اثاثکشی تو روزی که داره از آسمون سیل میباره، عالیه دوستان، عالی.
توصیه میکنم شما هم روز جابهجاییتون رو تو اینطور آبهوایی تنظیم کنید، علیالخصوص وقتی که ۱۸ تا کارتن کتاب دارید.🚶🏻♀️
کاش تو این بارونی که آرزومندم مثل اون بارون ماکاندو روزها و روزها بباره؛ در نهایت حل بشم و در زمین فرو برم...
چرا که گوشهچشمی دارم به: کدام دانه فرورفت در زمین که نَرُست؟
شاید پائیز بعدی سروی، سپیداری، بید مجنونی بودم.
حرف که بسیاره ولی میدونید دلم برای این خونه و جهانی که توش شکل دادم، خیلی خیلی تنگ میشه.
دو تا جنگ و صدها ماجرا و تراژدی این خونه به خودش دید...
وسط کارتنهای کتاب و ساک های بزرگ لباس چمباتمه زدم و پلوتُن خوردم و "Landscape in the Mist" رو برای بار نمیدونم چندم دیدم.
ببینید قریب به سه هفتهست دنیای بزرگسالی احاطهام کرده و نمیذاره نفس بکشم.
کاش این هفتهٔ پیش رو به پلک همزدنی بگذره و برگردم تو قلعهٔ خودم.
[حیف که ماه آینه نیست
و چیزی نشانت نمیدهد
جز بُغضی که قرار است شبی منفجر شود..]
#شب




