Shobeir retweeted
انگار تو کاظمین یه چی به اسم نذر خواجه نصیرالدین طوسی هست که وقتی خواسته ات رسیدی خودکار و لوازم تحریر باید بندازی تو ضریح جلو قبرش .حقیقتا برگااام ندیده بودم همچی چیزی. ایول میزان شناخت از همشهری خراسانی توسط عراقی ها
Shobeir retweeted
آگهی آغاز یک رسانه!
از فلسفه و زمینه و زمانهی آن
هر روز در گوشهای از جهان چیزی منتشر میشود که ممکن است برای کسی که فلسفه را دنبال میکند مهم باشد: مقالهای تازه، مدخلی جدید در یک دانشنامه، کتابی که ارزش شناختن دارد، درسگفتار یا گفتوگویی شنیدنی، رویدادی دانشگاهی یا بحثی که فلسفه را به سیاست، علم، هنر، ادبیات و تکنولوژی پیوند میدهد.
دنبالکردن همهی اینها تقریبا ناممکن است.
ایرانتینکر Iranthinker تلاشی است برای رصد این فضا و انتخاب از میان دریای مطالب.
ما منابع فارسی و انگلیسی را دنبال و آنچه را که به نظرمان ارزش توجه دارد کوتاه معرفی میکنیم.
هر مطلب با معرفی کوتاه و لینک منبع اصلی منتشر میشود تا اگر چیزی توجهتان را جلب کرد، مستقیما سراغ خود آن بروید.
این کانال تازه شروع به کار کرده و فعلا در ابتدای راه است، پس لطفا برای ارتقای آن پیشنهادات خود را از ما دریغ نکنید.
نشانی کانال:
t.me/iranthinker
ارتباط با تحریریه:
t.me/iranthinker?direct
Shobeir retweeted
من این پروژه رو به جاهای خوبی رسوندم و میشه باهاش ترجمه تخصصی دقیق و قابلاستفاده انجام داد.
نیاز دارم برای بهبودش با کسی که کار ترجمه انجام داده صحبت کنم.
لطفا اگر مترجم هستید یا مترجم میشناسید به من دایرکت بدید یا کامنت بذارید خودم دایرکت بدم بهتون.
ریتوییت خیلی بهم کمک میکنه
این skill رو برای ترجمه داکیومنتها، کتابها و... انگلیسی به فارسی نوشتم. خروجی نهایی PDF هست و کارو کامل راه میندازه :)
استفاده کنید و اگر برای بهبودش ایده بدید خوشخال میشم.
پست رو هم ریتوییت کنید قطعا خیلیها نیاز دارن به این skill.
github.com/isArman/scientifi…
عروسکی که تو پنجسالگی خراب شد و کلی براش غصه خوردی
تو دهسالگی دیگه مهم نبود
ادمی که تو نوجوونی براش اونهمه اشک ریختی
تو سیسالگی شد غباری از یه خاطرهی دور
سختیهایی که تو سیسالگی براش بیخوابی کشیدی
تو چهلسالگی فراموش شد
همهی مشکلات همون عروسکن
شک نکن!
🪸🪸🪸
#درس_روز
پایین ترین سطح اخلاق اونموقع بود که خاکو الک میکردن ردی از جسد بچه مدرسه ای ها پیدا کنن. اینجا یه سری حروم لقمه مامور شده بودن بگن "آمریکا نزده، خودشون زدن"، "کنار اماکن نظامی چرا مدرسه ساختن"، "مدرسه پوشش بوده"، "عکس مال بچه های پاکستانیه"، "کوله به کون"،"میناب به کون"...
Shobeir retweeted
برای ساختن بخش آخر مستند موسیقی مقامی رفتیم مازندران و دوهفتهای در روستاهای منطقهٔ هزارجریب بودیم.
چیزی که در هر روستا بچشمم آمد تعدد مساجد و کمبود مدرسه و کتابخانه و امکانات آموزشی بود.
بقول معلم روستا، این منطقه دستکمی از سیستان ندارد منتها سرسبزیش روی فقرش سرپوش گذاشته.
