شیراز مثل سیندرلاس.
با اختلاف از همه زیباتره ولی چون مظلوم و مهربونه هر شمسی کوره ی عجوزه ای میاد خودشو مقایسه میکنه باهاش.
پارتنر من مهمانداره.
با وجود پرواز های داخلی و خارجی زیاد سیستم خواب و شرایط فیزیکیش اوکیه.
به هیچ سبک زندگی موقت و گذرایی هم عادت نکرده و وقتی پروازه جفتمون لحظه شماری میکنیم برگرده و شغلش هیچ مشکلی تو رابطه خوبمون ایجاد نکرده.
کمتر کسشر بگید
یکی از سخت ترین چالش ها تو زندگی هر مرد منطقی اینه که از طرفی ترجیح میده همسر یا پارتنرش پوششش جوری باشه که کمتر دیده شه و تو چشم باشه و از سمت دیگه میدونه میل به زیبایی و دیده شدن تو ذات و طبیعت زنه و نباید سرکوبش کنه...
مردای واقعی همیشه سعی میکنن تعادل ایجاد کنن و درک کنن.
دیشب انفولانزا به من چیره شد و از شدت بدن درد مطمن بودم دیگه صبح رو نمیبینم....
ولی از اینکه زنده موندم خیلی خوشحالم؛ الان حالم خوبه و جزییات خیلی برام زیبا شده.
اخبار جنگ و گرونی برام زیباس
دیدن دعوای دوتا راننده تاکسی صبح برام لذت بخش بود.
لیست کردن قسط هام هیجان انگیز شده حتی.
گربه ها و دختر ها یک وجه اشتراک قوی دارن......
هردو وقتی گشنشون میشه میل شدیدی به جر دادن اطرافیان پیدا میکنن.
به عنوان کسی که کنکور پیرش کرد و شیرینی قبولیه جایی که دوس داشته رو چشیده، نتایجتون رو که میبینم ذوق میکنم.
چه شب بیداری ها و از همه چی زدن ها که پشت این قبولی ها بوده.
نوش جون تک تک تون ❤️










