قربون بزرگی خدا برم، اما به قول ناپلئون
God is on the side with the best artillery
روستای «مسن» در قشم رو که اعلام کردن زدن، همین جایی بود که برام این اتفاق افتاد. چه ساحل زیبایی داشت
چند روز بعد از هجده و نوزده دی، از کلینیک خیریهای که هر هفته میرم داشتم برمیگشتم خونه. هنوز ابعاد فاجعه روشن نبود، ولی همون چند روز چندتا ساچمه خورده ویزیت کرده بودم. اغلب خیلی جوان. ضبط ماشین روشن بود که یهو رسید به تصنیف کاروان شهید شهرام ناظری. دیگه دیدم نمیتونم رانندگی
جدی من دچار استرس پس از حادثه شدم، اعتراض به نظرم بیهوده میاد دیگه. این همه سال اعتراضها سرکوب شد و بهترین بچههای کشور کشته شدند. شاید بهتر باشه ما هم شعار بدیم بمب اتم بسازید و اسراییل رو نابود کنید، و سربازان آمریکایی در منطقه رو بکشید. این طوری غرب یه فکری به حال خودش میکنه


