به موبایل مامان زنگ زدم
سلام و احوالپرسی رو شروع کردیم
صدای تلفن خونه اومد
گفتم قطع کن
حتمن خاله جون زنگ زده ( خاله بزرگم)
دو تا خواهر به هم زنگ میزنن
روزی جند بار صحبت میکنند.
دلخوشیشون همینه .
امروز
دلت گرم
به نفسهات
که بی منت برات دم میگیره
دلت گرم به چشمات
که قشنگیها رو نشونت میده
دلت گرم به دستات
که آغوشت میگیره
دلت گرم به پاهات
که همراهته
دلت گرم به دلت
که دل نشکستی
چون خدا توشه
دل نوشته
دیشب دوره ی خانمهای فامیل همسر بودم
دختر عموی زیبای همسر دبیر ریاضی هست صدایی بسیار زیبا و دلنشین داره و آوازهای دل انگیزی میخونه
و همینطور زن عمو
دو تا از عمه ها اشعارشون رو خوندن
مجلس رقص و آواز و شعر
البته همشون هم فرهنگی هستن .
ی صبح دل انگیز
جمعه ای شاد
وکودکی
گیسوانی
پر پیچ وتاب
روی زانوان پدر
و
دندانه های شانه
حلقه های مویت را
نوازش میکند
و روبان سفید با خالهای قرمز
مثل تاج
و تو در آینه میخندی
تا مادر بگوید
بخند
تا دنیا به رویت بخندد
zahra retweeted
Replying to @syawwsh_121
یاد تو حس قشنگی است که در دل دارم.
تو چه باشی چه نباشی نگهش می دارم..
تو زیبایی
مثل ماه
که تنها
در آسمان خیالم
میدرخشد
گاهی
چون داس
که کشتزار دلم را
درو میکند
و گاهی
چون قرصی درخشان
که دریای دلم را
ساحل گرمت
به آغوش میکشد.
دلنوشته : 6/ 8/ 1405
آفتاب سرد
رخوت تن
چشمان خمار
و شادی
برقص
با ترانه ی زندگی
و برای دلت
شادی بساز
حتی با عطر چای تازه دم
دلنوشته
زن گفت : میرم تراپی برام پول میزنی
مرد گفت : به تو نمیدم ، میریزم به حساب دکتر ، شماره کارت رو دارم
زن گفت : کرایه راه بهم نمیدی
مرد گفت : از پول قسط که مونده همون کرایه بده
زن رفت
زن رفت
زن رفت
دل سخت
نا مهربان
قوی تر
برگشت
پدرم همیشه ی حرف قشنگی بهمون میزد
میگفت
وقتی یکی باهاتون صحبت میکنه
بهش گوش ندین
بهش دل بدین
وقتایی دل بدین
میفهمین چی میگه
به دلتون میشینه
گوش که بدین
این گوش در اون گوش دروازه
بهم دل بدیم
غم غربت نداره
اونجا که خو نه ی ماست
بانو هایده خونده
جایی که دل خوشه
اسمش خونه است
بوی نون
چای تازه دم
وقتی بیرون داره برف میباره
دلت ذوق کنه
چقدر دلت گرمِ
که جات امنِ
دیروز ساعت 5 ساری وقت دکتر داشتم . ساعت 4 رسیدم . هرکاری کردم دلم راضی نشد به مامان سر نزنم . بهش نکفته بودم 20 دقیقه پیشش موندم بعد رفتم دکتر و برگشتم بابلسر . 20 دقیقه آرامشی بود که هیچ جای دنیا برام نیست .







