Magic retweeted
Replying to @aroozbeh
اردوان جان! همین امروز در فرانکفورت جماعت سلطنتطلب طبل زدند و دم گرفتند «مرگ بر…». ایران اینترنشنال هم تیتر زد: «شور و هیجان ایرانیان»!
به نظر شما مثلا یک چپگرا دیوانه است با کسی که وعدهی مرگش را میدهد زیر یک چتر برود؟
مگر از تجربهی خمینی چقدر گذشته؟
instagram.com/reel/DfcDTf6mW…
Magic retweeted
امشب در #عمق_میدان: سهیل عربی از تهران، زندانی سیاسی که به اعدام محکوم شد.
این گفتوگوی ویژهی دو ساعته سندی است روشن از جنایات جمهوری اسلامی و وضعیت زندانهای کشور.
🔺این گفتوگو حاوی جزئیات تکاندهنده از شکنجه و آزار حکومتی است و ممکن است دیدن آن برای همه مناسب نباشد.
Magic retweeted
بر اساس اطلاع ایرانوایر، نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی به منزل «عارف نصیری»، از دراویش گنابادی ساکن آبدانان در استان ایلام که در جریان اعتراضات دیماه به مجروحان کمک کرده و به شماری از معترضان پناه داده بود، یورش بردهاند. این اقدام در غیاب نصیری انجام شده و او پس از اطلاع از احضارش به دادگاه، برای جلوگیری از بازداشت احتمالی، همراه خانوادهاش از ایران خارج شده است.
بخوانید : iranwire.com/fa/news-1/15991…
Magic retweeted
من #پخشان_عزیزی، ۴۲ ساله، مددکار اجتماعی، محکوم به اعدام هستم. صدایم باشید!
Magic retweeted
🚨هومان شایانی، زندانی سیاسی متهم به «محاربه»، در حالی نزدیک به ۱۰ ماه است در زندان نورآباد ممسنی بلاتکلیف به سر میبرد، با انتشار پیامی صوتی از مردم درخواست کمک کرده است. او با اشاره به ناتوانی خانواده در پیگیری پروندهها و تأمین هزینه وکیل میگوید: «کسی را ندارم که پیگیر پروندههایم باشد.» شایانی با رد اتهامات مطرحشده علیه خود، خواستار حمایت برای پیگیری وضعیت قضایی و آزادیاش شده است. جزئیات مستندات اتهامی و سرنوشت دو پرونده قضایی او همچنان روشن نیست.
#هومان_شایانی #زندانیان_سیاسی
Magic retweeted
این سند مهم را در مورد مرتضی اسماعیلپور دقیق بخوانید.
متوجه شدم که کسانی از سابقهی او خبر ندارند و این موارد را نمیدانستند.
او کسی است که جامعه بهایی مجبور شد در ردّ او بیانیهی رسمی بدهد!
اگر جامعهی آرام و صلحجوی بهایی را بشناسید، متوجه خواهید شد که این واکنش یعنی چه.
Magic retweeted
برای این گزارش مدت زیادی وقت گذاشته شده و تعدادی از روزنامه نگاران و فعالان محلی هم مرا در نوشتن آن حمایت کردند. ابن یک یادداشت در مورد تیلاپیا و اثر ان بر تالابهایی از ایران نیست یک الگوی رفتاری از حکومتی است که با انحصار و منفعت طلبی زیست و اکوسیستمهای میراث طبیعی نسل آینده را برای همیشه با تغییرات مخرب مواجه میکند. این گزارش را ببینید و بخوانید. و به بازنشر آن کمک کنید سپاس از دوستان آرشیو
#هورالعظیم
#شادگان
#تیلاپیا
@ForensicIran
forensicarchiveofiran.com/ti…
Magic retweeted
راند جدید حملات و توهینها و تهمتها را کلید زدهاند، درس هم نمیگیرند.
من اگر کوتاهبیا بودم، حملات قبلیتان اثر میکرد.
از دادگاه ثابتی و قضیه قانعیفرد و آبروی ریختهی پهلوی و باختهای متعددتان دلخورید؟
خب وقتی حمله میکنید حتما منتظر باشید که به این سیاههی شکستهایتان افزوده شود.
تودهنیهای قبلی بعد از وحشیگریهای قبلیتان فرود آمد. برای این اتهامها و تهمتهای کنونی منتظر هزینههای جدید باشید.
در ضمن، رضای پهلوی! اگر افسارشان را نکشی، صورتحساب را در نهایت تو پرداخت خواهی کرد. خوددانی! @PahlaviReza
Magic retweeted
بیمارستانی که یکی از مهمترین مراکز درمانی جنوب بلوچستان به شمار میرود و بیماران از چابهار، راسک، دشتیاری، کنارک، زرآباد و روستاهای اطراف برای درمان به آن مراجعه میکنند، به گفته شهروندان با کمبود شدید تجهیزات، فرسودگی زیرساختها و شرایط غیربهداشتی روبهروست.
