پوشیده (@pushideh) header
پوشیده (@pushideh) profile picture

ـ𝙿𝚞𝚜𝚑ـیده در فلسفه، ادبیات، واژه‌ها‌ و خاورمیانه

Joined November 2015
Photo by پوشیده (@pushideh)Photo by پوشیده (@pushideh)Photo by پوشیده (@pushideh)Photo by پوشیده (@pushideh)Photo by پوشیده (@pushideh)Photo by پوشیده (@pushideh)Photo by پوشیده (@pushideh)Photo by پوشیده (@pushideh)Photo by پوشیده (@pushideh)Photo by پوشیده (@pushideh)
پوشیده retweeted
این اطلسِ شاهنامه‌س. واقعاً اطلسه. اطلاعات و امکاناتِ مفصّل و متنوع، که بعضیاش درهای تازه‌ایه که باز شده تو این‌کار. خواستم کوتاه درباره‌ش بنویسم ولی گسترده‌تر از اینه که بشه این‌جا ازش نوشت. بازش کنید و ببینید و لذت ببرید و استفاده کنید. با دست مریزاد: shahname.mosaic-hub.de/#/
5
59
384
9,843
پوشیده retweeted
این مهر نمی مهرد چونان که مهرهای پیشین می‌مهریدند.
1
22
423
پوشیده retweeted
سوزان: چرا اون می‌خواد اعتراف کنه؟ جک: همه‌ی آدما می‌خوان اعتراف کنن. «نژاد» - دیوید ممت ​سوژه با اعتراف به گناهان (گفتمان تهی)، حقیقت بزرگ‌تر ناخودآگاهش را می‌پوشاند؛ حقیقتی که در قالب میلی سرکوب‌شده، به وحشتش می‌اندازد. لکان (نقل به مضمون)
2
59
2,039
کلمهٔ «گستاخی» در فارسی معاصر و شاید قرون متأخر قدری تغییر معنی داده. امروزه، گستاخی مترادف نوعی بی‌شرمی و تجاوز از حد خویش است ولی در قدیم در بسیاری موارد برابرِ صمیمیت و خودمانی بودن بکار میرفته است. -این پاره‌ها [یکی از فردوسی، دیگری از اسرارالتوحید] نمونه‌های این گستاخی‌اند.
7
5
2
148
4,977
پوشیده retweeted
«عمل» همواره آن‌سوی مرزهای تفکر می‌ایستد؛ نقطه‌ی صفرِ نمادپردازی. آنگاه که روان از تولید فانتزی و معنا تهی می‌شود، عمل به‌مثابه آخرین پناهگاه و دفاع روانی سر برمی‌آورد. این ولع برای «عمل کردن»، نه نشانه‌ی عاملیت یا قدرت، بلکه نشانه‌ی فروپاشی کارکرد نمادین است؛
1
4
46
1,785
در میان کرمانج‌ها، نام دو قهرمان تا ابد زنده است: اولی «ججوخان» که در شهر درگز مقابل نیروهای روس ایستاد و در بهمن ۱۲۹۰ در کوههای قوچان کشته شد. دومی «گلممدا» [گل‌محمد کلمیشی و برادرانش] از کردهای تیرهٔ میشکالی که در ۱۳۲۵ در سبزوار با دولت درگیر و در منطقه سنگرد کشته شدند. +Alt
فامیلی یکی از بازداشت‌شدگان مشهد، کلمیشی بود. کلمیشی فامیل خانواده گل‌محمد بود، پدرش. نمی‌دونستم این نام واقعا رایجه تو خراسان.
11
3
2
173
15,889
پوشیده retweeted
در بسیاری از جاها [...] اگرچه قانون اساسی بر اصول دموکراسی تکیه دارد، ولی عادت و نظام اجتماعی، حکومت را بیشتر به الیگارشی همانند می‌سازد. این امر به‌ویژه پس از انقلابات رخ می‌دهد. زیرا خوی مردمان یکباره تغییر نمی‌کند. «سیاست (۱۲۹۲ب)» - ارسطو
«سوال دیرین فلسفه که همیشه وقتی دوباره مطرح می‌شود که باید به تغییری واقعی اندیشید را افلاطون در همان ابتدای تاریخ فلسفه مطرح می‌کند: نمی‌توان اصلاح شهروندان را به مرحله‌ای بعد از تأسیس یک نظام نوین سیاسی موکول کرد.»
