Jabberwocky Wonders (@sameoldjayuknow) header
Jabberwocky Wonders (@sameoldjayuknow) profile picture
Joined February 2022
Photo by Jabberwocky Wonders (@sameoldjayuknow)Photo by Jabberwocky Wonders (@sameoldjayuknow)Photo by Jabberwocky Wonders (@sameoldjayuknow)Photo by Jabberwocky Wonders (@sameoldjayuknow)Photo by Jabberwocky Wonders (@sameoldjayuknow)Photo by Jabberwocky Wonders (@sameoldjayuknow)Photo by Jabberwocky Wonders (@sameoldjayuknow)Photo by Jabberwocky Wonders (@sameoldjayuknow)Photo by Jabberwocky Wonders (@sameoldjayuknow)Photo by Jabberwocky Wonders (@sameoldjayuknow)
ای دوستان در بوستان دارم مجدد برای دوره فری دیسکاشن دو روز در هفته شاگرد می‌گیرم. کلاس برای سطح C1 مناسبه. منشن بگذارید شرایط رو براتون در دایرکت بفرستم.
11
31
5
83
3,961
تماشای بیگانه شدن دوست.
7
19
3
274
4,061
Jabberwocky Wonders retweeted
خاطرتون باشه که marjillu.com فروشگاه تصویرسازی‌های منه و می‌تونید درش تی‌شرت، کارت‌پستال، نقاشی، مگنت و آیتم‌های دیگه با تصویرسازی‌های اوریجینال بخرید. 🪸
بعد از سه‌ماه بالاخره استیکرها رو گذاشتم روی سایت و جایزه برای خودم یک کاسه انار دون کردم و از اینکه لاکم همرنگ لواشک‌های آلو و انجیره خوشحالم.
2
9
84
1,080
Jabberwocky Wonders retweeted
فکر‌کن بری کلاس زبان و کل مدت در مورد آرت حرف بزنی با معلمت 🥲🥲 دیگه آدمی از دنیا چی ‌می‌خواد ؟ @sameoldjayuknow امروز در مورد beksinski خوندیم و حرف زدیم، نقاش معروف لهستانی که با جنگ جهانی دوم متولد شد و زندگی سراسر تراژدی و ترومایی داشت و درنهایت به قتل رسید !
6
1
57
951
کاروان هالووین عاقبت به شیراز رسید و جشن آغاز شد! 👻 🍻 تازه صدنقش یک نیروی کمکی اضافی هم فرستاده. یک خون‌آشام و یک مومیایی خواسته بودم، یک گربه‌ی خوش یال و کوپال هالک‌احوال همراهشان رسید. کاغذهای سفید هیچ راه فراری ندارند، لشکر گربگان هالووینی قصه خود رو خواهند نوشت! ✨
زندگی تو این دنیا که وحشت نداره شما وحشت واقعی رو با این عکسها تجربه میکنید🧟‍♀️ #هالووین
6
1
43
916
@FaribaKhalili2 دوستت دارم، تو و آتش خاموش ناشدنی بداعت در دل وسیع و ذهن درخشانت را. متشکرم که هستی و دوستیم. :*
2
131
هفتم آبان 💙 «منم کوروش، شاه هخامنشی» Adam Kūruš xšāyaθiya Haxāmanišiya کتیبه‌ی مرد بالدار هخامنشی و تصویری که جهانگرد و تاریخ‌نگار فرانسوی -شارل تکسیه- در دیدارش از پاسارگاد ۱۸۵۲ ثبت کرد. امروز متن سه زبانه‌ی کتیبه شکسته و گم شده.
66
622
«با لب دمسازِ خود گر جفتمی همچو نی من گفتنی‌ها گفتمی هر که او از هم‌زبانی شد جدا بی‌زبان شد گر چه دارد صد نوا»
1
65
705
پرسیدم: آنجا خانه شده؟ مکثی کرد. گفت: این سرزمین و سرحداتش -با ارفاق- اندازه‌ی استان پدری‌ست. هنوز لهجه‌ی شیرین را از پس این همه سال با خود داشت. جوابم را گرفتم.
چند روز قبل یهو دیدیم یکی تو‌ خیابون اسمم رو صدا می‌زنه ! برگشتم دیدیم اسیستنت گالری هست توش‌رزیدنسی داشتم، احوال‌پرسی کردیم و رفت و بعدش من حس کردم اینجا داره ‌میشه جایی که دیگه می‌شه بهش گفت: « خونه ». اما خونه‌ی اصلی من تا ابد #خانه_پدری باقی میمونه.
1
29
635
انتخاب تعداد محدودی طراحی از بین هزار و خورده ای واقعا سخت بود. پرده هم بالا بردیم، فرتوت آمدم خدمت شما، جمعه پوست، آغاز می شود. تشریف بیارید، اگر تهرانید.
«پوست» نمایشگاه طراحی‌های #صالح_تسبیحی به انتخاب علیرضا آدم‌بکان ۸ تا ۱۸ آبان ۱۴۰۵ افتتاحیه ۸ آبان‌ ساعت ۴ عصر بازدید هر روز از ساعت ۱۰ تا ۲۱، جمعه‌ها از ساعت ۱۶ تا ۲۲ تهران، خیابان کریم‌خان زند، بین ایرانشهر و ماهشهر، شماره‌ی ۱۴۸، #گالری_ثالث #طراحی #پوست Skin Works by #Saleh_Tasbihi Selected by Alireza Adambakan October 30 – November 9, 202 Saless Art Gallery
2
5
1
108
2,659
چیزهایی نگفتنی، از آن دست که فقط با لمس، فقط با نواختن می‌شود گفت: یاد، مهابت لحظه، ترکیب شعف و پوچی بعد از رهایی.