گزارشهای شهروندی از رها شدن زباله و تختهای آلوده به خون در بخش تزریقات، وضعیت نامناسب سرویسهای بهداشتی زایشگاه، قطع آب در برخی سرویسها، خرابی روشنایی و مشکلات سیستم سرمایشی حکایت دارد.
برخی بیماران نیز ناچارند در گرمای چابهار، برای خنک کردن محل بستری خود از خانه پنکه بیاورند.
این مشکلات در بیمارستانی گزارش میشود که برای بسیاری از ساکنان جنوب بلوچستان، یکی از معدود گزینههای دسترسی به خدمات درمانی است. فاصله زیاد تا مراکز مجهزتر و مشکلات اقتصادی، امکان مراجعه به بیمارستانهای دیگر را برای بسیاری از خانوادهها محدود کرده است.
شهروندان میگویند وضعیت این مرکز درمانی به اندازهای نگرانکننده است که برخی از آن با عنوان «کشتارگاه» یاد میکنند.
Magic retweeted
🚨احکام اعدام حسین رسولی نسب و مهدی ظریف، تایید شد و حکمشان به اجرای احکام فرستاده شد. حان این دو عزیز در خطر جدیست.
حسین و مهدی دو تن از بازداشتشدگان اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴ در شاندیز هستند و کماکان در زندان وکیلآباد مشهد محبوس هستند.
#حسین_رسولی_نسب
#مهدی_ظریف
Magic retweeted
به رضا پهلوی بابت وقاحت نوچههایش تسلیت بگویید.
این زباله، مامور برهم زدن مناسبات بهاییها (نامه رسمی در این باره موجود است) افسار پاره کرده تا پاچهی آدمها را بگیرد.
عرض کردم، الان در حال نوازش ارباب اسلافش هستم، به ارباب کنونیِ خودش خواهم رسید.
هر ماستی که نوچههایی مثل او بخورند، تاوانش را رضا پ پس خواهد داد، مگر آن که قلادهی اینها را بکشد.
Replying to @Aghlesalimam
این زباله تنش میخاره، دلش هم برای شاهش نمیسوزه.
هر خزعبلی که امثال این نعش متحرک میگن، من به ازاش می[نوازم] توی دهن بزرگترش، خودش که کسی نیست.
حالا به دروغگویی و کثافتکاری و اتهامزنی ادامه بده.
سرم فعلا به مقام امنیتی رژیم سابقشون گرمه، خلوت شه میرم سروقت ارباب امروزش.
Magic retweeted
صدای امیرحسین باشید. سکوت نکنید.
#امیرحسین_موسوی
موکلم امیرحسین موسوی بابت اتهام افساد فیالارض از طریق فعالیت مجازی در اکانت توییتری جیمز بیدین به اعدام محکوم شد.
#امیرحسین_موسوی
Magic retweeted
هر روز سالگرد، هر روز اعدام، هر روز جنایت… تا روزی که جنایتکاران در قدرتند.
#مهدی_صالحیپور
در مسیر انقلاب به سر میبریم
میخوام برم انقلابو کنترات کنم
#مهدی_صالحیپور این ویدئو رو چند ساعت قبل از کشته شدنش ضبط کردهبود وقتی که برای مراسم #چهلم_حدیث_نجفی به بهشت سکینه کرج میرفت.
#علیه_فراموشی
Magic retweeted
من #ستار_بهشتی هستم. من کشته شدم. ۳۵ ساله بودم متولد اول شهریور ۱۳۵۶. من تحصیلات راهنمایی داشتم و کارگری ساده و روزمزد بودم که با مادرم #گوهر_عشقی در منطقه رباط کریم زندگی میکردیم. من سرپرست و نون آور خونه بودم. همیشه زندگی ساده رو دوست داشتم و اعتقاد داشتم طول زندگی خیلی مهم نیس و باید هر آدمی عمری مفید داشته باشه. همیشه فکر میکردم چرا بعضیا این قدر دارن که نمیدونن چجوری خرج کنن و بعضیا باید اینقدر سخت زندگی کنن. این بود که وبلاگنویس شدم. من صاحب وبلاگ انتقاد زنده و پاینده ایرانی و ایران جانم فدای ایران بودم. با نام مستعار تو شبکه های اجتماعی مثل فیسبوک و گوگل پلاس و وبلاگم فعالیت میکردم. مطالب و خبرهایی درباره زندانیای سیاسی و موارد نقض حقوق بشر رو منعکس میکردم و به ظلم و ستم و فساد فراگیر حکومتی اعتراض میکردم. در ۸ آبان ۱۳۹۱ تهدیدا شروع شد، روز و شب تلفناشون قطع نمیشد. من گفتم سكوت نمیکنم حتی اگر قرار به رسیدن لحظه مرگ من باشه در هر کجای دنیا که باشم تهديد از طرف هر کسی باشه برام اهمیت نداره، آقایان دهنتونو ببندین ظلم نکنین تا افشاگری نکنم.