3
37
1,836
پوشیده retweeted
تو گویی آن چیزی که در نگاه نخست چونان عشق اصیل به آزادی می‌نمود، در واقع جز بیزاری از یک بیدادگر نبود. «انقلاب فرانسه و رژیم پیش از آن» - توکویل
6
78
2,322
حالا که می‌شه همه چیزو تقصیر سیستم انداخت، آخیش! کسی حواس‌اش به خریت درونی ما نیست.
2
3
1
75
2,896
فضیلت اینکه حتی باب طبع نبودن دوستی بخشی از رنج ارتباط است و ناگسستنی از مقولات جهان، هیچ چیزی هماهنگ با ذهن ایده‌آل ما نیست و همگی ارتباطات ناقص‌اند، حفظ ارتباطی که کاملا باب طبع نباشد شروع عشق به دیگری حتی با کاستی‌ها است و حالتی است که در منطق جای نمی‌گیره. نشانه بلوغ روانیه
2
2
1
16
918
پوشیده retweeted
«کینه‌توزی بردگان» قیام بردگان آن‌گاه آغاز می‌شود که کینه‌توزی خود آفریننده می‌شود و ارزش‌زا: کینه‌توزیِ وجودهایی که [امکان] واکنش راستین، واکنش عملی، از ایشان دریغ شده است و تنها از راه یک انتقام خیالی آسیبی را که خورده‌اند جبران توانند کرد. /۱
1
2
15
1,357
پوشیده retweeted
Replying to @eo_125
به نظر شخصی من ناز کردن برای شروع رابطه بی‌معناست. ناز کردن فقط بین دو نفر که با هم رابطه دارند معنا پیدا می‌کنه.
2
1
12
396
اما خارخاري درونم بود، مخبط و منحط، که بازم می‌داشت از ارائه دادن خود بنیانی‌ام. این انحطاط موصوف، هماره چنین زمزمه می‌کرد: «تا خود واقعی‌ات را بنمایی، آنها شقه‌شقه‌ات خواهند کرد!» و منظور از "آنها" فقط دوستانم نبود، جهان بود. — هنری میلر، درباره نوشتن (برگردان من)
مردانی اندک-شمار که چیزی دانسته‌اند و آن قدر دیوانه بوده‌اند که راز آن را در دل نهفته ندارند، کسانی که {عاطفه‌های} خود را و {نظرهای} خود را {بی‌پرده} بر توده‌ها {گشوده‌اند}، در هر عصری به صلیب کشیده و سوزانده شده‌اند. —گوته - ت به‌آذین —فائوست۱
1
1
18
1,193
پوشیده retweeted
“Unfulfilled desire: hysteria Prevented desire: phobia Impossible desire: obsession” |Seminar XIV| —— Lacan
1
13
765
چی شد که تنها مشوق‌ام برای ادامه‌ی‌ این زندگی امکانِ هرلحظه موجودِ خودکشی شد؟ این فکر که هر جا بریدم، تمومش می‌کنم.
3
23
997
پوشیده retweeted
Replying to @MhmdIch
الان به ذهن‌م اومد «فَکّار» هم می‌تونه معادل کسی باشه که overthinking می‌کنه.
1
1
3
95
در《 انتظار 》ما زمان را نمی‌پیماییم بلکه آن را تاب می‌آوریم. در انتظار زمانی پیش روی ماست که آن را نمی‌خواهیم.
1
8
409
پوشیده retweeted
«خشونت نسبت به دیگری به نحوی نابودسازی خود است. نابودی بخشی از خود که تعامل با دیگری آن را بر‌می‌انگیزاند ولی در عین حال غیر‌قابل تحمل است. مانند عاشقی که تنش را حس میکند ولی کشش را نمیپذیرد؛ انواع خشونت را به معشوق روا میدارد تا بقبولاند عشقی وجود ندارد تا آن بخش را در خود بکشد»
1
6
388
پوشیده retweeted
Replying to @MsSabour
مثل بچه‌ای که سر سفره مدام می‌گه این رو نمی‌خورم، اون رو نمی‌خورم، با این تصور که سرآخر اون‌چه که دوست داره براش می‌آرند. اما ته‌ش فقط قراره گشنه بمونه و به یه غذای مونده و یخ کرده و کم رضایت بده.
1
1
5
پوشیده retweeted
بعضی آدمها بهت وفادار نیستن ، به نیازشون به تو وفادارند. وقتی نیازشون عوض بشه، وفاداریشون هم عوض میشه.
1
1
24