یه چیزایی داره مغزمو میجوئه و قلبمو رنده میکنه که حتی با وجود ناشناس بودنم نمیتونم ازشون حرفی بزنم.
نمیدونم تو زندگیم چه جنایاتی کردم که مستحق این عذابهام...
وسط احراز هویت گوشیم زنگ خورد و صحبت کردم. برگشتم که از اول برم ولی ادامهشو رفت و تا پرداختم انجام دادم بعد میگه وقت شما تموم شده؟ میمردی قبل از گرفتن پول میگفتی؟
دوبار ازم پول گرفتن پدسگا💔
شما هم با همه وسایل برقی حس برق گرفتگی دارین یا فقط من اینجوریام؟
دکمه مایکروفر به نظرم برق داره.
دستگیره در یخچال یه تیکه پیچ فلزی داره دستم به اون بخوره برق داره.
ماشین ظرفشویی که دیگه نگم براتون🤦🏻♀️
ولی تو خونهمون من حسش میکنم بقیه همچین حسی ندارن😬
انگار بدن من خیلی رساناس😅
جدی شمالیا خیلی بنر دوس دارن.
مادر همسایهمون که شمالیان فوت شده. دیروز یه بنر دیدم زدن همسر و مادر عزیزمان تسلیت و اینا.
از طرف همسر و فرزندان و دامادها.
اینا تو خونه نمیتونستن به خودش تسلیت بگن؟!
یه همسایه دیگه هم بنر زده بود براش که اونم شمالیه😁
از امروز این بچه(خواهرم) رفت دانشگاه و من همهاش استرس دارم اگه اون دانشگاه باشه و جنگ شروع بشه چی؟ اگه دانشگاشونو بزنن چی؟
این چه زندگی گوهیه که ما داریم آخه؟!😭
صبح آزمایش دادم خیلی شلوغ بود بوی دهن حضار وحشتناک بود داشتم خفه میشدم یه گوشه کز کردم تا شمارهمو بخونه.
میدونم طبیعیه ناشتا ولی حداقل انقد حرف نزنید یا نفس عمیق میکشید بیرون ندید یهو. به بقیه رحم کنید.
دختره موقع خون گرفتن میگه نگاه نکن حالت بد نشه. میگم نه بابا چه حال بدی؟😂
از این موقع سال خیلی خوشم میاد که هوا جوریه که هم آدم با بافت و هودی میبینی هم با لباس تابستونه.
و طبیعتا من همونیام که حالا حالاها تابستونه میپوشم😁
من آدمی بودم و هستم که تمام تلاشمو میکنم که باعث آزار کسی نشم، حتی تا خیلی مجبور نشم بوق نمیزنم که صداش کسیو اذیت نکنه.
قصدمم چک بیمجل کشیدن نبوده.
اون آقا هم لاابالی نبوده، برا خودش برو بیایی داشته و داره، اما زمانبندی براش تعریف نشده متاسفانه...
هیچ وقت نتونستم کنار بیام...
همه چکهارو بدون مبلغ و حتی تاریخ، کاملا سفید امضا کردم انداختم جلوش که فقط دست از سرم برداره.
طلبکارا یا میومدن در خونه مامانم یا زنگ میزدن انواع فحشها رو میدادن(بانک از مجردیم شماره و آدرس اونجا رو داشت)
میدونستم اشتباهه ولی اونقد خسته بودم که میگفتم برم زندان از دستش راحت بشم.
Replying to @Mahnaz5663
مواظب بشید عاقبتتون نشه مثل اون تعداد زیاد خانمی که به خاطر چک کشیدن واسه مردهای خانوادهاشون کارشون به زندان کشید، شوهرشون هم طلاقشون داد،ولی کسی ازشون صحبت نمیکنه، چون بحث مهریه آقایون اجازه نداد.
من اصن آدم حسودی نیستم. هرکی هرچی داره نوش جونش براش از ته دلم خوشحالم میشم حتی برای کسی که ازش خوشمم نمیاد ولی ولی ولی یه وقتایی یهو یه چیز کوچیک میبینی و قلبت هزار تیکه میشه و هی با خودت تکرار میکنی یعنی من انقد بیارزش بودم؟! من لیاقت همچین چیزای کوچیکیو نداشتم؟!
این عکسو دیدم و پابندش توجهمو جلب کرد. یادم اومد من چقد پابند دوس دارم و یه زمانی همیشه میبستم.
روزگار با من چه کردی که الان دیگه حوصله و تحمل هیییچ گونه اکسسوری رو ندارم🤦🏻♀️
من برگشتم😁
بیاین تحویلم بگیرین و قربون صدقهام برین😍
جای خاصی نبودم، تو ترک بودم. دیدم انگار همچینم معتاد نیستم. اتفاقا به نیومدن عادت کردم سریع و بزور خودمو اوردم الان😅
بازم مرسی از دوستان عزیزی که متوجه نبودنم شدن و حالمو پرسیدن. راستش بشدت خرکیف و خرذوق شدم از این موضوع🙃
جدی بعضیا انقد عزت نفس ندارن که طرف بهشون بگه بچر؟!
یعنی من اگه یک سال تمام به صورت مداوم تنها یک وعده در روز نون خشک خورده باشم در حالیکه بوی غذای داغ زیر بینیم باشه، یکی بهم بگه بچر، اونقد مناعت طبع دارم که درجا بلند شم یه تف بندازم تو روی اون آدم و پیاده برگردم خونهم.
این عکسایی که هوش مصنوعی از ۴۰ سالگی براتون میزنه رو خیلی جدی گرفتین😂
من عکس روز تولد ۳۹ سالگیام رو دادم و گفتم این عکس کیه و خواستم ۴۰ سالگی رو بده.
کلی چین و چروک زیر چشم و پیشونی برام زده.
یه تعریف از ۴۰ سالگی داره و برا همه همونو میزنه، جدی نگیرین کلا😂
جلوی مرکز خرید از سه تا پله کوتاه نمیدونم چطور شد خودم رفتم پاهام نرفتن، پاهام رفتن خودم موندم، یه جوری افتادم براتون که کاش بودین و میدیدین😂😂
تا اینجای کار دستام کبود شدن، کمکم زمان بگذره ببینم دیگه کجاها خودشو نشون میده😁
بعد از ۴ ۵ روز که تعمیرکار یخچال دنبال قطعه بود گفت نصف تهرانو گشتم نبود بیام همونو بذارم گفتم نمیخواد گرفتم ازش تو یه نصف روز با چند تلفن گیر اوردم با پیک فرستادن.
امروز بعد از کلی بدقولی اومد برا نصب. گفتم با چندتا کلیپ خودمم میتونستم بذارمش گفت نه خانم نمیشه اینجور
موقع کار ک/
کمکش میکردم گفت دستار خوبی هستی.
کلید لامپ و فن رو باز کرده بود بلد نبود دوباره نصبش کنه هی اشتباه میذاشت گفتم اینوری باید باشه ولی باز نمیتونست هی ور رفت نشد کلافه نشست رو صندلی از تو گوشیش پیدا کنه من رفتم جلو ور رفتم تا گفت نه نمیشه صبر کن همون لحظه جا انداختم گفتم بفرما😅/




