پریا retweeted
بله دوستان.
فیلم مردم معترض رو پخش کردن که ۲۱ هزار نفر دستگیرو اعدام شن و بتونن عواملشون رو پوشش بدن.
ولی گوسفند اسراییل مال هنوز فکر می کنی اسراییل نقطه زنی می کنه و مدرسه میناب نمیتونه کار آمریکا باشه.
این ژورنالهای دیوید لیلینتال نسخه دیجیتال ندارن؟ کمرم شکست اینقدر تو کتابخونه تاریخ بردمشون اینور اونور.
متاسفانه کتابخونهی دانشکدهام در شبکههای اجتماعی «ترند» شده و همیشه کیپ تا کیپ پره. هر دفعه باید آنلاین صندلی رزرو کنم و یه بنده خدایی رو از جاش بلند کنم تا بتونم بشینم. کاش یه جای دیگه رو وایرال کنن هر چه سریعتر.
پریا retweeted
Replying to @AsgharSepehri
بله اما جای تعجب نیست چون اسرائیل است و کشور خارجیست و بهرغم تبلیغات پرسروصدای «ما طرف مردم ایرانیم»، برایش مردم ما به هیچ وجه مهم نیستند.
از ایرانیتباری تعجب میکنم که عروسک خیمهشببازی موساد شد و گفت «در حال تدارک برای بازگشت به میهن» است؛ دروغ گفت و مردم را به کشتن داد.
فلسفه اخلاق زوال عقل میاره واقعا.
Replying to @SomayehTohidi @EmilyAmraee
تاکید میکنم که من دارم در مورد یک دخالت خارجی خیالی حرف میزنم و این که آیا در شرایط فعلی دنیا چنین جنگی ممکن است، بحث دیگریست. این چند آزمایش فکری را در نظر بگیرید:/۳
پریا retweeted
🟡🟡🟡🟡🟡🟡🟡🟡
حیف که حافظه تاریخی ما ایرانیها اینقدر ضعیفه، وگرنه میدونستیم این اولین بار نیست که برای تحت فشار گذاشتن ایران به چنین تحریمهایی متوسل میشن.
تاریخ گواه ماجراست…
بخشهایی از مستند Coup 53 (2019) درباره کودتای ۲۸ مرداد و فشارهای اقتصادی علیه دولت مصدق.
در این بخشهای مستند، این خود مقامهای بریتانیاییاند که بدون پرده توضیح میدهند چه کردند.
سر دونالد لوگان، مسئول میز ایران در وزارت خارجه بریتانیا، میگوید تحریم همیشه بخش مهمی از مانورشان بود تا مصدق را سر عقل بیاورند.
یک محاصره جهانی برقرار کردند تا ایران نتواند نفتش را در بازار جهانی بفروشد. در بیشتر روزنامههای دنیا هم آگهی دادند که هرکس نفت ایران را بخرد، یک شکایت خریده است.
سر پیتر رامسباتم از کمیته نفت ایران میگوید هرچه این سیاست بیشتر ادامه پیدا میکرد، مردم ایران بیشتر سرخورده میشدند و شانس ناپدید شدن مصدق بیشتر میشد.
و جمله اصلی اینجاست: هرچه اوضاع اقتصادی ایران بدتر میشد، برای ما بهتر بود.
یعنی تحریم، اتفاق یا اشتباه نبود. ابزار طراحی شدهای بود برای خراب کردن اقتصاد، دلسرد کردن مردم و در نهایت سقوط دولت مصدق.
همکلاسیهایی که از رشته ادبیات اومدن اینقدر از نظر تحلیلی نسبت به بچههای بکگراند فنی و اقتصاد و... ضعیفن که خنده داره.
پریا retweeted
برای تمام کساییکه یکسال اخیر بخصوص از کشورای امن خارج ایران بازتولید عادلانه ریسک مرگ برای هموطنانشون خواستن، بازتولید عادلانه کارما آرزومندم.
جوری ترس و ناامنی و مرگ تو زندگیشون عادلانه بازتولید بشه که تا آخر عمر هوس بازتولید حرف رایگان نکنن.
