Pinned Tweet
همیشه لازم نیست کاری کرده باشی، یا قصهای برای تعریف داشته باشی. همین که دووم آوردی، یعنی خیلی.
چند تا باور غلط دربارهٔ تراپی:
(شنیدن مورد ۶ از زبون ما شاید براتون عجیب باشه)
۱.«هر کسی غمگینه، با تراپی خوب میشه.»
تراپی برای خیلی از مشکلات روانی مؤثره؛ اما نه برای همه، نه به یک اندازه و نه لزوماً با یک روش.
بهبود ممکنه به زمان، تغییر روش درمان یا کمکهای دیگه نیاز داشته باشه.
۵.«اگه تراپی میری، باید همیشه حالت خوب باشه.»
بهبود همیشه خطی نیست. ممکنه یک دوره حال بهتری داشته باشی و بعد دوباره با دشواری روبهرو بشی.
بیاید از اولین دوستی بعد از مهاجرتتون بگید...
Replying to @SimiaRoom
دقیقاً. دوستی تو غربت مثل نون سنگکه، باید صبر کرد تا خوب بپزه 😊 ولی وقتی پخت، خودش یه تیکه از خونهست.
آیا برای اینکه بتونیم به دیگران کمک کنیم، اول باید خودمون از نظر روانی حال خوبی داشته باشیم؟
نه. جالبه بدونید روانشناسی میگه کمک کردن به دیگران بهمون احساس معنا، تعلق و مفید بودن میده. گاهی حتی باعث میشه احساس بهتری نسبت به زندگی خودمون داشته باشیم.
اما
* گاهی به کسی کمک میکنیم چون دلمون میخواد حالش بهتر بشه
* گاهی هم کمک میکنیم چون میترسیم اگه کمک نکنیم، ازمون ناراحت بشن.
این دو تا خیلی با هم فرق دارن.
بعضی آدمها انقدر درگیر حل مشکلات دیگران میشن که یادشون میره خودشون هم نیاز به مراقبت دارن.
همیشه در دسترس بودن، شنوندهٔ همه بودن و احساس مسئولیت برای نجات دیگران، ممکنه بهمرور باعث فرسودگی روانی بشه.
باید بتونیم بین کمک کردن و قربانی کردن خودمون تفاوت قائل بشیم.
بتونیم ناراحتی کسی رو ببینیم، کنارش باشیم و در عین حال بدونیم مسئول حل تمام مشکلات زندگی اون نیستیم.
اصلا شاید یکی از نشونههای سلامت روان همین باشه:
«بتونیم به دیگران محبت کنیم، بدون اینکه برای دوستداشتنی بودن، خودمون رو فراموش کنیم.»
سیمیاروم retweeted
میدونین فوبیای تماس تلفنی چیه؟
دیدین خیلیها تو توییتر مینویسن از تماس تلفنی فراریاند و ترجیح میدن اگه کسی باهاشون کار داره، پیام بده.
اگه شما هم موقع تماس تلفنی یا با شنیدن زنگ تلفن تپش قلب شدید و تنگی نفس رو تجربه میکنید، ممکنه فوبیای تماس تلفنی داشته باشید.
۱/۲
آیا درمانگر هم حق داره در رابطه درمانی احساس خشم، درماندگی یا حتی آسیبدیدگی کنه؟
حتما. احساس رنج در درمانگر مشروعه؛ اما مراجع مسئول تنظیم و مراقبت از روان درمانگرش نیست.
درمانگر باید بتونه واکنشهای خودش، از جمله انتقال متقابل، رو بشناسه و پردازش کنه؛ نه اینکه بار عاطفی اونها را به دوش مراجع بگذاره.
درنهایت این بخش خیلی دردناکه که پایان این رابطه، بهجای فرصتی برای فهمیدن تعارضها و اتفاقاتی که بین دو نفر افتاده، خودش به تجربهای از طردشدگی تبدیل بشه.
چه فاکتورهایی باعث میشه تراپی مؤثر باشه؟
تخصص و مهارت درمانگر
تناسب روش درمان با نیازهای مراجع (خیلی خیلی مهمه)
رابطهٔ امن و اعتماد بین درمانگر و مراجع
توافق بر سر اهداف درمان (خیلی مهمه)
همدلی و درک بدون قضاوت
همکاری فعال دو طرف
بررسی پیشرفت و دریافت بازخورد
اینا هیچکدوم بهتنهایی موفقیت درمان رو تضمین نمیکنن؛ اما سیمیاروم سالهاست برای برگزاری جلساتی که همهٔ این ویژگیها رو داشته باشن و بهترین نتیجه رو بدن، تلاش کرده.
مهاجرت همراه با دور شدن از آدمهاییه که بخشی از روزمرگیمون بودن.
آشنا شدن با آدمها با احساس صمیمیت و تعلق فرق داره؛ اعتماد کردن و نزدیک شدن به هم زمان میبره.
شاید قرار نباشه آدمهای جدید جای آدمهای قدیمی رو بگیرن؛ شاید قراره توی زندگی تازهمون، شکلهای تازهای از ارتباط رو تجربه کنیم. نگران نباشید🤍
به مناسبت ماه آگاهی از ADHD، بیاید دربارهٔ چند تا باور اشتباه حرف بزنیم.
۱/ «ADHD یعنی بیش فعالی»
نه لزوما. این اختلال عصب-رشدی میتونه با بیتوجهی، بیشفعالی و تکانشگری همراه باشه؛ اما همه این نشونهها رو ندارن.
بعضیها بیشتر با بیتوجهی درگیرن و ممکنه اصلاً بیشفعال به نظر نرسن.
۴/ «اگه ADHD داشتی، مدرسهات افتضاح میشد!»
عملکرد تحصیلی خوب، بهتنهایی ADHD رو رد نمیکنه.
بعضیها با وجود دشواریهای توجه و مدیریت زمان، با تلاش زیاد، حمایت دیگران یا راهکارهای دیگه، عملکرد تحصیلی خوبی دارن.
۵/ «اگه بعضی نشونهها رو دارم، پس حتماً ADHD دارم!»
بیتوجهی، فراموشکاری و بیقراری میتونن دلایل مختلفی داشته باشن؛ از مشکلات خواب و اضطراب گرفته تا شرایط پزشکی دیگه.
تشخیص ADHD به بررسی سابقه، علائم، تأثیر اونها بر زندگی و احتمال وجود علتهای دیگه نیاز داره.
بیایداز این به بعد به جای برچسب زدن و قضاوت کردن، یکم دقیقتر نگاه کنیم.







