Pinned Tweet
کهن دیارا
کهن دیارا، دیار یارا، دل از تو کندم، ولی ندانم که گر گریزم کجا گریزم و گر بمانم کجا بمانم؟
قبلا بازی نمیکردم مگر اینکه مطمئن باشم حتما میبرم
ولی الان بازی میکنم
چون اگه بهت خوش بگذره هم برندهای.
راستش دلم برای غرق شدن توی لحظه ها تنگ شده، همیشه هم غرق شدن بد نیست.
-همینطور دلم برای چیز کیک درست کردن تنگ شده
چون بامزهس واقعا.
Noura retweeted
«روزهای بزرگ انتظارمان را میکشند، مادر.
با سنگهای بزرگ بر شانه
در حال بالا رفتن از مرگ
شهرهای بزرگ خواهیم ساخت.
غصه نخور مادر.»
- یانیس ریتسوس؛ فارسیِ فریدون فریاد.
Noura retweeted
کسی که با توییتر مثل دفتر خاطراتش برخورد میکنه، هر چی به ذهنش میاد مینویسه و پست میکنه، تو بحث و جدل هاش شرکت نمیکنه و فقط موضوعات مورد علاقهش رو دنبال میکنه :
Noura retweeted
منم اومدم امجدیه ...
پیکر حمید_علیدوستی بر شانههای دخترش ترانه تشییع شد
اثر #هادی_حیدری
خیلی خوشحالم به اون بچهی هیجده سالهی کنکوری که فقط مرگ رو تنفس میکرد فرصت زیستن دادم تا بشه نورای بیست و یک سالهای که لبریز از عشق به زندگیه.




























