🍀هانا صدام می‌زنن (@KhdatMo13) header
🍀هانا صدام می‌زنن (@KhdatMo13) profile picture

کمی از همه چیز writer freelancer

Joined January 2020
Photo by 🍀هانا صدام می‌زنن (@KhdatMo13)Photo by 🍀هانا صدام می‌زنن (@KhdatMo13)Photo by 🍀هانا صدام می‌زنن (@KhdatMo13)Photo by 🍀هانا صدام می‌زنن (@KhdatMo13)Photo by 🍀هانا صدام می‌زنن (@KhdatMo13)Photo by 🍀هانا صدام می‌زنن (@KhdatMo13)Photo by 🍀هانا صدام می‌زنن (@KhdatMo13)Photo by 🍀هانا صدام می‌زنن (@KhdatMo13)Photo by 🍀هانا صدام می‌زنن (@KhdatMo13)Photo by 🍀هانا صدام می‌زنن (@KhdatMo13)
تا ابد زن، زندگی، آزادی
8
452
چقدر مضحکه دنبال معنای واحدی برای زندگی گشتن! مگر جز اینکه که گاهی سرخوشیم و گاهی به وسعت بیکران غمگین و دلتنگ دلتنگ دلتنگ دلتنگ دلتنگ دلتنگ دلتنگ دلتنگ دلتنگ دلتنگ دلتنگ دلتنگ دلتنگ دلتنگ دلتنگ دلتنگ دلتنگ دلتنگ دلتنگ دلتنگ دلتنگ دلتنگ دلتنگ دلتنگ دلتنگ دلتنگ
2
108
دوست دارم حال خرابم رو بندازم گردن آلرژی که تقصیر من نبود و مجبور به واگذاری لوکه 🐾 شدیم.
4
66
اگه سامی بیگی هم برگرده ایران، من لباس چی بپوشم؟ ‌💃
59
همزمان دارم یه جلسه کاری آنلاین و یه ژورنال‌کلاب آنلاین رو هندل می‌کنم و چشمام برای خواب پرپر می زنه. (هیچی از هیچ‌کدوم رو حالیم نیست.) چیز عجیبیه این قیلوله! کافیه دو روز بهش بله بگی، روز سوم ساعت بیولوژیک بدنت رسماً بدعادت می‌شه.
4
196
واقعن مطالعه افیون توده‌هاست. دور و برمون رو جنگ محاصره کرده، ولی هی یادم میفته که خوبه اینترنت هنوز هست، خوندن اون حجم از مطالب رو AI راحت کرده و قند تو دلم آب میشه.
2
119
وقتی مادران و دختران رو می‌خونم یا با صدای خود مهشید امیرشاهی گوش می‌دم، واقعا لذت می‌برم. هر بار حیرت می‌کنم که چقدر این نویسنده مسلّط و استادانه با زبان بازی می‌کنه. به‌وجد می‌آم که چقدر استادانه بر زبان سوار شده.
دارم مصاحبه‌ی «مهشید امیرشاهی» رو در پروژه‌ی تاریخ شفاهی ایران گوش می‌کنم. خانمی پولدار، خوشگل و باهوش بود. می‌گفت: «پدرم چون خودش فرانسه درس خونده بود، دوست داشت منم برم فرانسه؛ اما من چون زبان انگلیسی به گوشم خیلی زیبا بود، رفتم لندن.» مرده‌شور زندگیم رو ببرن.🙏🏻
6
262
خبر خودکشی پسر اروین یالوم نمایش شکست درمان نیست؛ نمایش شکست‌پذیری انسانه. نه پدر مشهور مانع خودکشی شد، نه مدرک دکترا، نه ۴۰ سال تجربه. تنها چیزی که باقی می‌مونه این پرسشه که چطور می‌شه با همین آسیب‌پذیری محض، به زیستن ادامه داد؟ خبر، دیوار توهم‌آمیز «ما» و «آن‌ها» رو ریخت.
14
38
9
787
18,627
دیروز روز خوبی بود. از معدود روزهایی کە آدم احساس کافی بودن دارە.