روز ۹ آبان ۱۳۹۱ بود، مامورای پلیس فتای تهران بزرگ و پلیس سایبری ایران به خونه ما هجوم آوردن و بدون ارائه حکم منو بازداشت کردن. مادرم از لباس شخصیا خواست که حکم رو نشون بدن و اونا در جوابش اسلحشونو نشون دادن. کامپیوتر و دست نوشته هام رو هم ضبط کردن. منو به دادستانی عمومی و انقلاب رباط کریم بردن و بعد از تفهیم اتهام برام قرار تامین وثیقه صادر کردن که من قادر به انجامش نبودم و منو به پلیس فتای تهران بزرگ منتقل کردن. فردای اون روز منو به بند ۳۵۰ اوین منتقل کردن و دوباره روز بعد به بازداشتگاه پلیس فتا بردن. من تنها شبی که در بند ۳۵۰ زندان اوین بودم بخاطر شرایط غیرعادی جسمی دو بار به بهداری زندان اوین رفتم و داروی آرامبخش برام تجویز کردن، حال خوبی نداشتم چون توی مقر پلیس امنیت خیلی شکنجه شده بودم اونجا منو از سقف آویزون کرده بودن و دستامو با دستبند به صورت قپانی بسته و کتک میزدن، بعد منو روی زمین مینداختن و با پوتین ضربه های شدیدی به سر و گردنم میزدن در ضمن این شکنجه ها، زشت ترین فحشای رکیک ناموسی هم بهم میدادن و دايم تهدید میکردن که منو میکشن…من تو شرایط کاملا دردناک و مجروحی قرار داشتم. صورتم زخمی، سرم متورم، مچ دستام کبود شده بود و آثار آویزون شدن از سقف روی مچ پاهام بود و دور گردن، شکم و کمرم پر از کبودی بود. زندانیای بند ۳۵۰ آثار این شکنجه ها رو روی بدنم دیدن. منو متهم به اقدام علیه امنیت ملی کرده بودن. من بازم بارها تحت شکنجه قرار گرفتم تا دو روز بعد یعنی ۱۳ آبان ۱۳۹۱ در زیر شکنجه درحالی که من لبخند میزدم و مامور روانی منو میزد دچار خونریزی داخلی ریه، کبد، کلیه و مخچه شدم و بخاطر همین خونریزی و نرسیدن اکسیژن لازم به این ارگانها از دنیا رفتم در واقع به قتل رسیدم. وقتی خانواده ام علت مرگ منو پرسیدن مامورا گفتن خفه شین به شما ربطی نداره!!! من نه دادگاهی برام تشکیل شده بود نه اجازه ملاقات با وکیل یا خانوادمو داشتم. سه روز بعد از مراسم هفتم من مامورا مادرمو به مكاني منتقل کردن تا قاتلای منو ببینه. مادرم اونجا سه نفری رو که به خونمون برای بازداشت من مراجعه کرده بودن شناسایی کرد اونا به مادرم حکم بازداشت خواهرمو نشون دادن و ازش خواستن تا رضایت بده که شكايتش رو از عوامل دخیل در مرگ من پس بگیره، گفتن یا امضا کن یا اونو بازداشت میکنیم. مادرم مجبور شد امضا کنه اخه نمیخواست داغ دیگه ای روی سینه اش بمونه.
من مظلومانه به قتل رسیدم و در آرامگاه رباط کریم به خاک سپرده شدم💔
#علیه_فراموشی
@madaresattar
Magic retweeted
کابوسی که مدام تکرار میشه و به نظر میاد که پایانی نداره. لیست اعدام ها روز به روز طولانی تر میشه و من هر بار با شنیدن هر خبر #اعدام احساس شرم میکنم. شرم از اینکه چرا کاری از دستمون برنمیاد و توان مقابله با این وضع را نداریم؟
#نه_به_اعدام
موکلم امیرحسین موسوی بابت اتهام افساد فیالارض از طریق فعالیت مجازی در اکانت توییتری جیمز بیدین به اعدام محکوم شد.
