Pinned Tweet
دیر رسید سر امتحان،همش یه ربع وقت داشت
نفس نفس میزد؛
با کلی استرس نشست،در گوشش گفتم با خیال راحت بنویس من تا زمانیکه بلد باشی و بنویسی برگه رو نمیگیرم
(بچه ها امانت خانواده ها دست ما هستند)
نصف بیشتر استانها مدارسشون مجازی شد
کاش مسئولین شهرداری تهران باهماهنگی آ.پ برای جلوگیری از گره های ترافیکی مدارس تهرانم مجازی اعلام کنن و از یه فاجعه ترافیکی جلوگیری کنن
خب ظاهرا یه دونه از اینا زدیم😎
اسمش آسپری (Osprey)
نوعی هواگرد نظامی آمریکایه که هم قابلیت برخاستن و فرود عمودی مثل هلیکوپتر رو داره و هم میتونه مثل هواپیما با سرعت بالا پرواز کنه
در ۴۰روز گذشته برای دومین بار تا یک قدمی مرگ رفتم؛
دوستان دنیا خیلی بی ارزشه..
انسان خیلی ضعیفه..
فقط مهربون باشیم و دل نشکنیم
معلم دهه هفتادی🎒 retweeted
ذوق کردن واسه اینا،منو یاد انتخاب اوباما میندازه
میگفتن چون اسمش "باراک حسین اوباما" هست پس با ما خوبه😄
تو آمریکا تا با لابی اسراییل هماهنگ نباشی، سیاستمدار نمیشی! #بدیهیات
معلم دهه هفتادی🎒 retweeted
فقط در دو مورد بعد از اتمام جلسات رواندرمانی، چنان آشفته شدم که زدم زیر گریه!
دیشب یکی ازین دو مورد بود.
از درمانجویم که خانمی ۳۰ ساله و از یکی از روستاهای اهل سنت تماس تماس بود اجازه گرفتم که گفتههاش رو منتشر کنم:
«ما اهل سنت هستیم ولی مدتها بود مِهر علی(ع) در دلم نشسته بود، طوری که پروفایل تلگرامم تصویری از حرم امام علی بود و بخاطر این علاقهام، از سمت دوستان و اقوام مورد شماتت قرار گرفتم.
سال ۱۴۰۱ برای یک دوره اکادمیک به مشهد دعوت شدم و در هتل محل اقامت با خانومی آشنا شدم که مدرس دانشگاه علمی کاربردی و خبرنگار بود.در مدت کوتاهی چنان با هم صمیمی شدیم که بهش گفتم که اهل سنت هستم و یکی از بزرگترین آرزوهام اینه که حرم امام علی رو ببینم.
البته بهش نگفته بودم که نیتم اینه که مقابل حرم بایستم شهادتین رو بگم و شیعه بشم...در لابی هتل نشسته بودیم و با این خانم در اینباره صحبت میکردم که دفتری که در دستم بود رو ازم گرفت و صفحهای رو باز کرد و و داخلش نوشت"کربلا ۱۴۰۲" و گفت:"تو در سال ۱۴۰۲ میری کربلا،این خط و این نشون،بعدا این نوشتهی من رو میبینی در حالی که محقق شده چون من واقعا با تمام وجود برات دعا کردم ولی ازت میخوام برای حاجت من هم دعا کنی، یعنی دعا کنی شه.ید بشم" و من واقعا براش دعا کردم.خلاصه با هم رفیق شدیم و همیشه در ارتباط بودیم تا اینکه سال ۴۰۲ برای اولینبار به نجف رفتم و شیعه شدم. اما...اماااا دوست عزیزم یعنی فاطمه در جنگ ۱۲ روزه شهید شد!»
من که با شنیدن صحبتهای این مُراجع فریز شده بودم و نمیتونستم جریان اشکم رو کنترل کنم گفتم میشه اسم این شه.ید رو بگید؟
گفت:"فاطمه صالحی"
بعد از جلسه اسمش رو سرچ کردم و در سایت خبرگزاری دفاع مقدس نقل قولی از خود شه.یده رو گذاشته بود که اسکرینش رو اینجا گذاشتم.
مُراجعم لطف کرد و تصویری از دستنوشتهی شه.ید و گذرنامهش رو فرستاد.
و من که کماکان تا پاسی از شب گریه میکردم که چرا باید یک جوان این چنینی آرزوی شه.ادت کنه!
و چرا یک خانوم جوان سُنی باید اینقدر آرزوی کربلا و نجف رو داشته باشه..
و چرا من هنوزم به زیارت حرم امام علی و امام حسین نرفتم!
و ای کاش یک نفر من رو نه به اراده خودم بلکه به اجبار برداره و ببره حرم این دو امام!
معلم دهه هفتادی🎒 retweeted
آرزوی #شیطان_بزرگ، تسلیم بیقید و شرط ملت ایران است.
معلم دهه هفتادی🎒 retweeted
کمترین #گرایش_تسلیم_آمیز به دشمن سلطهگر، سرمایۀ عظیمی را که به برکت خون شهدا و با فداکاری آحاد ملّت به دست آمده بر باد خواهد داد و دشمن مستکبر را برای زیادهخواهی بیشتر و جنگها و جسارتهای بعدی جریتر خواهد کرد.





















