Pinned Tweet
کجا بودی ای خداوند آنگاه که کشوری زیبا را ویران می کردند
کجا بودی ای خداوند زمانی که از شدت درد مجنون وار دعا می کردیم
کجا بودی ای خداوند آنگاه که چشمان عدالت بسته شدند
کجا بودی ای خداوند وقتی دعا بر لبهای ملتم سرد شد
ترانه و آوازی از آرتور مسچیان
زور ملک الموت بیشتر بود. ما هر چی زور زدیم هر چی سگ دو زدیم نشد. بابا این قدر عجله داشت یه شب فقط بستری بود. صبح زنگ زدن بیاین. جیگرم آتیش گرفت. نفسم رفت. بابای نازنینم بابای قشنگم تو دو روز کارشو جمع کرد رفت خوابید.
چطور اون آتیش جیگرم رو خاموش کنم نمی دونم.
چهار سال بابا جنگید، ما هم دوش به دوشش. کلی با هم سختی و بلندی رو طی کردیم. کلی تنهایی اشک ریختم ولی ادامه دادم.
اما فرشته مرگ زورش بیشتره. کم کم اومد جلو و ما هم کم کم شکست خوردیم.
حالا بابا رسیده به آخرین مبارزه و داره می بازه و ما هیچ کاری نمی تونیم بکنیم.
به نظر میاد روزهای و ماه های پیش رو پر از اتفاق و حوادث و غیره و ... باشه.
امیدوارم به سلامت ازشون رد شیم و گزندی به وطن دوست ها و مردم عادی نرسه.
تو گودر بعد پلاس یه خانومی بود به اسم آذر.
یه بار اومد کلا کچل کرد و عکس هم گذاشت. الان فکر می کنم عجب حرکتی زده بود. دل کندن از مو اونم خانوم خیلی چیز عجیبیه به نظرم.
یادش بخیر شیفت شب توییتر و پلاس
الان تو تایملاین من یه آشپز هست یه گیسو بلند یکی متن از سعدی گذاشته و دیگه هیشکی نیست.
هشت ماه پیش تا الان خون کف خیابون رو شستن.
ولی مگه خون بیگناه قابل شستن و پاک کردنه.
این قدر می جوشه این قدر می جوشه تا یقه قاتل رو بگیره.
هشت ماه پیش تو همین ساعت ها، یه سری جاویدنام، آخرین صوبونه عمرشون رو خوردن و رفتن که روزشون رو شروع کنن و شب پر بکشن از این دنیای فانی
بارون شد با رعد و برق .
حبیب هم داره می خونه
ﺑﺰن ﺑﺎران ﻛﻪ دﻳﻦ را دام ﻛﺮدﻧﺪ، ﺷﻜﺎر ﺧﻠﻖ و ﺻﻴﺪ ﺧﺎم ﻛﺮدﻧﺪ
ﺑﺰن ﺑﺎران ﺧﺪا ﺑﺎزﻳﭽﻪ ای ﺷﺪ، ﻛﻪ ﺑﺎ آن ﻛﺴﺐ ﻧﻨﮓ و ﻧﺎم ﻛﺮدﻧﺪ
چه با مسما.
تایم لاین من شده ترکیب سیپد و سیاه، حال و هوای ترمیناتور یک و دو ، سلطان قلب ها ،موهای فرفری دلبرانه ، مدونا و سی سی کچ ، فردین و فرزین ، الیزابت تایلور و یول برینر تو لاله زار، سینما ده شاهی ....
من مال اون دوران بودم نه این دوران سیاه کثیف زشت
تو همت بودم دیدم لوکیشن زده فیلستان
حیرت زده که این کجاست دیدم GPS ها رو ترکوندن.
برای یه دارو ساده شش تا داروخونه سر زدم تا پیدا کردم.
یه خودکار آشغال چسکی هفتاد و پنج هزار تومن.
آلودگی هوا خفه ام کرد.
معلوم نیست برق می ره یا نه که سیستم ها رو روشن کنم 😭
سهم فروپاشی روانی امروزم یه کلیپ بود روش ترانه دلتنگم از بهنام بانی میکس کرده بودن، مادر و پدر یکی از جاویدنام ها داشتن وسائلش رو جمع می کردن.
پیرهنش رو بغل می کردن و اشک سرایز می شد.
چقدر باید یکی قساوت قلب داشته باشه سیاه دل باشه، به معترض بی سلاح شلیک کنه.
به جای اینکه خرج غیر می کردن به فکر ابادی کشور و ملت بودن الان چه امکاناتی و چه زندگیی داشتیم.
نه . کاش حداقل یه درصد از اون خرج غیر رو خرج مملکت می کردن.بازم زندگی عادی هم غنیمت بود.
نه اینکه یه بچه زمان کرونا به خاطر نبود گوشی خودکشی کنه یه جوان به خاطر نداشتن لپ تاپ و یه پدر
ما زور زدیم ولی نشد.
علاوه بر واحد پولمون، جونمون هم بی ارزش شده.
تو عروسی تو مدرسه تو خیابون تو اسایشگاه به دست خودی و اجنبی کشته می شیم چه تکی چه گروهی. خم به ابروی هیچکس هم نمیاد که اینا عدد نیستن، آمار نیستن، دلیل و بهانه خونشوری و سفیدنمایی نیستن.




