작가 (@snwrit) header
작가 (@snwrit) profile picture

Is it time to panic?

221B Baker St, London
Joined May 2019
Photo by 작가 (@snwrit)Photo by 작가 (@snwrit)Photo by 작가 (@snwrit)Photo by 작가 (@snwrit)
اگه به اصفهان سفر یا مهاجرت کردید، از زیبایی‌های شهر لذت ببرید و آدمها رو جدی نگیرید.
1
3
80
یه فیلم کمدی پیدا کردم که حالم بهتر بشه و بعد نشستم باهاش گریه کردم.
1
20
251
بدو بدو و با اینکه از خستگی نمی‌تونستم رو پاهام بند بشم رفتم و براش کیک تولد گرفتم. چند روز بعد دعوامون شد، گفت میدونی چی آرزو کردم؟ آرزو کردم سال بعد زنده نباشم و لازم نباشه تورو تحمل کنم.
3
19
499
ببخشید ولی حالتون بد.
پایان ۶ سال دوستی
73
1,196
هرچی کمتر حرف میزنی، بیشتر میتونم تحملت کنم. خفه شو، خواهش می‌کنم.
1
24
299
خدایا سگ‌درگاهت میشم فقط این پوزیشن رو بگیرم و تو همین شرکت شروع به کار کنم و دوباره گیر یه محیط تاکسیک نیفتم، نوکترتم.
1
20
445
شما خودتون رو سرزنش می‌کنید چون وقتی شرایط بهتر بود سرمایه‌گذاری نگردید، من خودم رو سرزنش می‌کنم که چرا لباس و کفش بیشتر نخریدم. ما واقعا تو یه طبقه نیستیم.
1
26
467
ببخشید چرم درسا نه خوشگل و یونیکه نه کیفیت خوبی داره، فقط قیمتش بالاست و هر روز بالاتر میره. دقیقا چرا ازش خرید می‌کنید؟
2
13
432
بیشتر از یه ربع تو اکسپلور باشی،برمیگردی زمستون، جوونای مردم دوباره تیر میخورن، مامان باباهاشون زجه میزنن، خودت رو میذاری جای خواهر تک تکشون، گریه می‌کنی، بدبختی‌های خودت چقدر کوچیکن، تف تو زندگی.
14
262
استاد من تمام روز دلشوره جنگ و کار و بی‌پولی رو داشتم، نتونستم پژوره رو تموم کنم، تنبلی من رو ببخشید بخدا.
1
29
384
دلم برای وقتی که بزرگترین نگرانیم، مثلث برمودا بود، تنگ شده.
I miss the time when bermuda triangle was my biggest worry..
2
1
1
32
739
دلم برای خوابگاه، سیگار توی بالکن، دراما، قهوه‌ی فوری، خنده‌های آخر شب، گریه‌ی دست جمعی و غذای نیمه‌آماده تنگ شده. تنهایی چه کوفتیه؟
3
1
45
713
نه من آدم خاصی‌ام، نه اینایی که همیشه نگران عقب افتادن ازشونم آدمهای خاصی‌ان، نه اونایی که قضاوتم میکنن‌. کلا هیچکدوممون مهم نیستیم.
1
20
321
چجوری سرکلاس دم صبح خوابتون نمیاد؟ چجوری هم میاید دانشگاه، هم کار میکنید؟ کی وقت میکنید درس بخونید؟ چرا من نمیتونم؟
1
19
334
بچه که بودم یه تبلیغ یخچال هیمالیا از تلویزیون نشون میدادن که یخچال پر بود از خوراکی‌های زندگی، کیک و شیرینی، فکر کردم بزرگ میشم و یخچال خونه‌ی خودم رو دقیقا همینجوری و همیشه پر از خوراکی نگه میدارم. امروز که داشتم یه یخچال خالی نگاه میکردم یادم افتاد.
1
43
574
جنگ قبلی رو تونستم تحمل کنم چون سرکار میرفتم و کم وقت داشتم فکر کنم، اگه دوباره میخواد جنگ بشه آرزو میکنم خرس بشم و به خواب زمستونه برم یا می‌تونه موشک اول بخوره تو سر من.
1
17
399
تا صبح از استرس نخوابیدم، نرفتم دانشگاه که بشینم ‌و درس‌هایی که عقب افتادم رو بخونم، تا عصر خوابیدم و فردا نمی‌رم دانشگاه که درس‌هایی که عقب افتادم رو بخونم.
1
28
502
ببخشید که دانشجوام و فقط میتونم ۸ساعت از روز رو برای شما حمالی کنم و دغدغه‌هایی بیشتر از شرکت تخمی شما دارم، لطفا استخدامم کن عزیزم.
1
1
149
2,216
متوجه نمی‌شی چقدر آسیب دیدی تا وقتی برای دوست صمیمیت تعریف می‌کنی و اون برات گریه می‌کنه.
1
5
62
777
نمی‌دونم شاید بقیه‌ی آدما تو خستگی هم به کارشون ادامه میدن، تو مترو هم درس میخونن، تحقیر رو تحمل میکنن و کار میکنن. من همش منتظرم خستگیم تموم شده، روز بهتری برسه و بتونم شروع کنم.
17
60
2
751
9,650