Shobeir retweeted
yazem fravahr-ruvān ī Alī ī ahlav.
< پیشکش به یاد علی خمامی، به پاس مهر او به پارسیگ و دوستی او با ایرمان. >
متن نامهٔ بهرام چوبین به خسروی هرمزدان (پرویز) و پاسخ خسرو به آن، در کتاب چهارم از «تواریخ» تئوفیلاکتوس، تاریخنویس رومی (بیزانسی)، به زبان یونانی ترجمه شده. ما در ایرمان متن یونانی را به پارسیگ (پهلوی ساسانی) بازترجمه کرده، و به همراه فارسی آن در اینجا به دست میدهیم.
***
— Vahrām ō Husrav
— بهرام به خسرو
az Vahrām, yazdānfrī, vānīdār, xvarrahumand, sāstārān dušmen, vazurgān šahrab, spāhsālār ī Ērānšahr, xradīg, pādixšāy, yazdānperist, anikōh, āzād, farrox, zīr, arzumand, rāyēnīdār, dūrmenišn, carb, mardōmdōst
ō Husrav ī Ohrmazdān:
hān cē az tō nihang ud āhōgumand xrad nibišt ēstād ō dast ī man rasīd; u-m hān-z ī-t vistār-kunišnīhā abāg frestīd ēstād, nē pedīrift. cē nē fravardag ī šāhagān ud nē-z dāšnīhā ī-t frestīd hend, andar amāh nē sazāg, nāmcištīhādar ēd rāy cē-t vizīnišn ī abar xvadāyīh ī Ērānšahr anēvēnīhā [būd ēsted], ud nē vazurgān nē-z āmādagān jādag ī tō vizīr kird, [ud] ō avēšān anešnāsān ud vīsān nē peyvast hend.
ēg, dā kū andar bann ī anāgīh ī-t pidar mā ōftāy, dīdēm abar abēzag gāh bē hil, ud az gāh ī xvadāyīh bē ānām!
ud avēšān kē abāg tō hamdādestān ud aōn ceōn tō ayārvand, ōh abāz ō bann bē kunišn!
cē tū nē pādixšāy kū anākkirdārān adādestānīhā az pādifrāh ī-šān dādīdā sazed, višādan.
pas az hān ī-t ēdōn kird, pēš amāh āy dā andar zamān ō pāygōs-ē ī ped Ērānšahr šahrab bavāy.
ped drūd, hān cē-t sūdumand rāy ušiyārān bē handēš; ka juttar, ceōn-t niyāgān anast bavāy.
***
از بهرام، یزدانفری (محبوبِ ایزدان)، وانیدار (فاتح)، فرهمند، دشمنِ ساستاران (جباران)، شهربِ بزرگان، سالارِ سپاهِ ایرانشهر، آگاه، پادشای، یزدانپرست، اَنِکوه (سرزنشناپذیر)، آزاد، فرخ، زیر، ارجمند، رایانیدار (مدیر/سیّاس)، دوراندیش، نرمخو، مردمدوست،
به خسرو پسر هرمزد؛
آنچه از خِرد آهومند (ناقص) و خُرد تو نوشته شد به دست من رسید؛ و آنچه با سبکسرانگی تو فرستاده شد (–یعنی هدایا–) نپذیرفتم. چرا که نه نامههای شاهانه و نه پیشکشهای تو در کار ما سزاوار نبود، خاصه که گزینش تو بر خدایی (شاهی) ایرانشهر به راهی آشفته انجام شده است، و بزرگان و نامداران در رای دادن به تو شرکت نجسته، و به ویسان (عوام) و بیگوهران نپیوستند.
اینچنین، تا در بندِ اناگی (مخاطرات) پدرت نیفتی، دیهیم را در جایگاهان مقدس بهل و از جایگاهان شاهانه بیرون شو.
و آنان که در این گناه همداستانِ تو شدند و همچون تو گستاخی کردند، باید دوباره در بند افکنده شوند.