3
110
آنچه این کتاب به ما می‌آموزد این است که تمدن، لایه‌ای بسیار نازک روی غرایز اولیهٔ انسان است؛ غرایزی مانند ترس، خشم و نیاز به بقای گروه. کدام شرایط را باید ایجاد کنیم تا هیچ مردمی هرگز به چنین روزی نیفتد؟» و این دقیقاً همان پرسشی است که روان‌شناسی اجتماعی در پی پاسخ به آن هستند.
1
4
141
عکس کتاب رو از پینترست برداشتم.
1
58
«تنگنا» روایتی از گسست روانی کرژنتسف، قاتلی نیچه‌ای که میان تظاهر به جنون و جنون واقعی سرگردان است. او هرگز به «موضع افسرده‌وار» ملانی کلاین نمی‌رسد: نه پشیمانی، نه ترمیم، فقط معمای بی‌پایان «دیوانه‌ام یا عاقل؟» نقدی بر ابرانسان شکست‌خورده و خودتحلیلیِ مهلک.
2
83
دانلود‌هاتون رو کردین؟
1
66
خودمون می‌مونیم و گربه‌هامون
خودتون می‌دونید و گربه‌هاتون!!
2
249
3,816
از کلاهت برای ما سرزمینی بیرون بیاور. برای ما، مادرانی که بیمار نشوند بیرون بیاور. و دوستانی که مهاجرت نکنند. و خانه‌هایی را بیرون بیاور که جنگ نشانی‌شان را نمی‌داند. ای شعبده‌باز، به ستوه آمده‌ایم از خرگوش‌ها...‌ از #كاتيا_راسم
4
173
+ آیا احساس افسردگی می‌کنی؟ - از وقتی که اردک‌ها رفتن، بله.
1
69
نامه‌ها شعرها و کتاب‌ها باعث می‌شوند احساس فناناپذیری کنم.
Replying to @KhdatMo13
•خیلی‌چیزها خاطره می‌شود، وَ بعد از پشتِ متروکه‌ی ذهنت، سوسو می‌زند که به یاداَش بیاوری! مثلاً طرحِ جقّه‌ی روی پیراهن‌اَت، زمانِ فوت کردن کیکِ تولّدت، یا همان لازانیایی که یکشب به بدبختی درست کردیم وُ بعداَش انداختیم سطلِ آشغال وُ از بیرون غذا گرفتیم. همینقدر ساده، همینقدر سخت~
4
137
در «سلاخ‌خانه شماره پنج» کورت وونگات، بیلی پیلگریم که همزمان در زمین و سیاره ترالفامادور زندگی می‌کند، پس از هر اتفاق ناخوشایند مثل بمباران درسدن، جمله «بله! رسم روزگار چنین است» را تکرار می‌کند. این عادی‌سازیِ تراژدی، هم مکانیسم بقاست و هم نقدی بر بی‌تفاوتیِ اجباریِ بازماندگان.
چرا بعد از هر فاجعه، دوباره به زندگی عادی برمی‌گردیم؟ پس از یک اتفاق تلخ و بزرگ مثل جنگ یا سه ماه قطعی اینترنت، دیر یا زود زندگی رنگ و بوی عادی به خود می‌گیرد. این پدیده ریشه در مکانیسم‌های عمیق روانی و زیستی ما دارد. /١
2
179
چرا بعد از هر فاجعه، دوباره به زندگی عادی برمی‌گردیم؟ پس از یک اتفاق تلخ و بزرگ مثل جنگ یا سه ماه قطعی اینترنت، دیر یا زود زندگی رنگ و بوی عادی به خود می‌گیرد. این پدیده ریشه در مکانیسم‌های عمیق روانی و زیستی ما دارد. /١
1
1
1
15
1,596
ما به طور طبیعی با جمع هماهنگ می‌شویم. این عادی‌سازی در بیشتر موارد یک واکنش هوشمندانه و انعطاف‌پذیر است که به ما امکان می‌دهد بدون فروپاشی روانی، به زندگی ادامه دهیم. البته اگر تبدیل به انکار کامل واقعیت شود، ممکن است بعداً به صورت مشکلات دیررس مثل /٥
1
2
90
مثل اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) خود را نشان بدهد. اما در اصل، توانایی بازگشت به تعادل، یکی از بزرگترین دارایی‌های روان ماست./پایان
3
65