چرا هیچکی در مورد شیش هفت سال پیش توییتر فارسی حرف نمیزنه؟ یکی عکس کاخ میذاشت میگفت نشستم تو خونه. یکی عکس پرایوت جت منشن میکرد میگفت دارم میام. اون یکی عکس ایفون طلا میذاشت که بذار بهت زنگ بزنم. بقیه هم عکس صندلی و شربت میذاشتن برای پذیرایی از منشن خوانان :))))
نمیدونید چقدر میتونه ناراحت کننده باشه حتی کسیو واسه ساده ترین گفتگوها نداشته باشی. نمیدونم مثلا فلان چیزو خریدم٫ امروز رفتم فلان جا٫ این سریاله رو دارم میبینم چمیدونم فلان موزیک چقد قشنگه یا امروز یه نینی بانمک دیدم.
از مشکلات متولدین ۷۹ اینطوری براتون بگم که مثلا سرکارمون تو دفتر ما ۵ نفریم دوتاشون متولد اوایل هفتادن و دوتاشون اواسط هشتاد. و من با هیچکدوم نمیتونم ارتباط بگیرم🫠
پیش اینا حس میکنم ۶۰ سالمه و پیش اونا حس میکنم بچهام. 😭
جدی نه تو دهه هفتاد جا میشیم نه هشتاد.
اون شخصیت من که قبل از دی ماه ۴۰۴ وجود داشت هیچوقت قرار نیست برگرده.
من توی این ۸ ماه یه انسان دیگه شدم.
امروز یه نینی کوچولو درحالی که یه فیله سوخاری دستش بود و تند تند یه جمله نامفهوم رو تکرار میکرد و باباش اهمیتی نمیداد٫ مامانش برگشت کفت داره میگه سس بریز :)))))
بامزه ترین چیزی که در ۳ ماه اخیر دیدم
ادم میره توییتهای چندسال قبلشو میخونه روند زوال و بدبختی میکوبه توی صورتش.
جدی قبلا چقدر همچی خوب بود:))
نیکیتای دوم retweeted
یکی از ساید افکتای بزرگسالی اینه که باید بپذیری یه سری چیزا قرار نبست برای تو باشن.









