Parvin Ardalan retweeted
کیوان ساکت، نوازنده و آهنگساز، به یاد #علیسینا_مصطفوی قطعه «افسوس» را نواخت
-علیسینا نوازنده تار بود
Parvin Ardalan retweeted
از خلق این تصویر ۱۰۰ روز گذشت. اینجا قبرستان آیچی سقز و این نخستین ترانه انقلاب است. بازخوانی جمعی یک ترانه انقلابی کُردی در مراسم خاکسپاری ژینا که همراه آن زنان جمعا روسریهایشان را هوا کردند و با سر دادن شعار «ژن، ژیان، ئازادی»!مسیر تاریخ را تغییر دادند. #انقلاب_ژینا
Parvin Ardalan retweeted
Lingua Membra is now public.
If you have been struck by calamity, violence, injustice, loss or another rupture, you may give it public form through Lingua Membra. If another’s suffering reaches you, you may answer it.
Lingua Membra is a masterless somatic language through which suffering can enter public address without having to become narrative. Its numerical code is enacted through counted outcries, sounded or silent, breath and movement. It can be performed by one body or many.
This video, The Killing of #VictorJara, is the first public record of Lingua Membra.
Learn the language. Wound. Answer a Wound.
barbadgolshiri.com/lingua-me…
#LinguaMembra #11DeSeptiembre1973 #SalvadorAllende #Chile1973
Parvin Ardalan retweeted
نوید افکاری که هنوز صداش توی گوشمونه «سکوت شما یعنی حمایت از ظلم و ظالم»
۲۲ شهریور سالروز قتل حکومتی نوید افکاری.
#نه_به_اعدام
#نه_به_جمهوری_اسلامی
Parvin Ardalan retweeted
من #کاوه_عربیان، ۳۳ ساله، پدر یک نوزاد، از بازداشتیهای دیماه، جانم در خطر است. صدایم باشید!
Parvin Ardalan retweeted
عزیزان آب دستتونه بذارید زمین و همه یک توییت برای #شایان_هادیان پسربچه ۱۷ ساله که حکم اعدام گرفته، بزنیم.
باید اسم شایان رو به گوش دنیا برسونیم.
Parvin Ardalan retweeted
باری، کودکان بلوچ، برای اسباببازی، عروسک و.. نگریستند.
گریه شان برای حیاتی ترین چیز، یعنی آب آشامیدنی بود.
#کودکان_بلوچ
#هوتک
Parvin Ardalan retweeted
مهدی توکلی فقط یک عکاس نبود؛ هنرمند و فعال مدنی کُردی بود که دوربینش را به سوی زندگی مردم کردستان و رنج آوارگان شنگال و کوبانی گرفت. او مدیر خانه عکاسان کردستان، بنیانگذار خانه هنری «چاو» و مربی عکاسی بود.
روز ۴ مرداد ۱۴۰۵، مهدی همراه مادرش مریم اصلانی و خواهرش سمیه توکلی در محور مریوان–بانه هدف رگبار نیروهای اطلاعات سپاه قرار گرفت و جان باخت. حکومت عکاس را کشت، اما جهان از نگاه او در این قابها باقی ماند.
Parvin Ardalan retweeted
من #ابوالفضل_سپاهی، ۲۳ ساله، از بازداشتیهای دیماه هستم. به اعدام محکوم شدهام. صدایم باشید!
Parvin Ardalan retweeted
شیده توکلی، شهروند بهایی به ۱۱ سال حبس محکوم شد
نهادهای حقوق بشری و جامعه جهانی بهایی بارها نسبت به تشدید فشارهای امنیتی و قضائی علیه شهروندان بهایی در ایران هشدار دادهاند اما این فشارها با احکام سنگین قضائی همچنان ادامه دارد.
buff.ly/bJgoG3C
Parvin Ardalan retweeted
🚨Update on Political Prisoners who are Sentenced to Death as of July 21, 2026
⚫️ Gol-Mohammad Mohammadi and Erfan Esfandiari, two people in a case called “AliKhani rotary in Isfahan” are executed!
⚠️the execution sentence pf Ali Kamali (fattah), Behrouz ZamaniNejad and Kourosh ZamaniNejad are sent to retrial.
