mahi retweeted
the closer the exam, the stronger the urge to watch a movie, read a book, write a novel, play sports, run a marathon, clean your room, fix your life, and become a new person.
mahi retweeted
هیچکس برام لودهتر از زنی نیست که تو بیوش نوشته ضد فمنیسم.
فمنیسم نبود تو الان سواد نداشتی که بیای بنویسی ضد.
اصولا اجازه نداشتی ضد یا همسو با چیزی باشی.اساسا هر چیزی.
mahi retweeted
جورج دبلیو. بوش:
این یک باور است که همه انسانها میخواهند آزاد باشند؛ و ما این را در افغانستان دیدیم.
برخی میگفتند: آنها آزادی نمیخواهند. آنها اصلاً نمیدانند تفاوت چیست.
اما البته که میدانند تفاوت چیست.
دختران جوانی که برای نخستینبار در زندگیشان به مکتب میرفتند، تفاوت را میدانستند. زنانی که داکتر و استاد دانشگاه میشدند، تفاوت میان یک جامعه آزاد و یک جامعه استبدادی را میدانستند.
و متأسفانه، آن زنانی که تازه داشتند به تواناییهای واقعی خود پی میبردند، دیگر فرصتی برای شکوفا کردن تمام استعدادهایشان ندارند.
mahi retweeted
در بحثهای بیفایده، نقش آدمهای شکستخورده و قانعشده را بازی کن؛ پیروزی واقعی یعنی هرچه زودتر از یک مکالمه بیسرانجام بیرون بزنی. بگذار حرف آخر برای آنها باشد، آرامش برای تو.
mahi retweeted
study yourself. your patterns. habits. compulsions. trauma. anxieties. insecurities. addictions. once you see them, the unconscious becomes conscious. and the moment you know what they are and how they control you, you awaken. you become unstoppable.
mahi retweeted
روانشناسی مدرن در مواجهه با جامعه ایران دچار «نابینایی سیستماتیک» است. این روانشناسی میخواهد ماهی در حال خفگی در یک برکه مسموم را دگرگون کند، در حالی که مشکل از آبوشنای ماهی نیست؛ مشکل سمی بودن کل برکه است.
تا زمانی که یک جامعه از زیر سایه وحشت، سرکوب و انسداد ساختاری خارج نشود، فرمولهای روانشناسی چیزی فراتر از یک مُسکن موقت، بیحسکننده روانی یا در بدترین حالت، ابزاری برای سازگار کردن مظلوم با ظالم نخواهند بود. جامعه ایران بیش از آنکه به خودشناسی فردی به سبک غربی نیاز داشته باشد، به روانشناسی آزادی، عملگرایی، مواجهه با واقعیت و همبستگی جمعی نیاز دارد.
mahi retweeted
شاید این جمله را شنیده باشید که: «بزرگترین توهین به یک انسان، انکار رنج اوست.»
آدمها برای التیام یافتن، بیش از هر چیز به دیدهشدن و شنیدهشدن نیاز دارند. انکار رنج، دیواری از تنهایی مطلق به دور فرد میکشد و باعث میشود او علاوهبر تحمل بارِ خود آن مصیبت، بار سنگینترِ «درکنشدن» و «شک کردن به اصالت احساساتش» را هم به دوش بکشد؛ باری که به مراتب ویرانگرتر است.
mahi retweeted
ممکنه هزار بار قهوه درست کرده باشی،
اما هنوز بلد نباشی قهوه خوب درست کنی.
تجربه بهتنهایی آدمو بهتر نمیکنه.
فرق زیادی هست بین تکرار کردن و یاد گرفتن.
