زیرا در نیروی تو اختیار آن نیست که بدکاران را بدون داوری از پادِفراهی که قوانین برایشان مقرر کرده رها کنی.
پس از آنکه چنین کردی نزد ما آی، تا بیدرنگ مرزبان گوشهای از ایرانشهر شوی.
بدرود، بیاندیش که چه سودمند است. و گر نه، همچون نیاکانت نابود گردی.
***
Baram, beloved of the gods, conqueror, pre-eminent, enemy of tyrants, satrap of grandees, leader of the Persian force, prudent, commanding, god-fearing, irreproachable, noble, fortunate, shrewd, venerable, politic, provident, gentle, humane,
to Chosroes the son of Hormisdas.
I have received what was written by your defective and minimal intelligence and I have not accepted what was dispatched by your brazen enterprise: for you should not have used either royal letters or gifts in dealing with us, especially since your election has come upon the Persian state in such an irregular way and the noble and distinguished did not take part in the voting along with the unranked and lower-born. So, lest you encounter your father's dangers, lay down the crown in the holy places and withdraw from the royal places, while those caught in the transgression, whose daring has been like your own, must again be put away in prison. For it is not a prerogative of your power to release without investigation malefactors from the punishment appropriate to them under the laws. When you have done this, come to us and you will at once become a regional commander of the Persian state. Farewell and think wisely of what is advantageous. Otherwise perish like your ancestor.'
*****
— pesox ī Husrav ō Vahrām
— پاسخ خسرو به بهرام
az Husrav, šāhān šāh, šahriyārān sālār, dehān xvadāy, rāmšahr, mardōmbōzāg, andar yazdān mard-ē ī ahlav ud anōšag, ud andar mardān yazd-ē ī hupēdāg, xvarrahumand, hamē pērōzgar, xvaršēd ham-āsān ud šabān cašm baxšīdār, vizīdag cihr, šāh ī kuxšišn-pahrēz ī abaxšāyišnīg, ahlavān kārframān ud Ērānšahr puštebān,
ō Vahrām ī ērān-spāhbed, amāh dōst,
amāh nišān-ē az ašmāh dūrnāmīg nēvīh vindād, u-mān ceōn ka-tān tandrustīh dānist, hušnūd būd hem. soxan ēcand andar fravardag būd hend kē az tō menišn abar madan nē tuvān. šāyed kū fravardag dibīr, ka mastōg az may ud ped būšāsp griftār, xvamn-ē ī abēkār ud halag sāxt hē.
bē, az ēd cē nūn draxtān brahm frāmuxt ēsted ud xvamnīhā abādixšāy, višēg nē būd hem.
amāh gāh ī xvadāyīh dādīhā pedīrift hem, u-mān ēvēn ī ērān-xvadāyīh nē višuft; u-mān avēšān kē az bann višād hend, abāz ō bann nē kunem, cē dāšn ī xvadāyān rāy nē sazed abzōrīhistan.
ud nūn amāh abar abāz-nē-hilišnīh ī dīdēm ēdōn ōstīgān hem kū, ka anī oxān-z bavend, ēg-imān xvadāyīh abar hān šahrān-z rāy xvāhišn baved.
amāh aōn ceōn ka xvadāyān rāy sazed nazd ō tō āyem dā-t ped soxan ayāb ped zēn hunsand kunem.
ka bahrumandīh kāmē, bē handēš abar hān cē abāyišnīg.
drūd-at bavād, kū-mān pahlum ayyār bavāy.
***
از خسرو، شاهان شاه، سالار خاندانهای شهریاری، دهانخدای، رامشهر، مردمبوختار (ناجی مردمان)، در میان ایزدان مردی اهلو و انوشه، در میان مردان ایزدی هوپیدا، فرّهمند، همی پیروزگر، آنکه با خورشید برخیزد و بر شب چشم افکند، گزیدهچهر (از تخمهٔ برگزیده)، شاهِ کوششپرهیز (بیزار از جنگ) بخشاینده، کارفرمانِ اهلوان و پشتیبان ایرانشهر،
به بهرام ایرانسپاهبد، دوست ما؛
نشانهای از دلیریِ پرآوازهتان به دستمان رسید، و چون تندرستیتان را دانستیم، شاد بودیم. یکچند سخن در نامه بود که از دل تو برنیامدهاند. شاید که دبیر نامهنویس، مست از می و گرفتار در بوشاسپ (خواب ژرف)، رویایی ناقص و یاوه برساخته باشد.
