Pinned Tweet
پس یک #درخت_بریده بگذار و رد شو.
با گذاشتن عکس درختان تازه قطع شده به همراه آدرس آن، کمک کنید فهرستی از درختانی که قربانی سوءمدیریت تهران میشوند را اینجا جمع کنیم برای آینده.
تنههای بریده شده و در انتها، درختی که خشکانده شده و آماده قطع است.
-خیابان بیستودوم یوسفآباد.
| زنگ ساعت ۲:۳۰ عصر خورد و گوردن داشت با بسته سیگارش ور میرفت.
تو کفِ سیگار بود اما فقط ۴ نخ داشت و باید با همان پاکت، خودش را از چهارشنبه به جمعه میرساند. چون تا آن وقت خبری از پول نبود. گذراندن شب و روز بعد بدون سیگار برایش قابل تحمل نبود. |
- درخت زندگی، جورج اورول
چیزها؛ retweeted
برای شما که زیبایی را در جزئیات متفاوت میبینید.
ترکیبی از رنگ، بافت و خیال؛ که روح هنر سنتی را در کالبدی مدرن دمیده است.
با نقشی از چشمها بر روی چوب بارون خورده سبز بدنه که از دل قصهها آمده با پارچهی نشیمن ۴۰تکه از پلیورهای قدیمی، در کنار رنگهای پتینهکاریشدهی بدنه.
«فروغ خود سينما بود».
وقتی سلیمان میناسیان این چنین فروغ فرخزاد را توصیف میکند بعید نیست سالها بعد، مرگش در سکوت معنادار جامعه هنری داخل و خارج برگزار شود. غول فیلمبرداری دهه چهل و پنجاه ایران، چشم ابراهیم گلستان و چهره کلیدی خانه سیاه استِ فروغ مرده و حتی مرگش بهانهای نشده/
این سکوت، انتقامیست که جامعه هنری محافظهکار ایرانی دارد از مردی میگیرد که یک تنه و بیآن ادا و اطوارهای گلستانوار پشت فروغ ایستاد چون به او ایمان داشت:
«فروغ، هنرمندی بود که استعدادها و خلاقیتهایش در استودیو گلستان شکوفا شد.»
او همان کسی بود که بیترس، جزامیان را بغل میکرد.
چیزها؛ retweeted
جلوی آثار حسین ماهر دچار aesthetic arrest میشم، تعلیق محض در برابر خوب بودن یک چیز.
| جوانیی تو
مال علفهایی بود
که خشّوخشّ میکردند و خواب نمیدیدند...
اکنون رؤیا
پیرم میکند. |
- بیژن الهی
شما در حال تماشای عکسی از حمید شاهرخ هستید که حوالی سال ۱۳۵۹ از بیژن الهی گرفته است.
چیزها؛ retweeted
وسط بگایی نشستهایم در انتظار بگاییِ در راه که بیاید و این بگایی را جمع کند تا فردا که معلوم شود کدام بگایی بیشتر ما را به گا داده؛ درست شبیه به همین نقاشی بکشینسکی.
دوستی همیشه میگفت: وقتی فقط یکی اون توئه، شک نکن یکی اون بالا منتظره و داره درجا میزنه که ناغافل فرو بره.
Replying to @CompanyArtSt
در خانه خود به قتل رسید.
بکشینسکی که این دو مرگ، کارش را ساخته بودند، از سال ۲۰۰۰ دست از کار کشید و خانهنشین شد.
صبح ۲۱ فوریه، وقتی نوجوان کارگر فروشگاه محل، خریدهای بکشینسکی را تحویلش داد خواست او را بتیغد اما با اولین «نه»، به پیرمرد هفده ضربه چاقو زد و از آپارتمان گریخت.
چیزها؛ retweeted
رو تُرُشای چرا مگر صاف نبُد شراب تو؟
از پی امتحان بخور یک قدح از شراب ما
—مولانا، شمس
پیشنهاد تماشا:
صندلیها، صندوقها و کمدهایی که از انباریها بیرون آمدند و زندگی تازهای پیدا کردند.
#چیزهای_انباری
#استودیو_کمپانی
teapawt.net/CompanyArtSt/status/21…
مجموعه اخیر محمدحسین ماهر با عنوان «بازی» علاوه بر آنکه اوج هنری مسیر او بوده، نوعی بازتاب وضعیت «گیر کردگی» تاریخی ما ایرانیهاست؛ ما در نقش نایس و امن و توصیهشدهی «تماشاچی» گیر کردهایم. پس نه بازی مهم است و نه بازیگرانش وقتی تماشاچیان خود بازیگران اصلی هستند.
| بهنظرم پیرامونم را وسوسههایی فرا گرفته؛ وسوسهٔ کلیشهها، وسوسهٔ اوهام، وسوسهٔ مکانهای عمومی و ایدههای هنری غریب و کلاً فیلمبرداری صحنههای زیبا و تأثیرگذار بهخاطر کف زدن. اما نمیارزد که همهچیز را خراب کنم و از این راهی که در پیش گرفتهام بازگردم. |
- آندری تارکوفسکی
این تو بودی تو -كه از نگاه من بوی دریا گرفتی و حال كه خود یك موج این كنارهای، باری دریغ مدار، شاكر باش برین همه چیزها كه از دست میدهی و میدهی-تنها برای آنكه باز بغلتی و دوباره بغلتی و باز بغلتی و غلغل زنجیر تبسم زمان شوی.
بخشی از نامه بیژن الهی به شجاعی
دری رو به دریا
بهجت صدر
چیزها؛ retweeted
لحظاتی از هنر معاصر ایران که میشود بدون ترس از کنف شدن زیبایی را ستود.
اثری از بهجت صدر که احتمالا در سال ۱۳۵۴ و در واکنش به اصلاحات ارضی کشیده شده است.














































