قیمت نفت که ۱۲۰ دلار شد
دلار هم ۲۷۲ هزار شد
مام که دیگه کاری با اینترنت نداریم :)
قطع کنید
ولی این دفه که وصل شد ناموسأ دیگه نباشید
نبااااااشیییییید
به مدیرعاملمون میگم عملکردتون در این یه سال اخیر طوریه که انگار همه چی روو هواست ، منم دیگه رغبتی برای مأموریت رفتن و جستجوی مشتری جدید ندارم؛
نه مواد اولیه تأمین میکنید نه ملزومات
میگه : کمکاریتو پای عملکرد من نذار
ولی..👇
میگفت:
من دیوونهی رفتارای یهوییام؛
عکسِ یهویی،بغلِ یهویی،
Videomessageیهویی،
گلِ یهویی
نمیفهمیدم چی میگه؛
تازه فهمیدم بعضی چیزا رو نمیشه قبل از تجربهکردن دوست داشت یا نداشت؛
باید یه آدمی از راه برسه که یهجوری غافلگیرت کنه،که تازه بفهمی دلت از اول هم برای همین چیزا ضعف داشته
این قضیه که وقتی بین دوراهی گیر کردی
با خواهرات مشورت کنی، وارد سه راهی میشی
توو زمینههای مختلف، برای ما اتفاق میفته 🫠
ساعت ۷ صبح با صدای پایین اومدنِ یکی از اهالی ساختمون از پلهها بیدار شدم
به قدری بلند و روو مخ بود که ناخودآگاه با صدای بلند گفتم مگه پوتین سربازی پوشیدی ک اینجوری پا میکوبی !؟!
گفت آره :)
یه خانوم بود :/
اصلا فکر نمیکردم کفش زنونه این حجم صدارو تولید کنه :(
پشت چراغ قرمز غرق فکر بودم که یهو یه نرِ خر سرشو چسبوند به شیشهی ماشینم و داد زد: «هیچکی تو این دنیا به اندازهی من عاشقت نیست!»😐
سرش داد زدم و بوق زدم، رفت اونور ماشین دوباره سرشو چسبوند به شیشه. دیدم داره رندوم رانندههای خانوم رو انتخاب میکنه برای ابراز عشق، حرومزاده.
وقتی بعد از یه تنهاییِ نسبتأ طولانی ، با فردی که دیدگاهی نزدیک به دیدگاه شما داره آشنا میشی؛ انگار از کُمای احساسی خارج شدی، ناخودآگاه احساساتت فوران میکنه؛
تشخیص اینکه این احساسات داره جای درستی خرج میشه یا نه، خیلی سخته.
ممکنه دوباره شمارو ببره توو کُما.
کافیه ۱۰ دقیقه با ماشین مرکز شهر و محدودهی بازار رانندگی کنی تا متوجه شی فحشهایی که فکر میکردی بلد نیستی رو درواقع بلد بودی؛ فقط به کارِت نیومده بود تا الان :/
هی زنگ زنگ از دیروز
که پیشفاکتور بفرست
باز زنگ و زنگ چونه بزن ،تخفیف بگیر
خلاصه قیمت رو بستیم و پیشفاکتور اصلاح شد و تایید داد و شمارهحساب گرفت.
به مرحلهی واریز که رسید ناپدید شد!
خریدار نیستی واسه چی وقت منو میگیری پدرسگِ حمال؟
نکنه میخوای بارِ مُفت بفرستم جلو در انبارتون!
گفتهام شالِ تو را در کَفَنم بُگذارند
تا میانِ لَحَد از عطرِ تو خوابم ببرَد
قرنها بَعد، اگر قبرِ مرا نَبش کنند،
کَفَنی نیست، تَنی نیست ولی بوی تو هست





