Pinned Tweet
قسمت بیست و هشتم کتاب صوتی نظریه آزادی #جنت_خواه رو توی همه پلتفرم های پادکستی و یوتوب و تلگرام منتشر کردم, میشه از صفحه ۲۷۹ تا ۲۸۹
به جرأت میگم این یکی از مهم ترین کتاب های صده اخیره، حداقل یکبار هم که شده بهش گوش بدید.
لطفا این پست رو ریپست کنید
یوتوب: youtube.com/@theparhammohs…
تلگرام: t.me/ParhamMohsenii
اینستاگرام: instagram.com/ParhamMohseniy
اسپاتیفای: open.spotify.com/show/2MBpzi……
کست باکس: castbox.fm/va/7206934
زنده باد آزادی
نظریه آزادی، ایران و دین:
t.me/jannatkhah/1894
لینک دانلود فایل در تلگرام ☝️
🟢 فایل شماره 1: نسخه بزرگ و چاپی سفید
🟢 فایل شماره 2: نسخه بزرگ برای مطالعه در شب
🟢 فایل شماره 3: نسخه مناسب مطالعه با موبایل
🟢 فایل شماره 4: نسخه مناسب مطالعه با موبایل برای مطالعه در شب
ایران به بلندای تاریخ رازی در دل دارد
و سرانجام این راز افشا شد.
این جنگ از ابتدای تاریخ از ایران آغاز شده
و در ایران تمام خواهد شد.
این جنگ در ساحت نظری با پیروزی تمدن ایران به پایان رسید
و در عمل با پیروزی تمدن ایران به پایان خواهد رسید.
نظریه آزادی، دین و ایران؛
نظم نوین جهان خواهد بود.
و این بار به جای آن که دیگران اعلام کنند به دنبال نظم نوین جهان هستند؛ با جنگها و ماجراجوییها
نظریه آزادی، اعلام نظم نوین جهان کرد؛ با اندیشه و حقوق مالکیت فردی.
وقتی آزادی و ایمان، در ایران پیوند خوردند، تمدن زاده شد و تاریخ شروع شد.
و وقتی دوباره پیوند بخورند، تاریخ از نو، شروع خواهد شد.
به مرحله آخر خوش آمدید.
اینا همش توافقیه بابا انقد سخت نگیرید.
تو کشور های اسکاندیناوی اول با هم میخوابن، اگه خوب بود بعد میرن دیت!
اینم از وضعیت دکتر های خود شیفته مملکت
قسمت بیست و نهم کتاب صوتی نظریه آزادی #جنت_خواه رو توی همه پلتفرم های پادکستی و یوتوب و تلگرام منتشر کردم, میشه از صفحهٔ ۲۸۹ تا ۳۰۰
لطفا این پست رو ریپست کنید
یوتوب: youtube.com/@theparhammohs…
تلگرام: t.me/ParhamMohsenii
اینستاگرام: instagram.com/ParhamMohseniy
اسپاتیفای: open.spotify.com/show/2MBpzi……
کست باکس: castbox.fm/va/7206934
زنده باد آزادی
نظریه آزادی، ایران و دین:
t.me/jannatkhah/1894
لینک دانلود فایل در تلگرام ☝️
🟢 فایل شماره 1: نسخه بزرگ و چاپی سفید
🟢 فایل شماره 2: نسخه بزرگ برای مطالعه در شب
🟢 فایل شماره 3: نسخه مناسب مطالعه با موبایل
🟢 فایل شماره 4: نسخه مناسب مطالعه با موبایل برای مطالعه در شب
ایران به بلندای تاریخ رازی در دل دارد
و سرانجام این راز افشا شد.
این جنگ از ابتدای تاریخ از ایران آغاز شده
و در ایران تمام خواهد شد.
این جنگ در ساحت نظری با پیروزی تمدن ایران به پایان رسید
و در عمل با پیروزی تمدن ایران به پایان خواهد رسید.