پریا retweeted
It has been now over 15 years since Gaddafi was killed. There has not been a parliamentary election in over 12 years. There has never been a presidential election, having been delayed for almost 10 years. There is still no legal definition defining the powers of that presidency.
Menacing workers with a baseball bat
Threatening to call ICE
Workers peeing on themselves
Women on their period not allowed bathroom breaks
Those are just some of the horrors of working at HelloFresh
Read about it in my latest for @Documentedny 👇
documentedny.com/2026/10/22/…
پریا retweeted
چرا من تا حالا فکر میکردم جنگ اخلاقی یعنی "بازتوزیع" ریسک بالاتر مرگ برای کسانی که "بیشتر" زندگی کردهاند؟(!!)
پریا retweeted
«مردم ایران در سال ۵۷ از سرِ شکمسیری و خوشیِ زیاد انقلاب کردن!» حتماً این جمله رو بارها شنیدید؛ اما آمارهای رسمی بانک مرکزی و سازمان بینالمللی کار (ILO) در دهه ۵۰، یک واقعیت کاملاً برعکس و تکاندهنده رو نشون میده.
در قسمت اول دیدیم که چطور محمدرضاشاه با قلعوقمع تمام احزاب و سندیکاهای سکولار، «مغز و ستاد فرماندهی انقلاب» رو دودستی تقدیم شبکه ۹ هزار مسجد و ۱۸۰ هزار روحانی کرد. اما یک سوال بزرگ باقی موند: این مساجد، لشکر و پیادهنظامِ میلیونیِ کفِ خیابونشون رو از کجا آوردن؟
پاسخ در چهار خطای استراتژیک اقتصادیِ خودِ شاه نهفته است که ارتشِ حاشیهنشینها رو ساخت و تحویل مساجد داد:
۱. فاجعهی اصلاحات ارضیِ دستوری و حذف ۴۵٪ روستاییان:در قانون اصلاحات ارضی، نزدیک به ۴۵ درصد از جمعیت روستاها که کارگر فصلی بودن («خوشنشینها»)، حتی یک متر زمین نگرفتن و بیکار شدن! به ۷۵ درصدِ بقیه هم قطعاتِ غیراقتصادیِ زیر ۷ هکتار رسید. در دهه ۵۰، دولت کشاورزها رو مجبور کرد زمینهاشون رو تحویل «شرکتهای کشت و صنعت» بدن و همزمان با پول نفت، واردات غلات ارزون رو شروع کرد. نتیجه؟ ایرانِ صادرکننده غذا، در سال ۵۶ شد واردکنندهی ۲.۶ میلیارد دلار مواد غذایی!
۲. سونامی مهاجرت و کمربند حلبیآبادها:با فروپاشی کشاورزی سنتی، در دهه پنجاه سالانه بیش از ۳۰۰,۰۰۰ روستاییِ مذهبی آوارهی شهرهای بزرگ شدن و در «حلبیآبادها»، «کپرها» و «گودهای جنوب تهران» (بدون آب لولهکشی، برق و فاضلاب) ساکن شدن؛ جاهایی که هیچ حزب سیاسی و سندیکایی اجازه فعالیت نداشت، اما سرِ هر کوچه یک مسجد و حسینیه فعال بود.
۳. جنون نفتی سال ۵۲، بیماری هلندی و تورم ۲۰۰ درصدی مسکن:وقتی در سال ۵۲ درآمد نفت ناگهان از ۲.۸ میلیارد دلار به ۲۰ میلیارد دلار رسید، کارشناسان سازمان برنامه هشدار دادن که زیرساخت کشور کششِ تزریق این حجم از نقدینگی رو نداره. اما شاه که دچار توهم قدرت شده بود، هشدارها رو رد کرد و بودجه برنامه پنجم رو به ۶۹ میلیارد دلار رسوند. نتیجه؟ انفجار نقدینگی و تورم! بین سالهای ۵۲ تا ۵۵، اجارهخونه در تهران تا ۲۰۰ درصد جهش کرد و بیش از نیمی از حقوق کارگر و کارمند رو بلعید. طبق گزارش سازمان بینالمللی کار، ضریب جینی شهری از ۰.۵۱ گذشت و ایران به یکی از نابرابرترین کشورهای جهان تبدیل شد (۱۰ درصدِ ثروتمند، بیش از ۴۰ درصد کل ثروت کشور رو مصرف میکردن).