🧑🧒🧒 Let's not forget Nasim Islamzai (mother of two young children)! Arsalan Sheikhi, husband of Nasim Eslamzai, was executed! 🚨
Currently, at least 117 precious lives are at risk of execution. Let's emphasize on the release of political prisoners as well as no to execution! The sentences of the asterisk individuals are under review. #Notoexecution
Parvin Ardalan retweeted
نگار جهانتاب: جامعه هنری در برابر احکام اعدام سکوت نکند
t.me/nujinhapersia21/46952
Parvin Ardalan retweeted
وخامت حال اعتصابکنندگان در زندان قزلحصار کرج؛ نهمین روز اعتصاب غذا در اعتراض به اعدام
گزارشها حاکی از آن است که در نهمین روز اعتصاب غذای زندانیان در اعتراض به اجرای احکام اعدام، شماری از اعتصابکنندگان به دلیل افت فشار و وخامت وضعیت جسمانی، توسط دیگر زندانیان به بهداری منتقل شدند.
این زندانیان با ادامه اعتصاب غذای خود، خواستار توقف اجرای احکام اعدام هستند.
Parvin Ardalan retweeted
#عبدالرحیم_دورزاده، غزال تیزپای بلوچستان!
۳۵ مدال کشوری و ۴ مدال آسیایی دوی ۸۰۰ متر داره، مدال برنز فرانسه رو داره...الان با دستای پینهبسته، روزی چند ساعت خاک میخوره تا شکمش سیر بشه.قهرمانی که #ایران باید بهش افتخار کنه، امروز فقط برای زنده موندن کلنگ به دست گرفته!
#بلوچستان
Parvin Ardalan retweeted
سازمان حقوق بشر هانا مطلع شدە، روز پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ ، یک جوان ١٨ سالە با هویت #مهنا_دوکوشکانی ، اهل استان #کرمانشاە ، در جریان اعتراضات مردمی این استان، بر اثر شلیک مستقیم نیروهای حکومتی جمهوری اسلامی ایران جان خود را از دست داده است.
hanahr.org/fa/%D8%A7%D8%AE%D…
Parvin Ardalan retweeted
مرجان ساتراپی و داستان ما و دیگران
از دیروز چند نقد درباره مرجان ساتراپی و آثارش خواندم که این نوشته واکنش به آن است.
قبل از هر چیز بگویم که من ماشین تبلیغاتی جمهوری اسلامی را در فضای خارج از ایران بسیار موفق میدانم. اتفاقا برخلاف تصور ناقدان یکی از دشواریهای کسانی مثل مرجان ساتراپی در جهان بیرون از ایران، همیشه این بوده است که با این انگاره بجنگند که آنچه «ما» میخواهیم چیزی است که «ما» میخواهیم، نه چیزی که «غرب لیبرالیست امپریالیست» به ما حقنه کرده است.
در جبهه مقابل ساتراپیها، لشکر عظیمی از آکادمیسینها و فعالان مدنی ضدامپریالیسم چنان صف کشیدهاند که حتی کلاه جمهوری اسلامی هم از آن پشت پیدا نیست!
یکی از مهمترین مشکلات این نقدها این است که چرا داستان آن دیگران را نگفتی.
پرسپولیس تاریخنگاری و پژوهش مردمشناسی و جامعهشناسی انقلاب نیست. این اثر یک اتوبیوگرافی مصور است. روایت زندگی دختری از یک خانواده مشخص در یک موقعیت تاریخی مشخص. وظیفه خودزندگینامه، روایت پیچیدگیهای جامعه ایران نیست.
ایران برای اغلب مخاطبان غیرایرانی هم یک جعبه دربسته است. این مخاطب فقط انسان سفیدپوست غربی نیست، روزنامهنگار ترک، نویسنده عرب، کاسب آفریقایی، دانشجوی پاکستانی و بقیه و بقیه هم هستند. از درون این جعبه صداهای مختلفی به بیرون درز میکند، یکی از این صداها ویدئوهای لگویی است، یکی پرسپولیس، یکی لولیتاخوانی، یکی مقالات آکادمیسینهای ایرانیتبار در رسانههای غربی و صداهای دیگر. اشکال از جایی آغاز میشود که فکر کنیم هر کدام از این صداها «تنها روایت ایران»اند.
اگر با سلاح ایدههای ادوارد سعید بالای سر راویان جوامع شرقی بایستیم و فکر کنیم هر ایرانی که تجربه سرکوب، تبعید یا اجبار حجاب را روایت کرده یا هر سوری که تجربه استبداد اسد را روایت کرده یا هر فعال مدنی که برای حقی ساده مثل رانندگی در عربستان تلاش کرده است به «مخبر بومی» غرب تبدیل شده، عملاً امکان روایت انتقادی از درون جوامع غیرغربی از بین میرود.