ولی، از آنجا که اکنون درختان جامه فرو افکنده و آن خوابها نامعتبر اند، ناراحت نشدیم.
ما بطور قانونی خدایی (شاهی) را پذیرفتیم و آیین ایرانخدایی (سنت شاهی ایر) را نیاشفتیم، و آنان که از بند رهانیدیم را باز به زندان نیافکنیم، زیرا که داشن (هدیه) شاهان را نسزد تضعیف و بیاعتبار کردن.
کنون چنان بر باز نهلیدن دیهیم استوار هستیم که اگر جهانهای دیگری باشند، امیدوار به شاهی بر آنان نیز هستیم.
ما چنان که شاهان را سزد نزد تو میآییم، تا به سخن یا به سلاح خرسندت (قانع) کنیم.
اگر بالیدن خواهی، بیاندیش که چه بایسته است.
درودت باد که بهترین یار ما خواهی بود.
***
Chosroes, king of kings, master of dynasts, lord of nations, prince of peace, saviour for mankind, among the gods a righteous immortal man, a god most manifest among men, exceedingly glorious, victorious, who rises with the sun and bestows eyes on the night, distinguished in his ancestry, a king who hates war, bounteous, who employs the Asones[?] and preserves the monarchy for Persians, to
Baram general of Persians and our friend.
We have received a reminder of your far-famed courage and were gladdened to know that you are in health. In your letter were set out certain words which did not spring from your heart. It was perhaps the drafter of the letter who, drunk on much wine and enfolded by unmeasured sleep, composed vain absurd dreams. But since at the present time the trees have shed their raiment and dreams are powerless, therefore we were not perturbed. We received the royal throne rightfully, we did not overturn Persian customs, and we do not attempt to imprison again those saved from prison; for it is not fitting for a king's gift to be deprived of force. Now, we are so firmly confident of not relinquishing the diadem that, even if there are other worlds, we expect to rule over those as well. We approach you as befits a king, either persuading with words or subjugating with arms. If you wish to prosper, take thought for what is needful. Good health to you who will be our best ally.'
Shobeir retweeted
اگر در جستوجوی کتاب خوب برای کودکان هستید، فهرست منتشر شده توسط شورای کتاب کودک را پیشنهاد میکنم.
فهرست آثار برگزیده و شایان تقدیر شورای کتاب کودک سال ۱۴۰۳ پس از اعلام در مراسمی کوچک در کتابخانهی تحقیقاتی سالگرد شورای کتاب کودک، بر روی وبسایت شورای کتاب کودک منتشر شد.
Shobeir retweeted
١
واقعأ جامعه مجبورنیست بین «بیعت باحکومت» و«جنگ باحکومت»انتخاب کند
جامعه میتواند باکنارگذاشتن گفتمانِ «جنگ اجتماعی دیماه»؛ «دیسیپلین اعتراضی» خودرا احیا کند.
اعتراض درایران غالبأ پرهزینه وکمبازده بوده، اما دیماه خونین نشان داد، جنگ داخلی ازاعتراض هم پرهزینهتر، وکمبازدهترست
Shobeir retweeted
حالا که کتاب را کامل کردم و چکیده تجربه ۲۱ سالهام در تدریس تکامل زیستی با صغریکبریها و روایتهای خودم را در آن گنجاندم؛ ناشری کو که حاضر باشد آن را به شکل موقری منتشرکند؛ تا من هم حاضر شوم کتابم را به او دهم؟
البته، من چون ضدزنگ خوردم، اهل زنگ زدن به ناشرها نیستم.
