The High Priestess retweeted
داری زندگیت و میکنی یهو رندوم میفهمی راجع بهت چه چرت و پرتایی گفتن خیلی عجیبه!
The High Priestess retweeted
به یه سنی از بزرگسالی رسیدم که حوصله ندارم حرفامو ادیت کنم بگم منظورم این بوده یا نبوده، چون کسی که منو واقعا میشناسه میدونه چطوریام، لازم نیست غیرشفاف باهم رفتار بکنیم.
The High Priestess retweeted
جوانتر که بودم، تعریفم از فیلم ترسناک چیز دیگری بود؛ حالا اما، شاید ترسناکترین فیلم برایم همین La La Land باشد. چهچیز مهیبتر از اینکه کسی را دوست داشته باشی و بدانی دوست داشتنش، یعنی پذیرفتنِ امکانِ از دست دادنش؟
بله! اگر کسی را دوست داری، باید برای از دست دادنش آماده باشی.
The High Priestess retweeted
روزی خیلی خیلی خوبی داشتیما. صبحانه فرنچتست درست کردم. بعد رفتیم قهوه خوردیم، کتاب خوندیم و دیپتاک کردیم. رفتیم نهار مورد علاقم رو خوردیم. رفتیم خرید. رفتیم گالری گردی. اما اومدم خونه… همه چیز متوقف شد. یه دلیلش این بود که رفته بودیم سنایی. حس کردم آزادی روحی بقیه/
























