اشتیلر (@LostStiller) header
اشتیلر (@LostStiller) profile picture

فرزند خواب‌های جهان.

در دفترچه‌ای رنگی
Joined November 2023
Photo by اشتیلر (@LostStiller)Photo by اشتیلر (@LostStiller)Photo by اشتیلر (@LostStiller)Photo by اشتیلر (@LostStiller)Photo by اشتیلر (@LostStiller)Photo by اشتیلر (@LostStiller)Photo by اشتیلر (@LostStiller)Photo by اشتیلر (@LostStiller)Photo by اشتیلر (@LostStiller)Photo by اشتیلر (@LostStiller)
دکترها گفته‌اند افسرده‌ای. اما تو فقط اسبی هستی که پاش شکسته و دویدن یادش نمی‌رود. -من شماره سه، عطیه عطارزاده.
4
95
16,364
دلم برای خوندن مجموعه‌های طولانی تنگ شده. از صبح کتاب‌خونه‌ی جدیدم رو زیر و رو کردم و آخرش بین سه‌گانه‌ی آگوتا کریستوف و مجموعه‌ی باندینی جان فانته موندم.
31
350
از تغییر آدم‌ها ناراحت می‌شم، نه چون اشتباه شناخته بودمشون یا واقعی نبود، بیشتر برای نسخه‌ای ازشون که در گذشته جا موند و حالا فقط من به یادش می‌آرم. اگه منم فراموش کنم، کی نگهبانش می‌مونه؟
4
37
558
جالبه خودتو گم می‌‌کنی، چند ماه بعد پیداش می‌شه و می‌فهمی بلدی کیک بپزی، به اساطیر یونان علاقه‌مند شدی، اهل تماشا کردن پرنده‌هایی و باز درونت یه شعله‌ای زنده مونده که فکر می‌کردی از دستش دادی.
21
418
27
3,988
53,994
اشتیلر retweeted
wishing i was fluent in every language just to read their poetry and literature in its truest form without a translation pulling it apart.
58
13,014
410
49,615
533,964
این فیلسوف‌های پوچ‌گرا رو هم هیچ نمی‌فهمم، عزیزم من در ۱۳ سالگی به این چیزهایی که تو در موردشون کتاب نوشتی فکر می‌کردم.
2
1
57
1,185
دهه‌ی بیستم زندگی مثل بودن توی پشت صحنه‌ی یه تئاتره؛ همه در حال دویدنن، هر چند دقیقه دکور عوض می‌شه، صدای تشویق و هیاهو می‌آد و عده‌ای مشغول اجرای نمایشن. تو اما، از خلال پرده‌ی کنارزده‌ی سالن داری فکر می‌کنی به سمت درب خروجی بری و بذاری نمایش بدون تو ادامه پیدا کنه.
7
51
808
دست‌های اندوه رو رها کردم. می‌دونم که با بوی گلایل‌ها بالای سر خاک بهم برمی‌گرده. با آخرین نور زردی که بعد از اثاث‌کشی توی خونه می‌افته. وقتی زندگی دوست‌هام رو می‌بره به شهرهای بزرگ دنیا. وقتی یاد تو می‌افتم، با پیراهن سرمه‌ای و کیف سبزت، روی اون نیمکت. و گمونم که اشکالی نداره.
1
33
536
اشتیلر retweeted
“and if you love wholeheartedly, you’ll grieve wholeheartedly” oh…
35
3,695
304
11,816
235,331
انگار کل زندگیم تو یه خونه‌‌ی غریبه ایستادم، بیرون بارون زده و منم کاپشنم رو دستم گرفتم و حتی جایی واسه نشستن نیست.
1
11
112
1,629
یه چیزی هم هست به اسم «سندرم رمان اول» می‌گن آدم سعی می‌کنه کل دنیا و هرچیزی که می‌دونه رو توش جا بده. بوکوفسکی هم توی رمان عامه‌پسند بهش اشاره کرده بود.
31
491
من هنوز به اون یادداشت نانسی سورکین در مورد نمایشنامه الکترا اوریپید فکر می‌کنم: «ما پیش از آن که باقی زندگی‌مان را زندگی کنیم چه مدت باید غصه بخوریم و اندوهگین باشیم؟»
45
657
از خانم دلوی یاد گرفتم که همیشه می‌تونی از خونه بزنی بیرون، از لذت‌های کوچیک دنیا محروم نباشی، گل‌ها رو خودت بخری و در امتداد بلوارهای آمیخته به سایه‌ی برگ‌ها توی سرت قصه‌ای از گذشته‌ها رو هزارباره زندگی کنی.
4
40
564
تدریس به تینیجرها غمناکم می‌کنه وقتی قدم می‌زنم می‌بینم یکی بالا سر برگه‌‌ش نوشته "I wish I was special" و من نمی‌تونم بگم که عزیزم تو معمولی نیستی فقط ۱۴ سالته. تو خاصی و این دنیاست که متعارفه و پر از وحشت و خباثت.
1
2
59
931
دوست دارم چیزهایی به دست بیارم، شهرها و آدم‌هایی رو ملاقات کنم و قصه‌هایی رو بنویسم که در روایت «خودم بودن» حس برنده شدن بهم بده.
5
45
547
اشتیلر retweeted
معمولاً حواسم هست کارهایی رو که دلم می‌خواست آدم‌های اطرافم در حقم انجام بدن و ازم دریغ کردند، برای آدم‌های اطراف خودم در شرایط مشابه انجام بدم. یک تعهد شخصی کوچک.
2
4
65
1,127
وقتی قدم نمی‌رسه به شاخه‌ها یاد تو می‌افتم، با پرنده‌های سرگردون لب یه برکه خشک‌شده، با چیزهای لعنتی‌ای در این دنیا که تنها با آسیب‌پذیر بودن مهیا می‌شن، دور از دست‌ها و زمزمه‌هامی، می‌ترسم به‌خاطرت همه دنیا رو بگردم.
22
368
این چند روز که بیشتر در مورد آن کرسون خوندم، پیوندش با ادبیات و زبان یونانی برام جالب‌تر از همه بود، یک سال گذشته که خودم هم درگیر هومر بودم فهمیدم همه‌ی جهان‌های داستانی یک جایی در ساحل تروا شروع می‌شن.
1
28
529
دوستان من دارم یه سر می‌رم به گا، اگه کسی چیزی می‌خواد یا جا گذاشته براش بیارم برگشتنی.
7
40
650
قبل‌تر‌ها فکر می‌کردم دیوونگی شبیه مردنه، خاموش و تاریک. الان باورم شده که دیوونگی زنده‌تر بودن از بقیه‌س، مثل جیغ گمشده‌ی پرنده‌ها توی آسمون.
2
39
525