Shobeir retweeted
دیوان فارسی نعیم فراشری شاعر ملی آلبانی عصر امپراتوری عثمانی با عنوان دیوان تخیلات به همت آقای الف. رسته در گنجور در دسترس قرار گرفت تا در حال حاضر این شاعر غربیترین شاعر روی نقشهٔ شاعران گنجور باشد.
جزئیات بیشتر:
blog.ganjoor.net/1405/06/05/…
Shobeir retweeted
بچهها لطفا کمک فکری بهم بدید. ساحا عمل بسیار سختی داشته و الان در شرایط نسبتا بحرانی تو ای سی یو بستریه. طبق آخرین صحبتی که قبل از این اتفاق باهاش داشتم خانوادهاش از نظر مالی خیلی در تنگنا بودند و قاعدتا الان هم هزینههای زیادی باید برای درمان و دارو متحمل بشن. من تقریبا هر/۱
Shobeir retweeted
قلبم از خواندن توییتهای مردم، از روایتِ لهشدنشان، زیر فشار اقتصادی، آتش میگیرد.
حرف زدن با خانواده برایم شده عذاب. حتی جرئت نمیکنم از آمریکا برای کسی پول بفرستم… فقط میخوانم و میبینم و از این فاصله میسوزم.
دیاسپورای نانبهنرخ روزخور اگر یک جو جَنَم داشت، امروز بهجای تشویق فشار بیشتر بر مردم، در اعتراض به سیاست تحریم ترامپ تظاهرات ضدتحریم راه میانداخت.
آره، جمهوری اسلامی عوض نشد. با جنگ هم نرفت. حالا چون با جنگ نرفت، باید مردم را آنقدر زیر فشار تحریم له کرد تا شاید، شاید یک روز حکومت سقوط کند؟
باید بلایی که سالها تحریم بر سر مردم عراق آورد، یا دهههاست بر سر مردم کوبا و کره شمالی میآورد، سر مردم ایران هم بیاید؟
آخر این چه منطقی است؟
مردم باید چند سال دیگر تاوان بدهند؟ چقدر فقیرتر شوند؟ چقدر زندگیشان ویرانتر شود، تا شاید این آخوندها بروند؟
واقعا دیگر چیزی برای گفتن ندارم، جز اینکه لعنت به همه کسانی که تریبون دارند و هنوز از جنگ و تحریم دفاع میکنند …. بارها نوشتهام که همیشه بالاتر از سیاهی، رنگی هست؛ فقط گیرندههای چشم ما توان دیدنش را در این امواج ندارند!
💔
Shobeir retweeted
من بودم و دوش آن بت مردهپرست
خواهان سران گردنافراخته پست
دشنام نثار زندگان کرده به شب
فردا بهفغان چه گوهری رفت ز دست
Shobeir retweeted
اصلا نمیفهمم که خمیر کردن کتاب چقدر مگر برای ناشر منفعت داره.
فروش باطلهٔ این کتاب با این حجم اگر ۲۰۰-۳۰۰ تا هم ازش باقی مانده باشه، نهایتا ۳-۴ میلیون تومن عابد ناشر میکنه که توی دم و دستگاه نشر نی هیچی نیست.
همین رو هدیه بدهند به کتابخانهها یا مثلا روی خرید پستی هدیه بدن
Shobeir retweeted
Replying to @vahidrahimian
قبل از فکس تلکس بود که داشتنش از خرید و فروش زیردریایی سخت تر بود
Shobeir retweeted
تحریمها همه این سالهاست کشور ایران را زیر فشار گذاشتهاند، درد ساختهاند، فقر ساختهاند، زندگی را برای مردم عادی سختتر کردهاند. اما برای آمریکا هم «پیروزی» نساختهاند و نخواهند ساخت.
بعد از این همه سال، حاصلش چه بوده؟ فقط مردم بیچارهای که بیشتر تاوان دادهاند؛ مردمی که بسیاریشان دیگر حتی زنده نیستند تا پایان این بازی را ببینند.
#ایران 💔
#CollectivePunishment

































