Pinned Tweet
امروز داشتم از چند ایست بازرسی رد میشد دیدم از زمانی که اینها دنبال نوار کاست بودند تو ماشینها، تا بعد که دنبال ویاچاس میگشتند و تا الان که دنبال پهباد هستند مکانیسم کشف و بازرسیشون تغییر نکرده.لامصبا یه ارتقایی، یه متد جدیدی. همون جور دنبال نوارکاست میگردید که دنبال پهباد؟
ج.ا آنقدرها موفق بوده که بتونه ما رو تا حد زیادی شبیه به خودش بکنه و نسبت بههم بیرحممون کنه.
متأسفانه ما در یکی از مهمترین مبارزهها مقابل ج.ا داریم میبازیم.
میگم طرح آقای فلانی جالبه در مورد موضوع ایکس. چرا قبول نکردی؟ میگه آخه حرف تازهای نداشت برام. یک هفته بعدش تو جمع میگه:
من مدیون آقای فلانی هستم در مورد موضوع ایکس (همون موضوعی که میگفت آقای فلانی هیچ حرف تازهای نداشت)😑😑
من بعدش دیگه میتونم با این آدم کار کنم؟
خیر
بهار retweeted
هما، پاس، آرارات و دارایی تیمهایی صاحب سبک و ریشهدار بودند با بازیکنانی خاص و گاه منحصر بفرد. از نیمه دوم دهه ۶۰ که اغلب جمعهها به امجدیه میرفتم، #حمید_علیدوستی برایم شمایلی دوستداشتنی داشت؛ مردی اهل ادبیات و فلسفه و موسیقی که فوتبالیستی قابل هم بود و مانند بسیاری قدر ندید.
بهار retweeted
سلام وقت بخیر
این دارو متاسفانه هرجا رفتیم نتونستیم پیدا کنیم
برای یک جوان ۲۵ساله هست
اگر عزیزی بتونه جور کنه
بهمون اطلاع بده
میشه لطف کنید این پست و حمایت کنید
دیده بشه ممنون
تو مسیر خونه یه داروخانهس که داروهای خاص داره. هربار، مخصوصاً صبحهای زود، که از جلوش رد میشم و صف طولانی مردم رو میبینم که زودتر ایستادند تا داروخانه باز بشه، دلم خون میشه. با این قیمتهای وحشتناک دارو و با دیدن چهرههای خسته و کلافه و غمگین آدم نفسش بند میاد.
از اون زمانها بود که دلم میخواست زودتر از اون جمع بیام بیرون و برم خونه و محکم در رو ببندم پشت سرم و تا مدتها دیگه کسی رو نبینم.
پ.ن:
این ولعِ دیدهشدن و سهمخواهیمون وسط هر ماجرای جمعی و گروهیای، درنهایت هیچوقت نگذاشته و نمیگذاره ما بتونیم کاری رو درست پیش ببریم.
امروز فهمیدم مامان تمام پنجشنبههایِ بعد از رفتنِ برادرم رو کنار عکسش شمع روشن میکرده و کماکان هم داره این کار رو میکنه؛ سی سالِ تمام. #مادر چه موجود عجیبیه.
شب اومدم تو آشپزخونه، یه بشقاب غذا کشیدم، درِ مایکروفر رو باز کردم که بشقاب رو بذارم دیدم اِ یه بشقاب پر از غذا اونجاست! گفتم کی این رو گذاشته اینجا؟
گویا چند دقیقه قبل خودم این کار رو کرده بودم اما یهو صدام کردن رفتم و برگشتم و ریست شدم. آخر هم یادم نیومد کِی این کار رو کردم.
هرکاری کردم این Muse نصب نشد چون لوکیشنم در پلیاستور ایران بود، که خب من ایرانم دیگه، و نمیشد هم دیگه تغییر داد. اون راه clear cash و اینها رو هم رفتم اما در نهایت نشد که نشد. یه هوش مصنوعی پیدا کرده بودم که بلد بود پیگیرِ آدم بشه اینم به ما ندیدن. تفو بر تو ای چرخ گردون
بهار retweeted
«پوست»
نمایشگاه طراحیهای #صالح_تسبیحی
به انتخاب علیرضا آدمبکان
۸ تا ۱۸ آبان ۱۴۰۵
افتتاحیه ۸ آبان ساعت ۴ عصر
بازدید هر روز از ساعت ۱۰ تا ۲۱، جمعهها از ساعت ۱۶ تا ۲۲
تهران، خیابان کریمخان زند، بین ایرانشهر و ماهشهر، شمارهی ۱۴۸، #گالری_ثالث
#طراحی #پوست
Skin
Works by #Saleh_Tasbihi
Selected by Alireza Adambakan
October 30 – November 9, 202
Saless Art Gallery
بهار retweeted
در پنجاه و نهمین سالروز بنیاد #تالار_رودکی یادی کنیم از بزرگانی چون بدیعالزمان فروزانفر، ذبیحالله صفا و پرویز ناتل خانلری که نام این شاعر و موسیقیدان بزرگ ایرانزمین را برای آن مکان زیبا پیشنهاد دادند.
امیدوارم برخی از اهالی کاهل موسیقی ایران، این تالار را به نام درستش بخوانند.
#تالار_رودکی پنجاه و هشت ساله شد.
معمار بنایی که هنوز آبرومندترین و برازندهترین تالار موسیقی، باله و رقص در ایران است، اوژن آفتاندلیانس (یِوگنی آفتانلیان)، معمار ایرانی معاصر است.
کلی کیف کردم امروز با تایملاین بعد از این همه ماه. از طرفی دلم پر کشید برای #شیراز و دلتنگی بیچارهم کرد. حالا اینها به کنار چیکار کنم که دلم آش سبزی میخواد و کلمپلو شیرازی؟ :))
من تشکر میکنم از هرکسی که باعث شد وسط این اخبار سیاه تورم و اعدام و جنگ، تایملاین ما با حال و هوای #شیراز زیبا بشه. نفسم باز شد. هر عکسی که از شیراز دیدم و هر اصطلاح شیرازیای که خوندم تصویر مادربزرگم اومد جلوی چشمم و صداش پیچید تو گوشم. قربون صفای همگیتون.
من عاشق شیرازم نه فقط چون شهر مادریه، کلاً #شیراز دلچسبه برام. اما اینکه برای طرفداری از یک شهر، شهر دیگری رو تخریب کنیم رو نه میفهمم و نه دوست دارم. ایران با این تنوعشه که زیباست. تنوع در خلق و خو و طبیعت و لهجه. مثلاً منشنهای این توییت رو بخونید و با اصطلاحات شیرازی کیف کنید
این نتیجهگیریها و حکمهای کلی و فلهای و بیبنیه و بیدقت یکی از بدترین صدمهها رو میزنه:
-زنها یا مردها همشون...
-روشنفکرها همشون...
-چپها یا راستها همشون...
این بیاحتیاطی فقط از روی هیجان و افراطه. من فراریام از افراط حتی اگر با اصلِ موضوع همسو باشم.
جوری سینوزیتم دچار فروپاشی شده که نفس تا میخواد از گرمگاه سینه بیاد بیرون به درِ بسته میخوره. از طریق بینی که نمیتونه تردد بکنه، مونده یک دهن باز که اونم گاهی باهاش یه آهی میکشم شبیه به نفس :))
چون عاقبت کار جهان نیستی است
انگار که نیستی چو هستی خوش باش
Replying to @ModiriBahar
خیام درون داری بهار:
از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن
فردا که نیامدهست فریاد مکن
بر نامده و گذشته بنیاد مکن
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن

















