Pinned Tweet
اگر روزی دلت برایم تنگ شد و خواستی بدانی که کجایم، بیاد بیاور که مرا چقدر از خودت راندی، و دور کردی.
همانجا ایستادهام.
به درمان زخمهایم.
شما هم وقتی برای کسی آهنگ میفرستید و طرف خوشش میاد، قیافه میگیرید برا خودتون؟ انگار خودتون آهنگ رو ساختید و خوندید؟
یا هنوز کودک درون من کنترلم رو در دست داره گاهی؟
این کامنتم بیشتر لایک میخوره تا خود نوشتهها
زین پس
همه کامنت خواهم شد
Replying to @yakovchernikov
علاوه بر توزیج یکنواخت نمک که گفتن، به بعضیها هم موادی میزنن که باعث جلوگیری از تشکیل قارچ در سطح روی پنیر میشه.
ژانر وحشت
این دیگه اسبابکشی نیست، اقتباس سینمایی از بدبختیه.
شخصیت اصلی یک رمان روسی
باران نقش مکمل این فصل
هجده کارتن امید، زیر باران واقعگرایی.
این حجم از رنج حتی در پاورقی هم جا نمیشه.
خودآزاری فرهنگی با چاشنی باران اسیدی
حالا که کتابهات زیاده، غمت هم باید قطور باشه
ذهن من بعد از تصور این:
تنهایی پرهیاهو
یک فاجعهی ادبی
آزمون وفاداری به ادبیات
تراژدی کاغذی در سه پرده
فصلی تازه از رنجهای یک کتابخوان
روز ملی شکنجهی نویسندگان و کتابدوستان
بازآفرینی زندهی «باران و کاغذ و اندوه»
یک تراژدی با جلدهای متعدد
مهاجرت اجباری آرشیو شخصی
خوشبختی دخترها، شبیه یکدیگر است، اما پریود هر دختری، داستان خودش را دارد.
رِدکارنینا، سوفیا تولستایا
"با هر کس که حال نکردی، دورش خط بکش"
....
....
دستِ کم گرفتنِ رگِ اتصالِ آدمها ساده است ولی تاوان دارد.
t.me/allshattered/174
15 درصدم که +18 داره، مثل الان که نمیتونم بگم
یه 5 درصد میمونه که اونم میشه گزارش چیزهایی که میتونم بگم و نگم و چیزای دیگهست.