به جز این درست است که تصویرگریهای ساتراپی در پرسپولیس سیاه و سفیدند ولی او واقعیت را سیاه (ایران) و سفید (غرب) روایت نکرده است. اتفاقا در روایت مهاجرتش اصلا و ابدا غرب را بهشت تصویر نمیکند. بنابراین تصویر «ایران تاریک در برابر غرب روشن» نقد درستی به کارهای او نیست.
در یکی از نقدها خواندم که دهه شصت فقط زندان، جنگ و سرکوب نبوده و ما در این دهه شاهد ایثار، ایمان، همبستگی و امید هم بودهایم. اول اینکه درباره آن ایثار و مقاومت، میلیونها نسخه اثر منتشر شده است. ادبیات، گزارش روزنامهنگارانه نیست که نویسنده آن موظف باشد محتوایی متوازن بسازد. دوم اینکه آیا در آن هزاران اثری که با فرمهای مختلف در جمهوری اسلامی منتشر شده هرگز رنج این بخش جامعه، حتی در حد اشاره، به رسمیت شناخته شده است چه برسد به روایت بلند و عمیق؟ در کدام آثار منتشرشده در جمهوری اسلامی رنج خانوادههای قربانی زندان، سرکوب سیاسی یا محدودیتهای اجتماعی روایت شده است؟
یکی از نقدها ادعا میکند که ساتراپی مانند یک «توریست اروپایی» در ایران زندگی میکرد. این نقد از این جهت جالب است که نویسنده وجود آن «دیگری» را که ساتراپی یک نمونه آن است چنان بیگانه میبیند که حتی در «ایرانی» بودنش هم تردید میکند.
ساتراپی در تهران متولد شده، سالهای کودکی و نوجوانیاش را در ایران گذرانده، انقلاب و جنگ را تجربه کرده و آن طور که خودش میگوید بهشدت از آنها تاثیر گرفته و بخش مهمی از هویت آثارش دقیقاً حول همین تعلق شکل گرفته است اما بخشی از جامعه، از جمله نقدنویسان، چنان به حوزه زندگی و رنجهای او نزدیک نشده و آن را نشناختهاند که آن جهان به اندازه جهان یک «توریست اروپایی» برایشان بیگانه است.
طرح انسان ایرانی را از روی یک شابلون نزدهاند که بگوییم هر کس به این تصور ما نزدیک نبود اصلا ایرانی نیست و توریست اروپایی است! بین اختلاف طبقاتی با تفاوت هویتی فرق است.
حرف آخر هم اینکه مرجان ساتراپیها در همه دهههای حاکمیت جمهوری اسلامی، حتی اگر نمیخواستند هم ناچار بودند روایت آن بخش دیگر جامعه را بخوانند، ببینند و حتی در مدرسه دربارهاش سخنرانی کنند و امتحان بدهند. آن بخش دیگر جامعه برای درک رنج جهان ساتراپی چه کرده است؟
Parvin Ardalan retweeted
کژال و دانیال رحمانی از خانوادههای دادخواه کردستان هستند. برادر آنان، جمال رحمانی، عضو شورای رهبری جامعه دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان (کودار)، در سال ۱۳۹۷ توسط نیروهای سپاه پاسداران کشته شد. برادر دیگر آنان، ریبین رحمانی، زندانی سیاسی سابق و از مدیران شبکه حقوق بشر کردستان است.
نیروهای وزارت اطلاعات بامداد امروز با یورش همزمان به منازل خانوادگی #کژال_رحمانی و #دانیال_رحمانی در شهر کامیاران را بازداشت کردند. تا زمان تنظیم این خبر، از دلایل بازداشت و محل نگهداری آنان اطلاعی در دست نیست.
بر اساس اطلاع شبکه حقوق بشر کردستان، صبح روز شنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۵، دهها نیروی وزارت اطلاعات بهصورت همزمان به محل سکونت کژال رحمانی و دانیال رحمانی در شهر کامیاران یورش بردند. ماموران امنیتی پس از شکستن درب خانهها و بدون ارائه حکم قضایی، این دو خواهر و برادر کُرد را بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل کردند.
🔗 kurdistanhumanrights.org/fa/…
Parvin Ardalan retweeted
روز دوشنبه در حین ملاقات على يونسى با خانواده اش در زندان قزلحصار، ابلاغيه اى به وى تحويل داده شد. در پى اين ابلاغيه، على يونسى يادداشتى نوشته است كه متن آن در ذيل آمده است. #على_يونسى و #اميرحسين_مرادى در دادگاه انقلاب ابتدا به ۱۶ سال حبس، شامل ۱۰ سال حبس اجرایی، محکوم شدند. با اعتراض وکلای آنها و پس از پذیرش اعاده دادرسی در دیوان عالی کشور، این حکم در اسفند ۱۴۰۳ به شش سال و هشت ماه کاهش یافت. على و اميرحسين اکنون بیش از شش سال و یک ماه است که بدون یک روز مرخصی در حبس هستند.
