Pinned Tweet
زلف خاتون ظفر، شیفتهی پرچم توست
دیدهی فتح ابد، عاشق جولان تو باد
نه به تنها حیوانات و نباتات و جماد
هرچه در عالم اَمرست، بهفرمان تو باد.
#جاويدشاه
#پاينده_ایران
✌🏻♥️✨
۱:۳۰شب از مرکز شهر رسیدم خونه،
رفتم صورتم رو بشورم که وسطاش یادم افتاد ای داد! قرار بوده سر راه(۲تا کوچه بالاتر) برم دنبال خواهرم و فراموش کردم!
با صورت کفی زنگ زدم بهش،
سریع گفت«ببخشید! یادم رفتهبود قراره بیای دنبالم، اسنپ گرفتم و الان خونهام»
خلاصه که آره، اوضاع خیلی خیته.
جدی خیلی حرکت زشت و ضایعی بود!
واقعا دچار شرم نیابتی میشدم و باورم نمیشد تو قطعی اینترنت، مایی که بین بهت جنگ و کشتار خیابونی معلق بودیم، باید به جای اخبار، اراجیف این نوکیسههای غربتی رو میدیدیم و میخوندیم.
خاک عالم بر سر تربیت نداشتهی خانوادگیشون کنن آخه.
LiN☼𓃬 retweeted
در عادلانهترین انتخابات جهان، میان مردم ایران و گلولهها از صندوق جانهای بیگناه که تا ابد به زمین سرد ۱۸ و ۱۹ دیماه پیوند خوردند، یک نام فریاد شد! و آسمان ایران را شکافت. #جاويدشاه.
برای ایران شما @razapahlavi اعلیحضرت سیروس پهلوی سوم، رضاشاهدوم هستید.
خورشید پیش رویتان
مادربزرگم در عنفوان نودسالگی یه مقدار علائم آلزایمر پیدا کرده،
بعد یکیدوماه فرصت شد با خواهرم بریم بهش سر بزنیم، فکر کرد عید شده، پاشد از تو کیفش تراول درآوورد بهمون عیدی داد 🥲
در ادامه میخواست به بقیه هم عیدی بده که خاله کوچیکهم نذاشت =))
بچه مولوی ۱۰/۱۰ :)))✨
زادروزتون خجستهباد اعلیحضرت @PahlaviReza 🥂❤️
دیشب خوابدیدم حین پیادهروی در بیابان،
به جایی رسیدم که جبههی جنگاینا بود انگار،
همهچیز هم سیاهوسفید.
از یکی که داشت اسلحه بهدست می دوید پرسیدم اینجا کجاست؟
گفت اینجا فرانسهست و الان ججدومه!
گفتم عع…؟! ببخشید من اشتباهی اومدم🤦🏼♀️
همونو برگشتم و به پیادهروی ادامه دادم🚶🏼♀️
ولی جدی این تیال، اونی نیست که من ترکش کردم.
چه خبره! :))
ولی جالبهها، همونجوری که اکثر ممالک، از چین و اسرائیل تا آرژانتین و ونزوئلا، با ایرانیجماعت حال میکنن،
اکثرا -یا حتی همه- از ترک و ترکیه متنفرن، منتها ترکها عشکتر از اونن که همینم بفهمن =)))
LiN☼𓃬 retweeted
Replying to @_OldGat
نه نمیتونم.. مولانا شاید برای چنین وقتی نوشته :
صباح تو مرا نگذاشت تا شمعی برافروزم
عیان تو مرا نگذاشت تا من مستدل باشم
غمان تو مرا نگذاشت تا غمگین شوم یک دم
هوای تو مرا نگذاشت تا من آب و گل باشم
همه اجزای عالم را غم تو زنده میدارد
منم کز تو غمی خواهم که در وی مستقل باشم..
#علیرضا_سپاهی
هربار اعدام میکنن، ساعتها به بهت فرو میرم و بدنم لَختمیشه.
هیچوقت برای ما عادینمیشه؛
اما این حرومزادهها، خیلی عادی اعدام میکنن و حرامزادگانِ نه به جنگ و فاندی، عادیسازی.
تف و لعنت به موجودیت و اول و آخرتون.
تشنه و منتظر اون روزیام که به دست ما -بازماندگاندیماه- بیفتید.
LiN☼𓃬 retweeted
هر وقت آهنگ «باج» از ستار رو میشنوم دلم میریزه و یاد بچههایی میفتم که دستخالی رفتن جلوی گلوله و با خونشون نوشتن ایران، نوشتن جاویدشاه...
«هیهای مرا بشنو، اسب و من و دلْ خسته
من چاوش بیخویشم، با هقهقِ آوازم
راه سفرِ عاشق از گردنهبندان پُر
نامردم اگر از خون، این باج نپردازم»
خیر، فلایت رادار رو چک بفرمایید، اول بویینگ و بعد یه ایرباس ماهان بود؛
چراغاش عین چلچراغ روشن و از شمال به جنوب تهران، ارتفاع خیلی پایین به سمت فرودگاه آفتابه.
اسنپ گرفتهبودم،
یه ماشین مشکی صفر شیشهدودی اومد،
درو باز کردم راننده رو دیدم انگار مدله، پیراهن سفید مردونهی تمییییز، بدن باشگاهی، شیشتیغ، موها گویی تازه از زیردست آرایشگر پاشده.
ماشین برق میزد و خوشبو،
گفتم خدایا این کیه؟ من کجام؟ نکنه آدم مهمی شدم که تشریفات اومده دنبالم؟
طرفای ظهر خبر تاییدنشدهش اومد.
از خوشحالی تو خونه داد میزدم و گریه میکردم.
گفت: «توروخدا آروم باش، هنوز تاییدنشده، دوباره یوقت ضدحال میخوریما!»
نشستیم پای تیوی تا شب که رو مبل خوابمبرد.
یهآن دستش رو روی کتفم حسکردم، چشمامو باز کردم دیدم با یه لبخند گنده، چشمای پر اشک
















