عزیزم در جریان باش امشب وسط هر row که میکشیدم، با نهایت خشمم فحشت میدادم. ازت ممنونم چون باعث شدی رکورد خودمو ببینم.
من شب میخوام دفتر بخوابم. میرم باشگاه همونجا دوش هم میگیرم بعدش برمیگردم دفتر میخوابم. جدی توان این حجم ترافیکی که توش بودمو دیگه ندارم.
خداروشکر بک تو بک جلسه داشتم امروز و وقت نداشتم به خاطر خوبی هوا و شرایطم و این چیزی که توشم گریه کنم.
داداش ما تو ترافیکیم، بارون میاد نمیتونیم خوب واکنش بدیم.
بگو بندازنش دو ساعت دیرتر
خب دوستان امروز با ترافیک ماشین روبهرو نیستیم، با پارکینگ رسما داریم دست و پنجه نرم میکنیم. واقعاً و جداً ماشینا تکون نمیخورن.
یاد داستان اولدوز و عروسک سخنگو افتادم. همون موقعش هم من مدتها برای اولدوز تنها گریه میکردم.
یه جوری دنبال این شر و ورها هستین که انگار بدونین الان میزنه یا فردا فرقی داره. در هر صورت شما میتونی بشینی نگاه کنی ببینی خدا برات چی خواسته، پودر شی یا پودر شدن دیگرانو ببینی. هیچی ازت برنمیاد. وا بدین











