matiooooo retweeted
خودکشی کار ادمای ضعیفه ...یکم صبر کنید بهتون قول میدم همهچی درست میشه. انقدر ناامید نباشین زندگی خیلی زیبائه. برای هر چیزی انقدر این افکار کثیف رو توی جریان زندگیتوننیارید . بخدا هم پول میاد تو زندگیتون هم ادمای جدید میان ..فقط کمنیارید بچه ها ازتون خواهش میکنم🙏🏻❤️
خودکشی کار ادمای ضعیفه ...یکم صبر کنید بهتون قول میدم همهچی درست میشه. انقدر ناامید نباشین زندگی خیلی زیبائه. برای هر چیزی انقدر این افکار کثیف رو توی جریان زندگیتوننیارید . بخدا هم پول میاد تو زندگیتون هم ادمای جدید میان ..فقط کمنیارید بچه ها ازتون خواهش میکنم🙏🏻❤️
matiooooo retweeted
Replying to @wq_warrior
فقط ادمای ضعیف خودکشی میکنن....پرو کسیه که از پس همهچی برمیاد به هیچی وابسته نیست و خیلی از مسائل براشمهم نیست.....زندگی ارزشمنده اون رو با کلمات این چنینی برای خودتون جهنمنکنین و از تمام بدی ها و حال بد. دوری کنین و به فکر خودتون باشین 🙏🏻❤️
matiooooo retweeted
۱) میگن که داشتن داخل یه روستایی یه مسجد درست میکردن روزای آخرش بود. کارگرا داشتن تمیز کاریای اخرشو انجام میدادن که یه پیرزن رد میشه میگه این مناره اش کجه. کارگرا میگن کجاش کجه صافه بعد مهندس معمار میاد به پیرزنه میگه وایسا یه چوب برمیداره نگه میداره به مناره و به کارگرا میگه
۱) میگن که داشتن داخل یه روستایی یه مسجد درست میکردن روزای آخرش بود. کارگرا داشتن تمیز کاریای اخرشو انجام میدادن که یه پیرزن رد میشه میگه این مناره اش کجه. کارگرا میگن کجاش کجه صافه بعد مهندس معمار میاد به پیرزنه میگه وایسا یه چوب برمیداره نگه میداره به مناره و به کارگرا میگه
۳)مهندس گفت: مناره ما صاف بود اما اگه این پیرزن میرفت داد مارو میزد اینور اونور ما تا قیامت نمیتونستیم ثابت کنیم مناره ما صاف بودش که این پیرزن اشتباه دیده ...
۲) فشارش بدین بعد مهندس به پیرزن میگه مادر درست شد؟ پیرزن میگه. یه کوچولو دیگه کجه.. باز مهندس به کارگرا میگه فشار بدید. بعد به پیر زن میگه حالا چی ؟ پیرزن میگه. خوبه خوب الان صافه صافه ...پیرزن میره ...کارگرا میخندن میگن مهندس مناره ما که صاف بود چرا الکی این کارو کردی؟.
matiooooo retweeted
1). چقدر خدا تنهاست ..
یه زنی میمیره میبرنش عالم برزخ یه پرونده میزارن جلوش. میگه این چیه. بهش میگن پرونده اعمالته..یه نگاه به پرونده اعمالش میندازه میبینه یه سری خطو خطوط اونجاست.(سربالایی سرپایینی یه چیزی شبیه قله ها و دره ها ....میپرسه این چیه ؟ بهش میگن این زندگیته
1). چقدر خدا تنهاست ..
یه زنی میمیره میبرنش عالم برزخ یه پرونده میزارن جلوش. میگه این چیه. بهش میگن پرونده اعمالته..یه نگاه به پرونده اعمالش میندازه میبینه یه سری خطو خطوط اونجاست.(سربالایی سرپایینی یه چیزی شبیه قله ها و دره ها ....میپرسه این چیه ؟ بهش میگن این زندگیته
4)میگه یادته فلان روز. روز سخت زندگیت بود ؟ میگه اره ..فرشته گفت یادته از اوج رنج صداش میزدی و میگفتی خدایا مگه نیستی ؟ کفر میگفتی میگفتی اگه هستی خب یکاری کن یادته نمیخواستی ادامه بدی ؟ خانومه گفت خب که چی ؟
3)میپرسه چرا پس اینجا ردپا دو تاس ؟ میگن خب اینجا روزای سخت زندگیته ..خانومه یه نیش خند میزنه میگه : هه عجب پس خدا هم فقط بلده تو روزای خوب کنارمون باشه تو روزای سخت خدا هم نیست دیگه چه انتظاری از بنده اش هست..فرشته با تبسم و مهربانی یه دستی روی شونه اش میکشه
2)سرپایینا روزای خوش زندگیته. سر بالاییا روزای سخت ..خانومه یکم بیشتر دقت میکنه میبینه جای ردپاست ..میپرسه اینا چیه ؟ میگن رد پاته. میگه چرا چهارتاس ؟ میگن یکیش رد پای خداست که همیشه کنارت بوده ..خانومه یکم نگاه میکنه میگه میبینه روی اون سربالاییا ردپا دوتا میشه .



