انگار جهان در روزای پاییزی
فرصت بیشتری برای نفس کشیدن داره
میون خشخش برگا
و خیابونای خیس
چیزی درونم دوباره بیدار میشه
شوقِ سادهای برای بودن
دیدن
من به همین لحظههای کوچک دل بستهام
به فنجانی گرم
به خیالی رها
به موسیقی بیهوا
به آرامشی که نه از بیاتفاقی
که ازصلح باخودم میاد
هرچه روحم بیشتر زخم میخورد؛
بیشتر از احساساتم فاصله میگیرم؛
انگار برای دوام آوردن؛
باید بخشی از عاطفهام را خاموش کنم؛
کمکم به چیزهایی بیتفاوت میشوم؛
که روزی تمام وجودم را به هم میریختند؛
و این تلخترین شکلِ خسته شدن است؛
وقتی برای تسکین دردهایت؛
سرد میشوی...!
۱/۲
ما را جز خیالِ آرامطلبی نیست ز دنیا؛
نه در پیِ فتح جهانیم؛
نه تسخیر آدمها
دلمان سکوتی میخواهد به وسعتِ یک جهان؛
آدمهایی که پیچیدگیِ بودن را بفهمند؛
و لحظههایی که مجبور نباشیم چیزی را ثابت کنیم
ما از دنیا سهمی جز آرامش نمیخواهیم؛
اما چه سهمِ دشواریست؛
در این جهانِ پرهیاهو..
یه خواهش دوستانه؛
اگه فالو میکنید و انتظار بک دارید
قبلش یه نگاهی به توییتهام بندازید
با طرز فکرم آشنا بشید
ببینید نگاه من به دنیا از چه جنسیه
چون گاهی بک میزنم و با چیزی مواجه میشم که واقعاً حالم رو بد میکنه.
کاش قبل از اینکه آدمها رو به دنیای خودمون راه بدیم، کمی بیشتر
از یه جایی به بعد
دیگه نمیجنگی؛
نه بانشدن ها؛
نه با نبودنها؛
نه با تنهایی
و نه با واقعیتایی که سرِ سازگاری ندارن
میفهمی بلوغ
یعنی پذیرفتنِ چیزایی که تغییر نمیکنن
و رها کردنِ آنچه که سهم تو نیست؛
و از همه مهمتر
آشتی کردن با خودت؛
با تمامِ
آنچه بودی؛
آنچه شدی؛
و آنچه هرگز نشدی
آدما مرزهاتو تا جایی جابهجا میکنن؛
که خودت اجازه داده باشی؛
از جایی جسور میشن؛
که از خودت کوتاه میای
سکوتت رو رضایت
گذشتت رو ضعف
و مرزهاتو قابل عبور میبینن
بعضی آدما رو باید از همون اول متوقف کرد؛
قبل اینکه بیاحترامی به تو
براشون عادت شه
Never let disrespect become a habit
ای امید
ای نام فریبخوردهی رهایی
چه دروغی به پاکی ات آمیختهاند
که مارا چنین بیپناه
به مسلخ فردا میکشاند
مابه نام تو دل بستیم
به وعدهی روشنایی
به فردایی که قرار بود
پایان این همه تاریکی باشد
ای امیدچگونه نامت رابخوانیم
وقتی هر بار پناه آوردن به تو
بهایش قربانی شدن فردای ماست؟
اگه برای حفظ آرامشت باید ازبرخی آدما عبور کنی؛
عبور کن
اگه برای حفظ عزتنفست باید نه بگی؛
بگو
قرار نیست همیشه قهرمان قصهی دیگران بشی؛
گاهی در روایت آدمایی که به مرزات عادت ندارن تو آدم بدیه داستان میشی؛
چه بهتر!
بعضی نقشارو باید با افتخار پذیرفت؛
مخصوصاً وقتی بهاش حفظ خودت باشه
همینایی که آقا میلاد گفتن ؛ لطفا دست به دست کنید .
دوستان بندرعباسی؛ سلام
کیوسک سالهای دور یه وبلاگ بود که به معضلات شهری می پرداخت
بعد سالها دوباره و این بار در اینستاگرام فعال شده
دغدغه ش هم مشکلات روزمره و شهری هست
ممنون میشم در اینستاگرام فالو کنین و ازش حمایت کنین
اگر ریتوییت کنین، لطف بزرگی کردین ❤️
#بندرعباس
Kiyoosk_bnd
کاش سهمِ کسی بشی که حرومت نکنه
کسی که بدونه هر دلِ عاشقی
یه فرصتی برای ازمودن نیست؛
تو رو دوست داشته باشه؛
بیآنکه ناچار شی برای موندنش از شأنِ خودت کوتاه بیای؛
آخه بعضی آدمها تکرار نمیشن؛
قدرِ بعضی بودنا روکسی میفهمه که هنرِ نگه داشتنشون رو داشته باشه
بلد باشه ازت مراقبت کنه.
و شاید
هرچیزی در تبوتابِ روزای اول قشنگه
هنر واقعی موندنه؛
وقتی هیجانِ آغاز فروکش کرده؛
عادت؛ جای اشتیاقو گرفته؛
و دیگه خبری از ذوقِ روزای اول نیست؛
وقتی نه تازگیی مونده؛
نه شورِ کشف کردنی؛
فقط انتخابی آگاهانه برای ادامه دادن
هنر؛ عاشقِ شروعها بودن نیست؛
بلد بودنِ ادامه دادنه.
من خیلی ادم توهین نیستم
ولی در مورد امثال تو من نژاد پرستم
امثال تو از طویلتون اومدین از امتیازات ایران استفاده کردین
امتیاز مدرن شدن گرفتین از صدقه سر ایرونیا ؛تونستی بری همون اروپا
حالاهار شدی میگی طویله؟
حقتون همون حجاب برقع و طالبان دگوریه
حتی زبان نوشتاریتم فارسیه ورکینگ کلس
رسما به زمانی از زندگی رسیدم که دیگه برای هر چیزی انرژی خرج نمیکنم
ازصداهای غیرضروری
friendshipهای بیفایده
adviceهای ناخواسته
آدمای پُر ازego
خالی ازinsight فاصله میگیرم
ازآدمایی که باخودشیفتگی ندونسته از چیزایی که نمیدونن عجیب نظر میدن
وignoranceشونو باصدای بلند فریاد میزنن.
اگر تمام راههای رسیدن به هم بسته شد
اگر میان من و تو فاصله افتاد و روزی رسید که مثل دو غریبه از کنار خاطراتمان گذشتیم
بیا همهچیز را از نو شروع کنیم؛
نه از آنجا که تمام شدیم
از آنجا که هنوز چیزی در ما تمام نشده است.
از نو با من آشنا شو
شاید اینبار بلد باشیم همدیگر را گم نکنیم.
آره خوبم
میدونی تلخترین قسمت دوست داشتن چیه؟
اینکه میتونی نبودنشوبپذیری
رفتنشو توجیه کنی
خاطراتشو انکار کنی
حتی به خودت بقبولونی که دیگه تموم شده
اما نمیتونی بوی کسیوکه یه روز تموم جونت بوده
ازحافظت پاک کنی
همونطور که نِزار میگه
آره خوبم...
فقط بعضی چیزاهنوزبوی تو رو میدن.






