An Underground Network of Women Journalists Reporting from Within Afghanistan

Joined September 2023
"Our crime was studying. I accepted this prison for the sake of my education. At night we were very afraid. When I felt homesick, I would look at the sky from a corner of the courtyard. kaajmag.com/2219/
90
محل آموزش، زیرزمین یک خانه بود؛ فضایی با چهار اتاق که ۲۱ دختر از ولایت‌های لغمان، خوست، لوگر، کنر، وردک، پکتیا، پکتیکا، پروان، کاپیسا و نورستان در آن درس می‌خواندند و زندگی می‌کردند. kaajmag.com/fa/2181/
1
2
4
438
حسنا از شرایط آن‌جا چنین روایت می‌کند: «ما در همان‌جا هم درس می‌خواندیم و هم زندگی می‌کردیم. دروازۀ آن محل هیچ لوحه‌ای نداشت و دروازۀ حویلی همیشه قفل بود. کارکنان، غذا را از بیرون برای ما می‌آوردند. تمام استادان ما زن بودند. اجازه نداشتیم حتی پنجرۀ کوچک اتاق‌ها را باز کنیم.»
179
فراغت در تاریکی زیر زمین؛ روایتی از شب‌های پنهانی حسنا دختری از شرق افغانستان چگونه در برابر ممنوعیت طالبان و شایعات قریه ایستادگی کرد تا در زیرزمین به رویاهایش برسد؟ kaajmag.com/fa/2181/
2
6
226
افراد بازداشت‌شده به دلیل انتشار این ویدیو و تصاویر مرتبط با آن بازداشت شده‌اند؛ اما شمار دقیق آنان، محل نگهداری و وضعیت کنونی‌شان هنوز مشخص نیست. باید گفته شود که مقام‌های محلی طالبان تاکنون در این باره اظهار نظر نکرده‌اند.
1
13
یک زن باردار در بامیان، برای رسیدن به مرکز صحی و به دنیا آوردن فرزندش، بیش از چهار ساعت با خر راه پیموده است، روایتی که دشواری دسترسی باشندگان مناطق دوردست افغانستان به خدمات صحی را نشان می‌دهد.
1
2
130
سازمان پزشکان بدون مرز روز سه‌شنبه، ۲۱ میزان، اعلام کرده است که این رویداد در منطقه «باغک دره» بامیان رخ داده است. به گفته این سازمان، مسلمه، زن باردار، شب گذشته از خانه مادرش با خر به یک کلینیک منتقل شد و با کمک یکی از کارکنان صحی نوزادش را به دنیا آورد.
1
74
این کلینیک با حمایت سازمان پزشکان بدون مرز فعالیت می‌کند. با این حال، مسلمه برای بازگشت به خانه نیز ناگزیر است از خر استفاده کند. مادر او در این مورد گفت: (( رفتن با خر بسیار دشوار است. کودک را من در آغوش می‌گیرم و دخترم سوار خر شود.))
29
بر اساس گزارش‌هایی که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده، رقیه، دختر ۱۷ ساله، پس از مخالفت با تلاش خانواده‌اش برای وادار کردن او به دو ازدواج، جان باخته است. تاکنون اطلاعات قابل اتکایی درباره چگونگی مرگ او منتشر نشده و مشخص نیست که مرگ رقیه در نتیجه خودکشی بوده یا به قتل رسیده است.
1
122
دیدنِ این‌که جهان همین چیزی نیست که امروز جلوی چشم ما است. من نمی‌توانم به این کودکان قول بدهم که هرچه بخواهند، به‌دست خواهند آورد. نمی‌توانم دروغ زیبایی بسازم و اسمش را امید بگذارم. اما می‌توانم به آن‌ها چیزی واقعی‌تر بدهم: حقِ فکر کردن. حقِ سؤال داشتن. حقِ خواستن.
