توی رستوران ایرانی، پرید به یک پسر افغانی که توی حال خودش داشت میرقصید و خیلی هم بامزه و خوشحال بود، که چرا فیلم میگیرین و حق ندارین فیلم بگیرین و الان زنگ میزنم پلیس و فیلما رو همین الان پاک کن و فلانی گوشیم رو بده زنگ بزنم پلیس. اون بدبخت هم در تلاش👇🏼
که توضیح بده دوستم داشت از من فیلم میگرفت. خلاصه عنخانم حقبه جانب رید تو اعصاب همه و خیلی فاتح و مغرور رفت نشست. دوباره که آهنگ گذاشتن، دوستمم وسط داشت میرقصید و من شروع کردم فیلم گرفتن. دو دقیقه بعد اومد گفت دعوای قبلی ما سر همین بود، فیلم نگیر ما داریم میرقصیم 👇🏼
بچگیام تا جوونی خیلی کفشدوزک دوست داشتم، هر موقع یکیشون توی سبزی پیدا میشد میگرفتم دستم و بنظرم قشنگ و بامزه بودن.
الان واقعا ازشون چندشم میشه، عین سوسک تو خونه پرواز میکنن. حداقل ۳۰ تاشون رو از پشت پنجره و لای پرده گرفتم و پرت کردم بیرون. این چه مصیبتیه امسال، وااا
اساتید کانادا، غیر از فیسبوک مارکت و کیجیجی، آیا جایی میشناسین که بشه رینگ دست دوم، ترجیحا اورجینال خرید؟
بیصبرانه منتظرم که عصر بشه و #کوبی بره انقدرررر که حسوده و چشم نداره حتی راه رفتن گربهها رو توی خونه ببینه. در حالیکه ناناستاپ از من آویزونه، چشمش که به گربهها میافته غرغرغرغرغرغر. برای واقعی مغزم رو گاییده.
کاری باهاشون ندارهها، دم هم تکون میده ولی میگه نزدیک این زن نشین.
مرتیکه عرب وحشی، سر هیچ و پوچ شروع کرد فحش دادن و بالا پایین من و مادر و خواهر رو یکی کردن. زنگ زدم پلیس اومد، اونم شاخ وایساد که زنگ بزن بیان ببینم چه گهی میخواهی بخوری. اومدن و گفتن اتفاق مجرمانهای نیافتاده و فحش دادن آزاده و برین خونتون. در نتیجه هیچ گهی نشد بخورم.
در تعمیرگاه ایرانی_افغانی منتظر تعمیر ماشینم. آقاهه گفت نهار بخوریم کارو تموم کنیم. گفتم باشه نوش جون، منم نخوردم هنوز. برداشت غذا آورد برام 😭😭 آب شدم از خجالت.
کی آخه ۸ صبح میره دندونوزشکی؟ چرا اون موقع که گفت ساعت ۸، سرم تو کونم بود و نگفتم نه دیرتر وقت بده؟
کی بود گفته بود اون میپللیفهای کاسکو مزه شیرینی زبون میده؟ اون سری خریدم و اصولا چون شیرینیخور نیستم فکر کردم حالاها میمونه و گسوات؟ ۳ روزه تموم شد. الان باز وود وودمه برم بخرم 🥲
امروز بعد از فرستادن عکس و فیلمها، مامانش پیغام داد ببخشید فکر کنم اشتباه شدهها، من تو رو برای فردا بوک کرده بودم.
هیچی دیگه فردام میرم خدمت #نمکدون 😻
آی از این آدمهای بدقول لجم میگیره. اول قرار بود ۷:۳۰ گوربا ر بیاره، بعد گفت میشه ۹ بیام، گفتم خا.
۵ دقیقه به ۹ تکست زد که تا ۹:۱۰ دقه اونجام، گفتم خا.
الان ۹:۲۰ دقیقه است و هنوووز خبری نیست.
خیلی هم خسته و پاره و خوابآلودم
میزان حرافی ملت، بخصوص صبح اول صبح، هربار شگفتزدهام میکنه. پارت سختش اونجاست که با من حرف میزنن و سوالای کسشعر میپرسن. 🫠
دوباره امروز، الکی زد نتونستیم پیدات کنیم. دگه چادر ر بستم کمرم و رفتم کاستومر سرویس آمازون، پروین جون گفت حرص نخور قلیدون عزیز، بیا این پولت، نمیخواد جنس رو پس بدی اصن.