#امیرحسین_موسوی
۲۷۵ روز از قتل دلخراش #مسعود_مسجودی گذشته و ۱۶۰ روز تا ادامهٔ رسیدگی به پروندهٔ قتلش در دادگاه مقدماتی باقی مونده. طبق برنامه، جلسات یازدهم تا چهاردهم دادگاه از ۱۳ تا ۱۶ آوریل ۲۰۲۷ برگزار میشن.
در فضای مجازی، وقتی یک اتهام بارها تکرار میشه، ممکنه کمکم قضاوت دیگران رو شکل بده؛ حتی اگه مدرکی برای اثباتش ارائه نشده باشه. فحاشی و اتهامزنی مداوم میتونه اعتبار یک نفر رو هدف بگیره و صدای او رو زیر سایهٔ تصویری قرار بده که دیگران ازش ساختهان.
این آزارها رو نمیشد صرفاً اختلافهای شخصی در توییتر دونست. وقتی رفتارهایی مثل فحاشی و تهدید در فضای سیاسی علیه مخالفان تکرار میشه، باید جدی گرفته بشه. مسعود هم دربارهٔ همین آزارها حرف میزد و میگفت از این رفتارها برای خاموشکردن صدای طرفداران دموکراسی استفاده میشه.
در نوشتهها و شکایتهای حقوقیاش، مسعود از حسابهایی گفت که اونها رو مرتبط با حامیان پهلوی میدونست. او از فحاشی، توهینهای جنسی، اتهامزنی و تهدید به م.ر..گ و آسیبزدن به خودش و خانوادهاش نوشته بود.
یکی از تهدیدهایی که مسعود در مصاحبهای شرح داد، فقط یک حرف کلی نبود: به گفتهٔ او، در پیام نوع و اندازهٔ خنجر و محل واردشدن ضربه مشخص شده بود. مسعود گفت این تهدید رو به دادگاه عالی بریتیش کلمبیا ارائه کرده.
در اظهارنامهای که خودش در دادگاه ثبت کرد، نمونهٔ دیگری از آزار آنلاین رو توضیح داد: پستی با تصویری دستکاریشده از او منتشر شده بود که نام مادر و داییاش رو هم آورده و او رو «ت.رو..ر..ی.ست» خوانده بود. مادرش در ایران زندگی میکرد و مسعود نوشته بود انتشار این اطلاعات میتونه خانوادهاش رو در معرض خطر قرار بده. به گفتهٔ او، آن پست بارها بازنشر شده و دهها هزار بار دیده شده بود.
مسعود آن پست رو به توییتر گزارش داد و مکاتباتش با پشتیبانی شرکت رو در پرونده گذاشت. پاسخ توییتر این بود که تخلفی از قوانینش پیدا نکرده و اقدامی نمیکنه؛ در پاسخ بعدی هم پیشنهاد کرد حساب موردنظر رو میوت یا بلاک کنه. مسعود این مکاتبات رو برای وکلای توییتر هم فرستاده بود.
او برای پیگیری حقوقی، از توییتر و چند حساب مشخص و ناشناس شکایت کرد و از دادگاه خواست هویت صاحبان حسابهای ناشناس رو مشخص کنه و مطالبی رو که افترا و آزار میدونست حذف کنه. توییتر با استناد به شرطی در مقرراتش میخواست پرونده در بریتیش کلمبیا رسیدگی نشه؛ اما دادگاه تجدیدنظر این استدلال رو نپذیرفت و گفت آن شرط مانع رسیدگی در همون استان نیست. این رأی دربارهٔ محل رسیدگی بود و ادعاهای مسعود رو تأیید یا رد نمیکرد.
مسعود انسان بزرگی با ارادهای کمنظیر بود؛ با شجاعت و بهتنهایی این آزارها رو ثبت کرد و برای پیگیریشون ایستاد. همین ایستادگی و مخالفتش باعث شد زیر موجی از اتهامها و حملهها قرار بگیره.
نوشتهها و اسنادی که خودش به جا گذاشت کمک میکنن این آزارها رو از زبان او بشناسیم، نه اینکه اونها رو به اختلافهای معمول در شبکههای اجتماعی تقلیل بدیم یا تصویر مسعود رو فقط بر پایهٔ اتهامهای تکرارشده بسازیم. آدمهای آگاه و منصف میتونن با دیدن این اسناد، فرق میان تکرار اتهام و واقعیت رو تشخیص بدن.
#دادخواهی_مسعود_مسجودی
Magic retweeted
دومین سالروز پرواز ابدی #کیانوش_سنجری در تهران برگزار خواهد شد.
#پاينده_ایران
Magic retweeted
قاضی صلواتی به #امیرحسین_موسوی حکم اعدام داده است.
نوشتن و بیان عقیده جرم نیست؛ نگذاریم در سکوت جنایت کنند!
#جیمز_بیدین






























