بابای منم متولد ۱۳۳۴ بود
آبان هشتاد فوت شد
همه شماها باباهاتون بیشتر از بابای من عمر کرده و می کنند
حتی شاید خود منم بیشتر از اون عمر کنم
۴۴ سال خیلی سنی نبود
دلم دوباره سوخت براش
هالوین من نه ترسناک بود نه نزدیک به ترس و هالوین
خیلی آروم بود و خوش گذشت
با دوستم رفتیم سن کترین گردی و قهوه خوردیم و یه کوچولو خرید کردیم
اون از اهدافش گفت من از اهدافم
و دلداریم داد برای کارم که نگران نباشم
خیلی هم خوب بود
ولی بگم برای دوشنبه ام نگرانم هنوز
دایی مردم
vs
دایی ما : که ارث مادرمون رو بالا کشید 😆🤣
لذتشو ببری دخترم
مبارک باشه
مامان من اینقدر هول بود و می خواست منو بده برم که همون شب خواستگاری همونجا گفت آخر ماه آینده تشریف بیارید برای بله برون
مادرشوهر سابق فرمودن الیته ما بعدا تماس میگیریم شما نظرتون رو اعلام کنید و ایشالله قرارها رو اون موقع کانفرم می کنیم
امروز با یکی از دوستام ایران چت کردم
از تنهایی ام براش نوشتم و گریه کردمی
یکم بعدش دلداریم داد و صحبت کردیم و رفت خوابید
حداقل حرف زدم با کسی در موردش
😭😭😭😭
شاید خدا می دونسته که من هیچ وقت همراه خوبی نخواهم داشت
بخاطر همین یه بچه بهم داد که بزرگش کنم و تنها نباشم
روزامو شب هامو برنامه هامو فقط با اون تنظیم کنم
اگه اون نبود من ۴ سال پیش مرده بودم
اصلا چرا باید بخریم و چرا باید باببت همچین چیزی پول بدیم
من پارسال یه دونه ادونت کلندر فارمپغی هدیه گرفتم باز نکردم گذاشتم تو مارکت پلیس هیچ کسم نخرید!
قیمتم نگرفتن حتی
از هر چیزی یه چس !
چرا اخه
پول بی زبون
حیففففف
امروزHRشرکت ایران مسیج دادتبریک گفت سالگرد استخدام توشرکت فعلیم
گفتم مرسی من مدیون شرکتم، من باحقوق اونجا به اینجارسیدم
گفت خانم فلانی شما دین اتو به شرکت اداکردی بهترین بودی
خوشحالم که به جایگاه واقعیت رسیدی ولیاقتش رو داشتی
مرسی آقای فلانی بعد ۵سال دومین نفربوداز ۲هزارهمکار
رکروتری که امروز زنگ زده بود گفت یه پوزیشن داریم برای شما مختص خودتون ottawa ، مایل به relocate هستید
گفتم تا فردا فکرامو بکنم
بهتون خبر میدم
😁
چرا همیشه اونا برن که خبر بدن!
۱-همسر یه سری کارگرداره که بعضیاشون خیلی سرناسازگاری دارن باهاش
جو رومنفی و مسموم میکنن و به حرفشوش نمی دن
یکی اشون ازش مرخصی خواسته
گفته اون تاریخ همکارت تو اون قسمت مرخصی گرفته از دو ماه قبل طبق قوانین شرکت نمیتونی بری
اونم میگه میرم خواهیم دید
یه فحش ریزی هم به شرکت میده
ادامه
۳- بادرمیون گذاشتن بامدیران بالاتر براش وقت دکتر متخصص میگیرن و امضاکه حتمابره دکتر و از۲ روز فبل وقت دکتر غیب میشن وجواب هیچ ریس و مدیر و منابع اتسانی رو نمیدن و ویزیت دکتر نمیرن
در اینجا یه کارگاه خصوصی استخدام میشه و از ایشون مستندات جمع آوری میشه به زندکی عادی میپرداخته اند
پاشید برید دست و روتون رو بشورید چایی هاتونو بریزید بیاین بشینید
براتون داستان های جدید دارم ☕️☕️🫖🫖🫖🫖☕️☕️☕️
بامامانم که فیلم/سریال میدیدیم
عادت داشت یهوپیشبینیهای تخیلی کنه مثلا یارو میرفت آشپزخونه٫غذادرست کنه
یهومادرم میگفت
الان خونه متفحرمیشه
یا میرفت تواتاق بازنش حرف بزنه
میگفت اخ الان باچاقو میکشتش
اولاکه چون یهومیگفت دل ما میریخت
دوما اصلااون هنرپیشه اصلیه بمیره فیلم تموم میشه
@Infinitas13 این مثل همون قضیه دلایل مامانا می مونه اصلا در ادامه همونه
کلا مامان مت برای سریالا فیلمنامه مخصوص داشت و داره و می نویسه. 😁😂🤣