2
103
کاج از دختران و زنان افغانستان دعوت می‌کند تا روزانه‌نویسی‌ها، حسرت‌نوشت‌ها، امیدها، ناامیدی‌ها، آرزوها، ترس‌ها، تجربه‌های شخصی روز‌های دشوار و دیگر نوشته‌های خود را با ما شریک سازند. روایت‌هایی که آنچه امروز تجربه می‌شود را برای فردا ثبت می‌کنند. نوشته‌تان را برای ما بفرستید.
1
98
رویای ما ساده است؛ یک صنف، یک کتاب و فرصت یادگرفتن.
76
مأموران امر به معروف و نهی از منکر طالبان در هرات، در ادامه برخورد با زنان به دلیل آنچه «عدم رعایت پوشش مورد نظر» این گروه عنوان می‌شود، روز شنبه، چهارم میزان، دست‌کم هشت زن را در منطقه جبرئیل این ولایت بازداشت کرده‌اند.
1
1
2
92
یک منبع در ریاست امر به معروف و نهی از منکر طالبان در هرات می‌گوید که این روند در بخش‌های دیگر شهر، از جمله منطقه «۶۴ متره»، نیز ادامه داشته است. به گفته منبع، مأموران این اداره با گشت‌زنی در سطح شهر، پوشش زنان و دختران را بررسی می‌کنند و در روزهای اخیر شماری از آنان را با خود بر
28
من آرزو داشتم که در آینده انجنیر شوم؛ کسی باشم که در سراسر کشور مردم مرا به نام «قافله نیازی» بشناسند و به خودم افتخار کنم. علاقه‌ام به مکتب آن‌قدر زیاد بود که نهادهای محلی مرا به‌عنوان یک شاگرد فعال و ممتاز به قریه‌ها می‌فرستادند تا برای دختران درباره فواید آموزش صحبت کنم
1
1
213
در ابتدا فکر می‌کردم این محدودیت موقتی است؛ اما افسوس، اکنون پنج سال از آن می‌گذرد. من هنوز هم درس می‌خوانم. شاید از آن درس‌ها موردی را بیاموزم، اما هیچ انگیزه‌ای ندارم. اقارب و خویش و قوم ما هر وقت مرا می‌بینند، می‌گویند: «این درس خواندن چه فایده‌ای برایت دارد؟»
1
42
وقتی در خانه درباره نامزدی و ازدواج من صحبت می‌شود پدرم با نگاهی معنادار به من می‌نگرد و می‌گوید: «اگر ازدواج نکنی، پس چه خواهی کرد؟» این موضوع مرا بسیار ناراحت می‌کند. گاهی حس می‌کنم در خانه اضافی هستم. این سن، سن پیشرفت بود؛ اما اگر صادق باشم، شاید آن‌ها برحق هم باشند.
13
در صنف هشتم بودم که مکتب ما بسته شد. آرزوهای زیادی داشتم. این وضعیت مرا بسیار ناراحت کرده است، زیرا در چنین شرایطی هیچ‌یک از آرزوهای ما برآورده نمی‌شود و نگرانی‌ها روزبه‌روز بیشتر می‌شود. تمام آرزوهای من از طریق آموزش قابل تحقق بود.
1
3
187
زمانی که در صنف پنجم بودم، به پدرم می‌گفتم که تمام عمرم درس می‌خوانم؛ وقتی یک رشته را تمام کنم، رشته دیگری را آغاز خواهم کرد. اما اکنون با مشکلات روانی روبه‌رو شده‌ام. هر صبح، حتی اگر خوابم کامل باشد، به‌سختی از خواب بیدار می‌شوم. زندگی برایم بسیار خسته‌کننده شده است.
1
1
71
من دیوانه‌وار مکتبم را دوست داشتم. حتی اگر پنجاه سال هم بگذرد، باز هم آرزو دارم تحصیلاتم را تکمیل کنم. وقتی رفتار طالبان با زنان را می‌بینم، قلبم می‌شکند. نه آموزش وجود دارد، نه کار است. تا چه زمانی باید در خانه بنشینیم؟ من دیگر هیچ امیدی به آینده ندارم…
45