۴. شوک انقباضی سال ۵۶ و جرقه در انبار باروت:صدها هزار جوانِ روستایی و مذهبی، روزها در شمال تهران برجها و کاخهای لوکس رو میساختن و شبها با خشم و احساس تحقیر به حلبیآبادهای جنوب شهر برمیگشتن. ضربه نهایی در نیمه دوم سال ۱۳۵۶ زده شد؛ زمانی که دولت جمشید آموزگار برای مهار تورم، ناگهان بودجههای عمرانی رو قطع کرد. پروژههای ساختمانی خوابید و بیش از ۴۰۰,۰۰۰ کارگر ساختمانیِ مهاجر، یکشبه بیکار و آمادهی حضور در خیابان شدن!
چرا امروز این پرونده رو باز میکنیم؟همونطور که در قسمت اول گفتم، از نظر من جمهوری اسلامی کارش تموم شده و رفتنیه! اما چیزی که حیاتی و سرنوشتسازه، فردای ایرانه.اگر تاریخ رو بدون تعصب نخونیم و نقد نکنیم، محکومیم که دوباره در چرخهی معیوبِ تصمیمات فردمحور، بیتوجهی به نظر کارشناسان و نابودی نهادهای مدنی سقوط کنیم.
در قسمت سوم و پایانی (فردا شب) به سراغ آخرین قطعه پازل میریم: وقتی در سال ۵۷ میلیونها نفر ماهها اعتصاب کردن، پول و حقوقشون از کجا تامین میشد؟ داستانِ امپراتوری ۳.۲ میلیارد دلاری بنیاد پهلوی، جنگ انتحاری شاه با بازار در سال ۵۴، و خودکشی حکومت با یک مقاله!
(اگر قسمت اول رو ندیدید، لینکش رو در کامنت اول گذاشتم 👇)
من فکر میکردم مدل حرف زدن خمینی فقط منحصر به خودشه تا وقتی با donna haraway آشنا شدم. یعنی اون «آنتن هایی هست که ریشه درختان در آب جوش...» خمینی رو به انگلیسی ترجمه کنی بذاری جلوی این post humanistها فکر میکنن متن haraway عه.
پریا retweeted
این ایرانیای که تظاهرات فرانسه رو به مسلمونا و مهاجرا نسبت میدن کم هوش ترین انسان های طول تاریخن
پریا retweeted
کمتر ملتی را دیدهام که اینقدر درباره تحولات جهانی کم بداند و اینقدر اظهار فضل کند و نظرات آخرالزمانی بدهد.
ارزیابی خردمندانه مجتبی نجفی را بسط دهید به هر آنچه که درباره هر کشور و ملت و تحول و رخدادی که در شبکههای اجتماعی هموطنان به خوردتان داده و میدهند.
اعتراضها در فرانسه، جولان جهل در فضای فارسی زبان
مجتبی نجفی
از حجم جهلی که درباره تحلیل اعتراضهای فرانسه در فضای فارسی زبان رخ داده میترسم. نگاههای ساده ساز تک بعدانگار که تنها چیزی که نمیشناسند بررسی و پرسشگری است، از چند فیلم و ویدیو یک رخداد چندبعدی و پیچیده را در چند واژه و کلمه تعریف میکنند. یکی از انقلاب اسلامی در فرانسه حرف میزند، یکی میگويد ببین کارمای پنجاه و هفت کار خودش را کرد. یکی میگويد "چپ هرگز نفهمید". جهل مدرن اینگونه تعریف میشود: میتوانی بهترین مدرک دانشگاهی را داشته باشی، با بهترین امکانات در بهترین شهرهای جهان زندگی کنی، راحت بنویسی، بخوانی اما اندازه یک بچه دبستانی هم ذهنیت انتقادی نداشته باشی.
