از ما گفتن، کسی که دروغ و فریب براش قاعده است، برای کسی استثناء قائل نمیشه. انسان آخرش خلاصهی عادتهاشه.
این هفته که گذشت «آپولون» توی جُنگ کناره و «فیلمنامهٔ پروست» در نشر نی درومد.
«آپولون» اولین بخش از نوشتههای روزگار دو سال گذشته است. پروست رو سال ۹۷ ترجمه کرده بودم.
این روزها گوشی به دست، کیف پول به دست و دزدخورش ملسه راه میرم ببینم کسی میآد سمتم که یکم سطح خشم و ریکاوریِ آمادگی جسمانیم رو تست کنم. فکر کنم عدم موفقیتم توی کتک خوردن هم بهخاطر مدل گوشیه.
ادراکْ دیدن و فهمیدنِ دنیا از چشم خودمونه، و یک قضیهی کاملاً شخصی. نقطهنظرْ دیدن از چشم دیگرانه، و تلاش برای فهمیدنشون، دیدن و درک دنیایی یکسره متفاوت؛ نخندیدن، نگریستن، نفرت نورزیدن، فقط فهمیدن.
همچنان به نظرم تعریف ارسطو از دوست داشتن پاکبازانهترینِ تعاریفه:
«بگذارید فرض کنیم که دوست داشتن یعنی خواستنِ چیزی برای کسی که آن چیز، برای او، نه برای خودمان، خوب باشد و بهکار بستنِ هرچه در توان داریم برای اینکه آن را برای او فراهم کنیم.»
هوا گرمه، کوچه غمگین، ولی دشمن خسته. زیر لب به سایه میگم این قصهها که میبافی، برای پوشوندن کدوم واقعیت تلخه؟
من کلاً خواب نمیبینم یا یادم نمیمونه. وسط جلسه یهو بارقهوار خواب دیشب یادم افتاد. گرگ حمله کرده بود داشتم باهاش میجنگیدم. عجب.



