یه جوری سر و گردنم درد میکنه که حس میکنم مغزم داره از چشمام میزنه بیرون، بعد تو همین وضعیت استاد گیر داده چرا خوابت میاد. بیا به این آدم ثابت کن خوابآلود نیستی، دیسک گردن داری تو ۲۲ سالگی :/
«اگه اشتباه کرده باشم چی؟»
این روزا تمام فکر و ذکرم تو همه موضوعات شده همین سؤال...
شاید مسئله این نیست که نمیدونم اشتباه کردم یا نه؛ مسئله اینه که میترسم جوابش رو بدونم و مجبور شم بهش اعتراف کنم.
اینکه چیزی نیس، اکثر پسرا واقعاً فکر میکنن خلبانا کار خاصی نمیکنن و خودشون بدون هیچ پیشزمینهای میتونن هواپیما رو بلند کنن و سالم بشوننش زمین.(واقعی و بدون شوخی)
بچهها جدی بنظرتون روزی سه وعده غذا خوردن باگ انسان نیست؟! نهایتاً باید هفتهای یه بار غذا میخوردیم، اینجوری کل عمرمون صرف غذا درست کردن میشه :/
هرچند من به دلیل اعتراض به بدنم روزی یه وعده میخورم.
چرا هر بار شعر «ستارهها»ی فروغو میخونم گریهم میگیره؟ حتی تو شادترین لحظههام.
با چه دردی نوشتی زن، که هر بار قلب آدمو لمس میکنی و دردت منتقل میشه؟!
رفتم جلوی موهامو کوتاه کردم و حس میکنم ریده شد توش :))))
هعی دارم خودمو قانع میکنم که نه خوب شده، موئه دیگه بلند میشه، ولی واقعیت اینه که انقد 🤏 مونده بزنم زیر گریه.
از پسره پرسیدم چیکارهای، انقد سرشو انداخت پایین و منمن کرد فک کردم دزدی چیزیه، نگو پزشکه، روش نمیشه بکنه تو چشم ما.
البته خضوعش چن دقیقه بیشتر طول نکشید، سریع شماره نظام پزشکی گفت 😂