گربهه از سر کوچه دنبالم اومد و میخواست باهام بیاد تو خونه. آخرشم که بهش گفتم نمیشه عزیزم خودش رو جمع کرد و نشست جلوی در. قلبم.
گربهه امروز تو پارک پرید روی نیمکت و اومد بغلم لم داد. قلبش خیلی تند تند میزد و یه وقتهایی سرش رو میاورد بالا و نگاهم میکرد. قلبم.