نظریه آزادی، دین و ایران؛
نظم نوین جهان خواهد بود.
و این بار به جای آن که دیگران اعلام کنند به دنبال نظم نوین جهان هستند؛ با جنگها و ماجراجوییها
نظریه آزادی، اعلام نظم نوین جهان کرد؛ با اندیشه و حقوق مالکیت فردی.
وقتی آزادی و ایمان، در ایران پیوند خوردند، تمدن زاده شد و تاریخ شروع شد.
و وقتی دوباره پیوند بخورند، تاریخ از نو، شروع خواهد شد.
به مرحله آخر خوش آمدید.
Parham Mohseni retweeted
برای ک** کشی
برای آخوند به کو****نی
برای ح***رام زادگی
برای بی شر****فی
برای بی وجدا***نی
برای پولِ حروم
#دیالکتیک یعنی تناقض، تناقض هم یعنی جنون و جنگ و بدبختی. باید از هرگونه تناقض فراری باشیم. همیشه و همه جا. هیچ استثنایی وجود نداره! هیچی!
نظریه و طرز فکر دارای تناقض مثل آدم دروغگوعه، هیچوقت نمیفهمی کجا میذاره تو کاسه ات!
منطق دیالکتیک، منطق نیست بلکه دینه. دینی که پیروانش به وجود «منطق» در «تضاد» اعتقاد دارند. و این خودش خلاف منطق ترین گذاره موجود در این دینه. منطق همیشه در کنار نبود تضاد معنی پیدا میکنه.
این جو روگان و ایلان ماسک هم افکار کومونیستی دارنا! هربار صحبت هاشون رو گوش میدم حرص میخورم؛ تازه به اینا باید بگیم آدم های خیلی راست مثلا! همش دارن میگن یه روز با هوش مصنوعی به همه پول میدیم همه زندگی عالی آب و برق را مجانی میکنیم دلخوش به این مقدار نباشید!
مخالفان سرمایه داری شهر ها رو به آتش میکشند و مغازه های مردمان را خراب میکنند چون مخالف این مدل از زندگی هستند
همزمان، از همون مغازه ها دزدی میکنند چون داشتن اون اجناس رو به نداشتن اونها ترجیح میدن.
تناقض از سر تا پای سوسیالیسم و کمونیسم و فمنیسم و خیلی از ایسم های دیگه میباره
چرا حتی علم از ایمان اومده؟
۱. هر اثبات ریاضی بر مجموعهای از مقدمات، اصول موضوعه و قواعد استنتاج متکی است.
۲. اصول موضوعه، بنا بر تعریف، در همان نظام بهعنوان نقطهٔ آغاز پذیرفته میشوند و برای پذیرششان نیازی به اثبات درون آن نظام نیست.
۳. بنابراین، زنجیرهٔ اثبات در یک نظام اصول موضوعی از مقدماتی آغاز میشود که خودشان از قضایای پیشین همان نظام استنتاج نشدهاند.
۴. پس اثبات ریاضی، هرچقدر هم دقیق و منطقی باشد، بر مبانی پذیرفتهشدهای استوار است که در همان چارچوب اثبات نشدهاند.
این چرخه تا ابد در جریان هست، یعنی همراه با هر اثباتی، مبانی اثبات نشده ای هستند.
این یعنی به اون مبانی باور (ایمان) داریم!
متاسفانه به چشم و گوش بعضی ها قفل زدن که اینو به این سادگی متوجه نشن
اینم یکی از اون حالت های عرفانی ازدواج های امروز ایرانه، مرد باید وفاداری رو به زن اثبات کنه، مثل شخصی به مرشد خودش
راه این کار هم قربانی دادنه همیشه، اینجا مرد اگه بگه اوکی خودش و آینده اش رو به عنوان قربانی تقدیم کرده
مهریه باید توافقی و در حد توان پرداخت امروز مرد باشه، نه به حدی که بعد از پرداخت دیگه زندگی ای برای مرد نمونه، حالت دوم حالت عرفانیه
چرا حقوق مالکیت فردی بهتنهایی نمیتونه یک اصل بنیادین باشه؟
میخوام با یک مثال ساده توضیح بدم که چرا اصل قرار دادن حقوق مالکیت فردی بهتنهایی، ما رو در مواجهه با بعضی از مسائل واقعی به بنبست میرسونه و نظریهٔ آزادی چطور تلاش میکنه این مشکل رو حل کنه.
