هر صبح که بیدار میشم تا دقایقی به مرگ فکر میکنم، بعد خودمو بلند میکنم و به گلها آب میدم، دوش میگیرم و میرم باشگاه، سختتر از همیشه ورزش میکنم، معاشرت میکنم میخندم گریه میکنم...
شب میرم تو تخت، کتاب میخونم، چشمام تو تاریک_روشن اتاق به سقف خیره میشن، و باز به مرگ فکر میکنم.
تِــلار retweeted
اها. پس کل پلاژااا و ساحلااای دریا مال آقایونه با شورت اسلیپ و دم دستگاه آویزون توش بچرخن و ما زنها زیادیایم غیر اون ۴ متر تیر تخته پرده کشیده پر جلبک لطف کردن از ۸۰۰ کیلومتر خط ساحلی واسمون نگه داشتن؟ اونم با شرایط زندان گوانتانامو. گوشی ممنوع. عکس ممنوع.
از کی تا حالا اونوقت؟








