پوشیده (@pushideh) header
پوشیده (@pushideh) profile picture

ـ𝙿𝚞𝚜𝚑ـیده در فلسفه، ادبیات، واژه‌ها‌ و خاورمیانه

Joined November 2015
Photo by پوشیده (@pushideh)Photo by پوشیده (@pushideh)Photo by پوشیده (@pushideh)Photo by پوشیده (@pushideh)Photo by پوشیده (@pushideh)Photo by پوشیده (@pushideh)Photo by پوشیده (@pushideh)Photo by پوشیده (@pushideh)Photo by پوشیده (@pushideh)Photo by پوشیده (@pushideh)
پوشیده retweeted
این اطلسِ شاهنامه‌س. واقعاً اطلسه. اطلاعات و امکاناتِ مفصّل و متنوع، که بعضیاش درهای تازه‌ایه که باز شده تو این‌کار. خواستم کوتاه درباره‌ش بنویسم ولی گسترده‌تر از اینه که بشه این‌جا ازش نوشت. بازش کنید و ببینید و لذت ببرید و استفاده کنید. با دست مریزاد: shahname.mosaic-hub.de/#/
5
41
291
7,589
زیرکی را گفتم: «این احوال بین»، خندید و گفت: «صعب‌روزی، بوالعجب‌کاری، پریشان‌عالمی» آدمی در عالم خاکی نمی‌آید به دست عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی —حافظ - غ۴۷۰
1
12
180
پوشیده: سوژه دوماد است.
لایبنیتس: سوژه موناد است. دلوز: سوژه نوماد است.
1
91
تماشای بیگانه شدن خود...
تماشای بیگانه شدن دوست.
1
16
310
«وقارِ» جنگ بیش از همه از آنِ کسانی است که در آن نمی‌جنگند: تاریخ‌نگاران، استراتژیست‌های بزرگ، رمان‌نویسانِ جنگ و نقاشانِ نبردها. شاید سربازی که در گردابِ نبرد گرفتار است در این‌باره با نویسندگانِ نظامی و فیلسوفانِ تاریخ هم‌عقیده نباشد. —ولادیمیر یانکلویچ —مرگ
1
21
309
چو بر این خلق می‌تنم، مَثَلِ آب و روغن ام ز برون‌ایم متصل، به درونه ز هم جدا ز هوس‌ها گذشته‌ای، به جنون بسته گشته‌ای نه جنونی ز خلط و خون که طبیب‌ش دهد دوا که طبیبان اگر دمی‌ بچشندی از این غمی بجهندی ز بند خود، بدرندی کتاب‌ها —شمس۲۴۴ +مولانا وصف‌حال این روزهام رو چه شیوا گفت.
11
246
این‌که بعضی کاربرها توییت تو رو بعد یه مدت، با یه کم تغییر، به نام خودشون منتشر می‌کنند، واقعا عجیبه. آخه مثلا تو یه اثر ادبی یا هنری رو تقلید کنی، یه چیزی؛ ولی دیگه تقلید در سطح توییت خیلی خودکم‌بینی می‌خواد. وسط این همه چرندبافی، یارو حتا در خودش نمی‌بینه چرند مختص به خودش بگه.
18
338
این موقعِ درخت خرمالو را از هر وقت دیگری بیش‌تر دوست دارم.
24
309
یک جایی از زندگی می‌فهمی حتا سلام و احوال‌پرسی آدم‌ها هم یک لطف بزرگه.
13
262
خیلی وقته برای چیزی «ذوق» نکردم. شاید بزرگسالی همین باشه: روزمره شدن رنج، عادی شدن تحمل، پذیرش این سراشیبی بی‌توقف به سوی مرگ، پوزخند به واژه‌ی «عشق»...
2
39
547
متضاد ‹عباس معروفی› مگه نمی‌شه ‹ضحاک مهجوری›؟
Replying to @pushideh
میشه عباس معروفی 😁
2
8
399
متضاد ‹نجیب محفوظ› می‌شه ‹وقیح معروض›؟
2
1
20
598
زمان مشخص کرد ارزشی نداره...
دفتر ‹آن‌جابودگی› صرفاً زحمتی که برای این دفتر کشیدم به‌م جسارت انتشارش رو داد؛ اما این‌که آیا می‌تونه ارزشی در خودش داشته باشه یا نه رو احتمالاً زمان مشخص می‌کنه. فقط اگه به نظرتون ارزشی درش بود، به نشر بیش‌ترش کمک کنید. همین. + دریافت: t.me/QamiPub/15
8
254
کاش داروخانه‌ها قرص امید داشت، چسب دل‌شکستگی، قطره‌ی دل‌گرفتگی، پماد خارش پوچی، شربت بغض‌های فروخورده، آمپول غمبادهای آنی...
2
2
20
620
خانه در آغوش نوری گرم می‌خواهم وَ ساکت... .
Kitchen Oil on Panel Simon Nijenhuis
10
234
به آدم‌هایی که می‌تونند زندگی رو در میل‌هاشون خلاصه کنند، رشک می‌برم.
1
17
280
برای من این حجم از احساس‌های آتشین و غلوشده توی بعضی از رمان‌های فرانسوی اصلا پذیرفتنی نیست و ذهن‌م پس‌ش می‌زنه. 🤷
1
16
462
muero porque no muero. «می‌میرم از نمردن» —Teresa de Ávila
5
1
43
1,492
هستی‌ای که هست هرگز میانِ زاده‌شدن و نشدن حقِ انتخاب نداشته است: هستیِ بالقوه هرگز فراخوانده نشده تا نظرش را بگوید، به این دلیلِ ساده که هیچ نامزدی برای هستی وجود نداشته… پیش از زایش کسی نبود که انتخاب کند و پس از آن دیگر دیر شده بود! —ولادیمیر یانکلویچ —مرگ
1
1
22
548
پس از خواب می‌نویسم به هیچ‌کس خود واقعی‌ش را نشان ندهید دیوانه می‌شود.
«پیش از خواب می‌نویسم در هیچ‌کس دنبالِ خود نگردید دیوانه می‌شوید.» -هرمز علیپور می‌گفت.
1
13
306