فرض کنید مقداری پول روی زمین پیدا میکنید.
صاحب پول مشخص نیست. شما هم تمام تلاشتون رو میکنید که پیداش کنید، اما موفق نمیشید. حتی بعد از سالها هم هیچ اثری از صاحب پول پیدا نمیشه.
حالا تکلیف این پول چیه؟
اگر حقوق مالکیت فردی تنها اصل بنیادین دستگاه فکری شما باشه، پاسخ مشخصه: حق ندارید به اون پول دست بزنید!
چرا؟ چون پول همچنان متعلق به صاحب اولیهشه. پیدا نکردن صاحب پول، مالکیت اون رو از بین نمیبره.
حالا فرض کنید تصمیم بگیرید پول رو به یک نیازمند صدقه بدید.
با چه حقی؟
مگه نیازمند بودن یک نفر، حق مالکیت شخص دیگه رو از بین میبره؟ شما چه حقی دارید دربارهٔ مال کسی که مالک اون نیستید تصمیم بگیرید؟
اگر این کار رو انجام بدید، دقیقاً دارید اصلی رو نقض میکنید که خودتون در ابتدای استدلال پذیرفتید!
پس با دو وضعیت روبهرو میشید:
یا باید پول رو برای همیشه دستنخورده نگه دارید، چون صاحبش پیدا نشده؛ یا باید اون رو به شخص دیگهای بدید و اصل حقوق مالکیت فردی رو زیر پا بذارید.
این یعنی بنبست!
یک دستگاه فکری که نتونه برای چنین مسئلهٔ ساده و واقعیای راهحل ارائه بده، در پاسخگویی به مسائل پیچیده تر عملی حتماً ناقصه.
البته میشه با اضافه کردن قواعدی دربارهٔ اموال گمشده، راهحلی پیدا کرد. اما این دقیقاً نکتهٔ بحثه: اون قواعد رو از کجا آوردید؟
اگر تنها اصل شما حقوق مالکیت فردیه، نمیتونید هرجا به مشکل برخوردید، یک قاعدهٔ جدید وارد کنید که با اصل اولیهتون تعارض داشته باشه و همچنان ادعای انسجام منطقی کنید. (این دقیقاً مشکل همه نظریه های اخلاقی موجوده)
و دقیقاً اینجاست که اهمیت نظریهٔ آزادی جنتخواه روشن میشه.
جنتخواه حقوق مالکیت فردی رو بهعنوان یک اصل موضوعه یا آکسیوم قرار نمیده.
در نظریهٔ آزادی، پنج اصل بنیادیتر مبنای دستگاه فکری قرار میگیرن: توحید، عدل الهی، معاد، نبوت و امامت.
حقوق مالکیت فردی نتیجه رعایت این اصوله، نه اینکه خودش یکی از اصول اولیه باشه.
حالا همون مثال پول روی زمین رو در چارچوب این نظریه بررسی کنیم.
شما پول رو پیدا میکنید و موظفید تمام تلاش خودتون رو برای پیدا کردن صاحبش انجام بدید. چون حق مالکیت اون شخص محترمه و نمیتونید صرفاً به دلیل پیدا کردن پول، اون رو متعلق به خودتون بدونید.
اما اگر بعد از سالها تلاش، هیچ راهی برای پیدا کردن صاحب پول وجود نداشت، دیگه در یک بنبست بسته گرفتار نمیشید.
اینجاست که اصول بنیادیتر، بهویژه توحید، عدل الهی و معاد وارد استدلال میشن.