آنچه که در فرانسه رخ داده یک جنبش یکدست نیست که شما با یک خط و چند واژه آنرا تعریف کنی. بازیگران جنبش متنوع اند. از جوانان که در مدارس و دانشگاهها علیه کیفیت پایین آموزش، کمبود معلم و شلوغی کلاسها قیام کردند تا " جلیقه زرد"هایی که فرصت را برای نمایش دوباره خود فراهم دیدند، تا گروهها و افراد مستقلی که از طبقات پایین جامعه علیه کاهش قدرت خرید مردم اعتراض کردند، تا اولترا چپ ها، آنارشیستها و...که سردسته حمله اند. این جنبش هم چپ دارد هم راست، مطالبه سیاسی دارد، معیشتی دارد، صنفی دارد،...انگیزه ها متفاوت و بازیگران متنوع اند. آن ساختار طبقاتی که از دوران جنگ سرد در ذهن شما فرو کرده اند به هم ریخته.
بعد اقتصادی این جنبش به بحران ریشه دار اقتصاد فرانسه مرتبط است که سالیان زیادی تداوم داشته. جنگ اوکراین - روسیه و ایران با اسراییل و آمریکا، این بحران را تشدید و رشد اقتصادی اندک فرانسه را ناچیز کرده. اما این به این معنا نیست ریشه اصلی این اعتراضها، جنگها هستند. سالیان طولانی است فرانسه صحنه جنبش و اعتراض است. بین ایده دولت رفاهی و هزینه های سنگین دولت تعارض ایجاد شده و پشت این تعارض، چالشهای بزرگ سیاسی و تنشهای فرهنگی خلق میشوند.
اعتبار نهاد دولت در فرانسه کاهش یافته. چون در حل بحرانها ناموفق بوده. بدبینی به سیاستمداران افزایش یافته و نگاههای رادیکال چپ و راست، در بحران احزاب سنتی سوسیالیست و جمهوریخواهان قدرت یافته اند به گونه ای که برخی از نظرسنجی ها انتخابات سال بعد را صحنه رویارویی "مارین لوپن" نامزد حزب راست افراطی و "جان لوک ملانشن" نامزد چپ های رادیکال می دانند. این تقابل نشان می دهد تا چه اندازه نفوذ نگاههای دو قطبی در حال افزایش اند و جالب است راست و چپ رادیکال در حال یارگیری از جوانان، کارگران و فقرا هستند.
بحران هویت ملی در فرانسه را هم نباید دست کم گرفت. بین روایت لائیسیته فرانسوی با تجربه زیسته برخی مهاجران فاصله افتاده. به عبارتی گسست ارزشی رخ داده و زبان مدافع سرسخت لاییسیته با برخی نسل های جدید مهاجران تقابل هویتی پیدا کرده و این مساله بغرنج در چارچوب چالش جامعه چندفرهنگی قابل بررسی است که فقط خاص فرانسه نیست. مدیریت مساله تکثر یک چالش عمده جوامع دموکراتیک است.
اعتراضهای فرانسه از این منظر در چارچوب کلان مسایل " معیشت و کاهش کیفیت زندگی" " بحران هویتی و گسست نظامهای ارزشی" " بحران نهاد دولت در حل مسایل انباشت شده"، " تغییر ساختاری بازیگران سیاسی در عرصه های عمومی توسعه یافته و بحران احزاب سنتی" قابل تفسیرند و اینها سرفصل های کلان برای انجام پژوهش های جدید است. اما شما هموطن عزیز خیلی خوبی. کارت راحت است. با کارما و انقلاب اسلامی و "آخش اوفتون شد" و...نه نیازی به پژوهش دارید نه واکاوی مساله. اینجا سالیان زیادی درس خوانده، تدریس کرده، زیست کرده ام، سه دولت سارکوزی، اولاند و مکرون را به چشم دیده ام، پژوهش های مختلف را خوانده، با افراد زیادی از گرایشهای سیاسی مختلف حرف زده ام، برای همین متن هم آنقدر وسواس و احتیاط دارم که نگو و نپرس. خوش به حالتان راحتید.
