2
1
59
1,463
Bernhard Stange, Germany (1807-1880)
17
357
«حباب شیشه» سیلویا پلات گلی امامی
«ناگهان می‌فهمی که این تو هستی که کوچک و کوچکتر، تنها و تنهاتر می‌شوی» - سیلویا پلات (حباب شیشه) او که گفته بود به جهنم معتقد است، زیرا پیش از مرگ در آن زندگی کرده است. در جایی نوشت؛ آن‌ها در ظاهر، نگاهم می‌کردند، به حرف‌هایم گوش می‌دادند، اما هرگز مرا به باطن خود راه نمی‌دادند. و شگفتا که چقدر درست می‌گفت؛ مادرش مدت‌ها اجازه نداد تا زندگینامه‌ی سیلویا، حتی پس از مرگش در ۳۰ سالگی منتشر شود. بعدها هم در ابتدا با نام مستعار منتشر شد. همسر نویسنده‌اش، تد هیوز، که ملک‌الشعرای بریتانیا بود، آخرین دفترچه‌ی یادداشت‌ها و خاطرات سیلویا را آتش زد تا هرگز کسی نفهمد که او تا چه حد در آن زندگی تحقیر می‌شد، توهین می‌شنید و از جناب ِشاعر کتک می‌خورد. خودش در جواب ِبندی از شعرش که پرسیده بود؛ زندگیت را کجا جا گذاشتی؟ در “حباب شیشه” نوشته بود: «نمی‌دانستم چرا می‌خواهم گریه کنم. اما می‌دانستم که اگر کسی با من صحبت کند یا از نزدیک نگاهم کند، اشک از چشمانم روانه می‌شود و بغض در گلویم خواهد شکست و آنگاه یک هفته تمام خواهم گریست» وقتی در آغاز جوانی، مادرش سعی می‌کرد او را به پذیرش “نقش اجتماعی” تعیین شده برای زنان در جامعه راضی کند؛ به پذیرش شغلِ منشی و تندنویس، در نامه‌ای به مادرش نوشت: «شغل خوبی است برای هر دختری که نخواهد نویسنده شود. من زندگی و وقتم را فدای یادگیری تندنویسی و منشی‌گری نمی‌کنم… نوشتن بزرگترین لذت زندگی من است. نمی‌خواهم نامه‌ها و نوشته‌های دیگران را تایپ کنم. می‌خواهم نامه‌ها و نوشته‌های خودم را بنویسم» او را می‌دیدند و می‌شنیدند، اما کسی به باطنش راه نیافت! در جایی نوشته، زندگی برای برخی از ما، مثل دیدن پاریس است از پنجره‌ی قطار سریع‌السیری که در جهت خلاف حرکت می‌کند… - و حالا سیلویا پلات ۹۴ ساله شد!
3
38
671
Jabberwocky Wonders retweeted
ماه امشب.
ماه، ماهتاب امشب رو از دست نده.
1
1
61
1,114
ماه، ماهتاب امشب رو از دست نده.
1
1
56
1,361
محض دعوت کردن باران پاییزی به شیراز قطعه‌ی «باغ‌ها در باران» از کلود دبوسی رو بشنویم. بیا، بیا، به شیراز بیا باران. Jardins sous la pluie Claude Debussy Piano: Carmen Stefanescu
امروز دیگه بارون میاد، می‌دونم.
1
1
54
1,004
سفرنامه‌ی بهمن فرسی به هند -جور هندستان- را بخوانید و از برش نرم و عمیق قلم طنازش حظ ببرید. جور هندستان سفرنامه بهمن فرسی به هند ۱۷۸ صفحه t.me/daily_literature/762
Replying to @ShahrouzNazari
شب یک شب دو
1
1
69
1,520
پیکرک‌ها و نقاشی‌های بهمن فرسی را دیده‌اید؟ دو صد حیف که کیفیت بهتر و تعداد بیشتری نیافتم.
عحیب نیست یکی از بزرگترین نویسندگان معاصر ایران حی و حاضر در لندن زندگی می‌کند ولی هیچکس درباره‌ی او حرف نمی زند؟! فردا که نیست همه میشن سینه چاک بهمن فرسی!!!
2
5
91
1,380
امروز، روز من بود. آن قدر هدیه و عشق گرفتم که آماده‌ام تولدم رو به ۵ آبان تغییر بدهم. @Marjillu ای دریای شیرازی. 🫂
کی بود گفت: رفقای آدم خانواده‌ای هستند که او برای خود برمی‌گزیند؟ راست گفته بود. #تقسیم‌کردن‌عشق‌با‌توییتر
3
1
84
1,647
«تکه‌های یخ را دور تا دورش گذاشتم و پلاستیک را کشیدم رویش. دست چپش از پایین آرنج قطع شده بود. کاش این دم آخری نگاهی به کتابش کرده بودم. یک نسخه خطیش را به نشانی من، ده چهارده سال پیش فرستاده بود که مثلا چاپ کنم. نکردم.» دست تاریک، دست روشن گلشیری ۶۳ صفحه t.me/daily_literature/760
آب دستتونه بذارید زمین و داستان «دست تاریک، دست روشن» گلشیری رو بخونید؛ بعد هم حسرت بخورید که چرا فیلمی ازش ساخته نشد‌.
1
2
27
1,246
داستان کوتاه «حریف شبهای تار» از مجموعه‌ داستان کوتاه «دست تاریک، دست روشن» آقای هوشنگ گلشیری جور دیگری به دلم نشست. در کانال تلگرام برنمودم، بخوانید و شما هم حظ ببرید. حریف شبهای تار گلشیری ۱۵ صفحه t.me/daily_literature/761 @bahman8898 @Mrnanavazandeh @laviedeniloufar متشکرم.
1
1
8
284