شما میتونید پس از انجام تمام وظایف و تلاشهای لازم برای پیدا کردن صاحب پول، اون رو به نیازمندی صدقه بدید و مسئولیت اخلاقی این تصمیم رو در برابر خداوند بپذیرید.
چرا؟
چون خدا ناظر بر اعمال شماست. دیده که پول رو برای منفعت شخصی برنداشتید، دیده که برای پیدا کردن صاحبش تلاش کردید و میدونه که هدف شما کمک به انسان دیگهای بوده، نه تصاحب مال مردم.
از طرف دیگه، خدا عادله. بنابراین اگر حقی از صاحب اولیهٔ پول باقی مونده باشه، اون حق از حساب عدالت الهی خارج نمیشه و در چارچوب عدل الهی قابل جبرانه.
و معاد وجود داره؛ یعنی مسئولیت و حسابوکتاب اعمال انسان به همین زندگی دنیایی محدود نیست.
دقت کنید چه اتفاقی افتاد!
حقوق مالکیت فردی همچنان محترمه، اما دیگه تنها اصلی نیست که تمام دستگاه فکری شما به اون محدود شده باشه.
شما برای تصمیمگیری، اصول بنیادیتری دارید که میتونید به اونها رجوع کنید؛ بدون اینکه مجبور باشید یک قاعدهٔ جدید و سلیقهای از خودتون اختراع کنید.
در این چارچوب، حتی اگر تصمیم شما به معنای تصرف در مال صاحب اولیه باشه، مسئولیت اون تصمیم رو در برابر خداوند میپذیرید و به عدل الهی اعتماد میکنید.
تفاوت دقیقاً همینجاست!
در حالت اول، مالکیت فردی رو اصل قرار دادید و به بنبست رسیدید: یا باید مال رو برای همیشه بلاتکلیف نگه دارید، یا اصلی رو که پذیرفتید نقض کنید.
اما در حالت دوم، حقوق مالکیت فردی نتیجهٔ اصول بنیادیتریه و مسئله رو میشه با مراجعه به همون اصول بررسی و حل کرد.
این یعنی قدرت یک دستگاه آکسیوماتیک؛ اینکه اصول بنیادین اون بتونن در مواجهه با مسائل مختلف، ما رو قدمبهقدم به نتایج جدید برسونن.
جنتخواه نیومده صرفاً بگه «حقوق مالکیت فردی باید رعایت بشه» و بعد در برابر پرسشهای بعدی سکوت کنه.
تلاش کرده مبنایی ارائه بده که هم چرایی رعایت این حق رو توضیح بده و هم در ...
مواجهه با تعارضها و مسائل پیچیدهتر، امکان استدلال و نتیجهگیری فراهم کنه.
پس تفاوت بسیار روشنه:
یک رویکرد، حقوق مالکیت فردی رو نقطهٔ آغاز قرار میده و در مسائل دشوار برای خروج از بنبست به اصول بیشتری نیاز پیدا میکنه.
رویکرد دوم، از ابتدا اصول بنیادیتری رو مبنا قرار میده و حقوق مالکیت فردی رو بهعنوان نتیجهٔ اونها توضیح میده.
جنتخواه حقوق مالکیت فردی رو اصل قرار نداده؛ تلاش کرده نشون بده چرا باید این حق رو رعایت کنیم و چطور میشه اون رو در یک دستگاه منسجمتر توجیه کرد.
اینکه نتیجهٔ نظریه رو بهجای اصل نظریه معرفی کنیم، یعنی اساساً تفاوت مقدمه و نتیجه رو در ساختار استدلال متوجه نشدیم.
مسئله فقط این نیست که حقوق مالکیت فردی محترمه؛ مسئله اینه که وقتی این حق بهتنهایی پاسخگو نیست، دستگاه فکری شما چه راهی برای ادامهٔ استدلال داره؟
و دقیقاً همینجاست که نظریهٔ آزادی قدرت خودش رو نشون میده.