متن نامه علی یونسی:
روز دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ ابلاغیهای با تاریخ صدور ۴ اسفند ۱۴۰۴ تحت عنوان عفو ۲۲ بهمن به من تحويل داده شد، مبنى بر اينكه باقیماندهی حبس من (٧ ماه) شامل عفو گردیده است. اولاً - من هرگز تقاضای عفو نکرده و نخواهم کرد. آزادی حقی است به سرقت رفته؛ حق دزدیده شده را گدایی نمیکنیم، برای بدست آوردنش مبارزه میکنیم. دوماً - من الگوهایی دارم: ۶ همبندی سربلند سربهدار، هر روز و هر لحظه یادشان برایم زنده و صدایشان در گوشم است. آنها برای جانشان چانه نزدند ننگ بر من اگر برای آزادی ام چانه بزنم. سوماً - وحید بنی عامریان در دفاعیه اش گفت: "این ما هستیم که باید دفاع کنیم یا شما؟" من نیز میگویم: "این ما هستیم که باید ببخشیم یا شما؟!"
بخشش و عفو بیش از هر کس حق مادران و پدران داغدار است. پس اى شما مادران و پدران داغدار، امیدوارم هر آن کوتاهیای کردم را بر من ببخشید كه شما تنها مرجع طلب بخشش من هستيد و باقی هر چه از رنج و شکنجه و زندان تا کنون بوده و هر چه حبس و تبعید و سختی باقیمانده، چیزی جز وظیفه نیست. ما به پشتوانه فداکاری فرزندان شماست که میجنگیم و بر این جنگیدن استوار خواهیم ماند. جنگیدن برای آزادی مردم ایران نه مایه حسرت و رنج که بزرگترین مایه افتخار است.
على يونسى زندان قزلحصار، ٢٢ ارديبهشت ١٤٠٥
#بیانیه
Parvin Ardalan retweeted
هموطنان عزیز و داغدار
در پی اعتراضات گسترده، کشتار بیسابقه در ایران و موج نگرانکننده بازداشتها، کمیته پیگیری وضعیت بازداشتشدگان تصمیم گرفته است فعالیت خود را از سر بگیرد.
🛑 لیست به روز شده اسامی بازداشتشدگان تا این لحظه:
docs.google.com/spreadsheets…
Parvin Ardalan retweeted
مهدی بازداشت شد!
#مهدی_شفاخواه فقط همسر خواهرم نیست. سالها کنار هم برای بچههایی کار کردیم که به لطف فساد رژیم ملایی، از ابتداییترین حقوق انسانی خود بیبهره بودند.
مهدی مربی است و به بچههای خردسال مناطق حاشیه کمک میکند با ورزش زندگیشان را از شر اعتیاد و بزهکاری حفظ کنند.
بازداشت «مهدی شفاخواه» مربی داوطلب کودکان کار توسط نیروهای وزارت اطلاعات
#مهدی_شفاخواه، مربی داوطلب ورزش کودکان کار که سالها در محرومترین محلات کشور به آموزش و حمایت از کودکان آسیبپذیر مشغول بوده، بازداشت شد.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، بعدازظهر روز سهشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵، نیروهای وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی با حضور در منزل شخصی مهدی شفاخواه، او را بازداشت کردند.
همچنین مأموران امنیتی گوشی تلفن همراه همسر وی را نیز ضبط کردهاند. پیشتر نیز تلفن همراه شخصی مهدی شفاخواه توقیف شده بود.
تا لحظه تنظیم این خبر، هیچ توضیح رسمی درباره دلیل بازداشت یا عنوان اتهامی منتسب به وی ارائه نشده است.
مهدی شفاخواه بهعنوان مربی داوطلب، سالها در زمینه آموزش ورزشی به کودکان کار و ساکن مناطق محروم فعالیت داشته و به گفته نزدیکان، نقش مهمی در دور نگه داشتن بسیاری از کودکان از آسیبهای اجتماعی ایفا کرده است.
گفتنی است، وی برادر رضا شفاخواه است؛ وکیلی که در زمینه دفاع داوطلبانه از کودکان آسیبدیده و زندانیان سیاسی فعالیت داشته است.































