شهیار قنبری دنبال پوله واسه درمان بچهش. یهویدیو داده با حال نزار. اما چیزی که خیلی ناراحتکنندهس اینه که به انگلیسی حرف زده. فککن یهآدم با اونترانههای بینظیر به زبون خودش، مجبور باشه به انگلیسی پیام بده. حتی اینم میدونم باید فحششو به کی بدم. عاقبت چند نسل رو گاییدین شما.
من اگه بهتون بگم کیا اومدن دایرکت و بهم پیشنهاد دادن برای تبلیغات و همکاری، متوجه میشین چجوری امیرپارسا نشاط و امثالهم یهو تو توییتر بولد میشن و میان بالا. که استوریشون مثلا میشه پنجهزار یورو. که چجوری شما که واسه استوریش دهیورو هم نمیدادی، حاضر میشی با کمال میل هزاریورو بدی.
دارم وسط غصههام خرغلت میزنم، یهو یادت میافتم و پرتاب میشم وسط یهدشت گل. اونجا که دور تا دورت تا چشم کار میکنه گلای بنفش نمیدونمچیچیه و خورشید اون تهمها داره زورای آخرشو میزنه. من میگم آدمیزاد باید یکیو داشته باشه که وقتی یادش میوفته، پرتاب شه وسط دشت گل.
آقا یهموضوعی بود که من همیشه براش ذوق داشتم. با حرارت در موردش حرف میزدم و بحث میکردم. یهبار تو یهجمعی، یهنفر وسط حرفام یهجملهای گفت که شاید باورتون نشه ولی همهی شوق چندینسالهی من رو کشت. ببین جملهش ساده و گذری بودا، ولی انگار زد به مرکز شوق و ذوقم. خودشم خبر نداره.
شما یادتون نمیاد. تا چند سال پیش تو این مملکت یهچیزی داشتیم بهنام «حفظ آبرو».مخصوصا توی نسل پدرمادرامون. ملت سعی میکردن اگرم دستشون تنگه، کسی نفهمه. اما دیگه اینجوری نیست. انگار دیگه براشون مهم نیست فکوفامیل و آشنا بفهمن اینا حتی تو مایحتاج اولیهشون ممکنه گیر باشن.
نکتهی تلخ این ویدیو یهچیزه؛ با توجه به سن بچه، اینزن لااقل دهساله داره اینشخصیت کسشر لودهی آیکیوپایین دوزاری نادون رو تحمل میکنه. اینجور آدما فقط کیک تولد نمیزنن تو صورتت که. کل روزا و شبای زندگیتو سیاه میکنن. جون مادرتون موقع انتخاب طرف، اول به کاراکترش دقت کنین!
بچهها شما تو ۶۰سالگی تنها میرید مستراح. کمک هم نمیخواد. پدر و مادر ۷۵سالهی من هم تنها میرن مستراح. یهخاطر مستراح ازدواج نکنید.
همه دنبال آدم خوبن. بابا خوب خودت آدم خوبی باش. امن باش. محرم باش. پشت مردم حرف نزن. دل آدما رو نشکون. سرتو تو ماتحت بقیه نکن. آدما رو از نقطهضعفشون نزن. چشماتو ببند رو اشتباه آدما. ببخش. بگذر. دلتو گنده کن. نجیب باش. طوری باش که خودتو با خیال راحت تو آیینه نگاه کنی.
دقت کردین سگ سیاه افسردگی قشنگ پشماش ریخته رفته یهگوشه نشسته؟ اوضاع روح و روانا از افسردگی و اینا گذشته.
یه تهموندهای از بعضی سوگها انگار مونده باهام. گاهی سرم برمیگرده سمت یهصدا یا عطر یا چهره. من راستش نجیبم در سوگ. نجیبم در فقدان. اما بعضی از دستدادنا انگار فرق داره. سرت رو تا ابد میتونه برگردونه سمت خودش. جالا «چه بهنام، چه بهننگ». زور بعضی ازدستدادنا خیلی زیاده.
از این ترکیب «آدمْکسشر» هم خوشم میاد. خوب توصیف میکنه اینا رو که همهجوره نچسب و دوزاریان. لباس خوبم میپوشن کسشرن. حرفای قشنگم میزنن کسشرن. ذاتا کسشرن.
داشتم فکر میکردم اگه یهروز بخوام آخرین توییتم رو بزنم چی میگم. یاد این توییت افتادم… آدمیزاد یهروزی یهقبر میکنه، آرزوهاشو میریزه توش و میشینه به نگاه کردن!
یهویدیو دیدم از وکیل آمریکایی که تخصصش خانواده و طلاقه. یهجاش میگفت «من تازه تو چهلسالگی فهمیدم نباید بذارم شومبولم واسه زندگیم تصمیم بگیره».
تو فقط مدیون من نیستی. تو مدیون همهی آدمایی هستی که سر راه من قرار میگیرن و من بهجای پروانه، تو دلم شک و ترس جوونه میزنه.
تو اپیزود جدید رختکن بازندهها، پروین عمرانی رو که دوتا بچهش همزمان از دستش رفتن، بهخاطر باور بعضی خرافات، زیرپوستی مسخره میکردن. پروین جواب داد من باور کردم چون «گمشدهای» داشتم. با خودم گفتم تنها فاکتوری که در قضاوت آدما حواسم بهش نبوده همینه. که این آدم گمشدهای داره یا نه.





