Mona (@Moon__Tide_) header
Mona (@Moon__Tide_) profile picture

ماهیِ خلیج‌هایِ دور.

Joined August 2015
Photo by Mona (@Moon__Tide_)Photo by Mona (@Moon__Tide_)Photo by Mona (@Moon__Tide_)Photo by Mona (@Moon__Tide_)Photo by Mona (@Moon__Tide_)Photo by Mona (@Moon__Tide_)Photo by Mona (@Moon__Tide_)Photo by Mona (@Moon__Tide_)Photo by Mona (@Moon__Tide_)Photo by Mona (@Moon__Tide_)
بابا تو تراس خونه تو تهران زعفران کاشته و این اولین گل‌شه.
47
32
11
7,175
52,672
اگر کسی مرا خواست بگو به چشمان چکاوکی نگاه کند.
1
22
4,586
باید که جمله جان شوی تا لایقِ جانان شوی...
5
14
10
209
11,658
نگاه کن  ببین چگونه می‌گذرند از آن ستاره به آن ستاره آن ستاره آن ستاره عشقهای مفرغی ...عشقهای عتیق با دست‌های پر مهر این موهای بلند باد تا کنار شعله‌های آبی‌ی شب پیش می‌آید  زمان بریده می‌شود آه_ جاده‌های نقره‌ای از ورای سرمان می‌گذرد  و در نیمه‌راه‌ها  باز می‌ماند  _فیروز ناجی
1
52
از پس پوسته‌های درخت ماه در جادّه‌های خاکی می‌گذرد سایه‌های سبز با رنگ‌های کودکی‌ام سوی ابرهای گریزان پیش می‌روند و هم‌اکنون قلب‌های ما میان پل‌های لاجوردی‌ی شب به گردش آمده‌ست... _فیروز ناجی
1
1
60
چشم‌هایم را می‌بندم و دهانم را از رؤیا پُر می‌کنم به پشت خوابیده‌ام و قلبم سرم را تکان می‌دهد. نگاه کن! این شاخه درست دیوانگی‌های مرا دارد. [غلام‌رضا بروسان]
1
70
«…موجِ دریا زده را تنگه‌ی ساحل قفس است…»
[ماهیِ تُنگ نباشد دلِ طوفانی ما...]
2
1
40
856
کسی مرا می‌سازد که دست‌هایش از ویرانی دریا قصّه‌ی آب آورده است و یک ماهی. –بیژن نجدی
1
72
چندان نزیسته‌ای و با این حال همه‌چیز گفته شده و سر آمده. مردی که خواب است| ژرژ پرک| ناصر نبوی
2
3
1
75
3,752
پس از ۲۵ سال، اثر تازه‌ای از سید خلیل عالی‌نژاد منتشر شد… آلبومی ارزشمند و ماندگار از سید خلیل عالی‌نژاد، اسطوره‌ی تنبورنوازی و یکی از بزرگ‌ترین چهره‌های موسیقی عرفانی و تنبور ایران، پس از ۲۵ سال منتشر شده است. این مجموعه شامل ۲۲ قطعه است.
7
18
3
238
7,843
شبِ غارتِ تتاران، همه‌سو فکنده سایه...» –محمّدرضا شفیعی کدکنی
3
3
155
3,924
تو در چاهِ تحیّر مانده؛ وز بهرِ خلاصِ تو، خیالِ او، رسنْ در دست، در بالایِ چاه آنَک! #خاقانی
2
2
75
ولی ایپولیت با احساس درد بی‌پایان ناگهان فریاد بر‌آورد: «–احساس می‌کنم وجودم منبسط شده مغاکی عظیم دهان گشوده؛ این مغاک قلب من است!» بریده‌ای از شعر دلفین و ایپولیت | شارل بودلر
3
63
این‌بار رفتم سری به #هوشنگ_ایرانی زدم؛ شاعری غریب و تاثیرگذار. و شعری از او به یادش در سالمرگش: «نزدیک‌تر بیا دوست دوردست من ناتوانی مرا به چیزی مگیر: خستگیِ رنجی عظیم مرا از من ربوده است آه که آخرین قدم‌ها چه سخت بیهوده می‌شوند نزدیک‌تر بیا دوست من»
4
21
727
کاش اسکلهٔ بندر انزلی خیابون پایینی بود. می‌رفتی غروب آفتاب رو تماشا می‌‌کردی و کمی قدم می‌زدی و برمی‌گشتی.
2
6
1
95
این عکس فرهاد حال زیبایی داره برام. انگار دهه‌ی هفتاده و تب‌وتاب‌ها خوابیده. امیدی هم نیست. دیوارهای کهنه‌ی آجری که سیمان بین‌شونو بارون شسته، درخت خرمالو، آفتاب کاهل، پیکان، زن و مرد کارمند که کلیدو برا هم بالای در می‌ذارن. آهسته‌راه‌رفتن، بوی غذای روی اجاق. رخوت و رخوت.
6
9
2
310
9,417
هنوز هم آیا تقدیری هست که در سرایت دنیا به حجم روشنی از رؤیا انجامد و باز گردم هنگامی که زیر طاق‌های بوسه بگذری؟ –محمّد مختاری
1
12
171
پناه میبرم به «سرو» به انبوهی شاخسار و به پیوستگی ریشه‌هایش
3
2
137
1,081
چیزی توی وجودش بود که نمی‌گذاشت بزند زیرش و اصرار داشت به هر قلابِ امیدی آویزان شود. تهِ دلش ایمان داشت همای سعادت وجود دارد؛ خودش را قعرِ زندگی مخفی کرده و یکهو می‌آید و درست در تاریک‌ترین لحظه، همه‌جا را روشن می‌کند. [پرندگان می‌روند در پرو بمیرند، رومن گاری، سمیّه نوروزی]
2
45
به هق‌هق افتاد. درست همان لحظه، آن‌چه اسمش را گذاشته بود حماقت رام‌نشدنی، دوباره آمد سراغش و با این‌که کاملاً از وجودش خبر داشت، با این‌که عادت کرده بود همیشه همه‌چیز جلوِ چشم‌هاش پودر شود و بریزد کفِ دستش، همان بود که بود و کاری‌اش نمی‌شد کرد:
1
1
47