who cares?

Joined February 2014
دیشب ساعت یازده و نیم شب یک دفعه شرکت اطلاعیه داد که باید لباس فرم، شلوار پارچه‌ای تیره با مقنعه و کفش غیررنگی و ساده بپوشیم و با ظاهری ساده و غیر آراسته بیایم. ( ما نه حجاب داشتیم نه مانتو میپوشیدیم). صبح هم کلی از بچه‌ها رو برگردوندن خونه. بعد میگید چرا دعا میکنیم جنگ بشه :)
41
18
12
578
40,070
گویا دیروز یکی از شرکت‌های دیگه بازدید بوده و بخاطر پوشش ۱۵ نفر از کارمندها و خود مدیر عامل رو درجا اخراج کرده دکتر فلانی :) و بعدش سریع همه شرکت‌های دیگه جلسه اضطراری گذاشتند و اخر شب هم سریع اطلاعیه دادن برای کارمندها.
1
1
76
4,491
خسته‌ام و مادرم را می‌خواهم.
1
6
524
شنبه‌ها اصلا حوصله زندگی رو ندارم. حوصله‌ی خودمم ندارم.
5
554
خواهرزادم فردا کنکور داره😭
5
568
منشن‌ها چقدر وحشتناکه.
با خنده به مادرم میگم، دلت نمیسوزه من گیر پولم سنگین، بعد تو یه چس از هزار میلیارد ارث منو نمیدی؟ برگشته میگه بزرگترین اشتباه یک زن، سوختن دلش برای یک مرد هست، خدافظ.
2
6
841
آخر هفته‌ها، مخصوصا آخر هفته‌های طولانی، معمولا به یه آرامشی می‌رسیم که خیال‌مون میره سمت بچه‌ی دوم. هرچند سریع دم خیال رو با قیچی واقعیت می‌بریم!😌🤗😁
8
245
این موج جدید گوگولایز کردن فرزندآوری و بچه‌داری که توی توییتر راه افتاده وحشتناکه. گول نخور عزیز جان. مخصوصا اگر قراره کارمند-مادر باشی تو این خراب شده‌ پر ترافیک عن! بچه‌داری فقط این نیست. کلی استیصال و حس فلاکت پشت هر کدوم از اون عکس و فیلم‌هاست که هیچ‌جا هیچی ازش گفته نمیشه.
7
213
کاش خیلی وقت پیش مرده بودم.
2
158
بدو بدو بچه رو بگیر ببینم!!! (شوهرم با عتاب خطاب به من وقتی خودش نشسته به بازی با پدر و مادر و پسرعمه‌اش و من از صبح با بچه‌ام) .... چند لحظه بعد. من: فلانی جان، شارژر کجاست؟ با اخم: همونجا که باید باشه!! ..... این یه مثال کوچیک از چیزیه که شوهرم در جوار خانواده‌ش بهش تبدیل میشه
6
159
هروقت خواستید راجع به بچه و بچه‌داری| بدون اینکه ازتون سوال پرسیده باشن| به یه مادر ادوایس بدید یا اظهار فضل کنید، لطفا دهن‌تون رو ببندید. خفه شید. فقط خفه شید و نظرتون رو بکنید تو کون‌تون. ممنون.
1
7
167
مسافرت با خانواده شوهر برام مثل شکنجه است. و بله نود درصد مسافرت‌های ما با خانواده شوهره.
7
122
بچم یه جوری بد خواب و گند خواب و گه خواب و شکنجه‌گر جسم و روانه که هرشب دلم میخواد یه اکانت باز کنم صرفا جهت نفرت پراکنی به فرزند‌آوری.
3
145
این کابوس هیچوقت تموم نمیشه؟...
1
4
173
هیچی. سلامتی. دیگه نمی‌کشم. این سبک گوه زندگی رو. این همه فشار و استرس و خستگی و بی‌خوابی رو. این چه کثافتی بود به اسم زندگی نصیب ما شد.
189
برای بار دوم زونا گرفتم. اومدم خونه‌ی مامانم چند روز ریلکس و استراحت کنم‌. پسرم یک اعصابی ازم صاف کرد این دو سه روز که فقط دیگه مرگ مگر اثر کرد.
211
اتفاقی افتاده یک دفعه قیمت‌های اسنپ و تپسی دو برابر شده این چند روزه؟! سلام بر حمل و نقل عمومی.
233
بدترین برگری که تو زندگیم خوردم.
چون بالاخره یک جا برای مصاحبه دوم دعوت شدم خودمو مهمون کردم برگر تاده 😁 راست میگفتین خیلی خوشمزه بود 😋
238
نمی‌فهمم چرا هرشب باید تازه یازده شب دسته راه بیندازند و دوازده ‌و نیم، یک برگردند و به سادیستیک ترین حالت ممکن روی طبل‌های غول آسا بکوبند و عروده‌های گوش خراش بزنند و به این فکر نکنند که توی خونه‌ها بچه‌ی کوچک و آدم پیر یا مریض خوابیده... مریض‌ و مردم آزارند رسما.
3
96
شوهرم که طرح بود، یکی از مریض‌هاش مادر یکی از معترضین اعدام شده‌ی جنبش مهسا بود. یک مرد با چشمانی به رنگ دریا. شوهرم هر بار آرام‌بخش و قرص خواب تجویز میکرد و خودش بعد ویزیت از حال مادر می‌گفت و اشک میریخت. اسم و فامیل این آزاد مرد گمنام دو ساله گوشه‌ی آینه کنسول خونه‌ی ما است...
5
604