کلا فارغ از دیت، این مدل غذا خوردن برای موقعیتهای خاصی طراحی شده؛ مثلا وقتی هنگاورین، ساعت پنج صبحه، از گشنگی دارین میمیرین، با خونه فاصله زیادی دارین و فلافلی نزدیکترین و راحتترین گزینهست. انگار غذا خوردن هم بخشی از مسیرتونه، نه چیزی که لازم باشه براش متوقف بشین.
در ۲۳ سالگی حس میکنی دیگه بزرگ شدی و خیلی حالیته. در ۲۸ سالگی حس میکنی چقدر هنوز بچهایی و خودت رو در قالب یک آدم بالغ جا زدی. قرار هم هست تا ۴۰ سالگی همین ادا رو در بیاری.
در مقالهایی که راجع بهم منتشر شده گفته شده She doesn’t sloganize, or perform art activism. she is far too poetic for that.
این قسمت رو از همه بیشتر دوست دارم.
در روز دو نوامبر با اجازهتون یکجا ۷ هزارتا از حسابم برداشته شد. که فقط در نظر گرفته بشم که آیا اجازه دارم تو این کشور بمونم یا نه:))) ای بختت دختر.
خونههایی که میبینم عجیبغریبن. ۹۰۰ تا بده با ۱۱ نفر حموم و دستشویی و آشپزخونه رو شریک شو.:)) بیا بخورش عزیزم.










