پوشیده retweeted
این اطلسِ شاهنامهس. واقعاً اطلسه. اطلاعات و امکاناتِ مفصّل و متنوع، که بعضیاش درهای تازهایه که باز شده تو اینکار. خواستم کوتاه دربارهش بنویسم ولی گستردهتر از اینه که بشه اینجا ازش نوشت. بازش کنید و ببینید و لذت ببرید و استفاده کنید. با دست مریزاد:
shahname.mosaic-hub.de/#/
پوشیده retweeted
کلمهٔ «گستاخی» در فارسی معاصر و شاید قرون متأخر قدری تغییر معنی داده. امروزه، گستاخی مترادف نوعی بیشرمی و تجاوز از حد خویش است ولی در قدیم در بسیاری موارد برابرِ صمیمیت و خودمانی بودن بکار میرفته است.
-این پارهها [یکی از فردوسی، دیگری از اسرارالتوحید] نمونههای این گستاخیاند.
«عمل» همواره آنسوی مرزهای تفکر میایستد؛ نقطهی صفرِ نمادپردازی. آنگاه که روان از تولید فانتزی و معنا تهی میشود، عمل بهمثابه آخرین پناهگاه و دفاع روانی سر برمیآورد. این ولع برای «عمل کردن»، نه نشانهی عاملیت یا قدرت، بلکه نشانهی فروپاشی کارکرد نمادین است؛
پوشیده retweeted
در میان کرمانجها، نام دو قهرمان تا ابد زنده است:
اولی «ججوخان» که در شهر درگز مقابل نیروهای روس ایستاد و در بهمن ۱۲۹۰ در کوههای قوچان کشته شد.
دومی «گلممدا» [گلمحمد کلمیشی و برادرانش] از کردهای تیرهٔ میشکالی که در ۱۳۲۵ در سبزوار با دولت درگیر و در منطقه سنگرد کشته شدند.
+Alt

ALT نمایش جنازه گل محمدها، کنار دیوار پادگان عربها در سبزوار -مابین میدان دروازه عراق و بازار روز فعلی سبزوار-۱۳۲۳ -جنازه وسط «گل محمد» -جنازه سمت راست «صبرو» یا صبرخان داماد خاله گل محمد -جنازه سمت چپ «بیگ محمد» -بین جنازه بیگ محمد و گل محمد، سرِ بریدهٔ «خان عمو» است -بدلیل هیکل درشت و سنگین «خان عمو» جنازه را به سبزوار نمیآورند و فقط سر او را بریده و به نمایش میگذارند- نظامی جلو سمت چپ تصویر «سرهنگ بکتاش» فرمانده عملیات دستگیری «گلممدهای یاغی» است.
پوشیده retweeted
در بسیاری از جاها [...] اگرچه قانون اساسی بر اصول دموکراسی تکیه دارد، ولی عادت و نظام اجتماعی، حکومت را بیشتر به الیگارشی همانند میسازد. این امر بهویژه پس از انقلابات رخ میدهد. زیرا خوی مردمان یکباره تغییر نمیکند.
«سیاست (۱۲۹۲ب)» - ارسطو
پوشیده retweeted
تو گویی آن چیزی که در نگاه نخست چونان عشق اصیل به آزادی مینمود، در واقع جز بیزاری از یک بیدادگر نبود.
«انقلاب فرانسه و رژیم پیش از آن» - توکویل
پوشیده retweeted
فضیلت اینکه حتی باب طبع نبودن دوستی بخشی از رنج ارتباط است و ناگسستنی از مقولات جهان، هیچ چیزی هماهنگ با ذهن ایدهآل ما نیست و همگی ارتباطات ناقصاند، حفظ ارتباطی که کاملا باب طبع نباشد شروع عشق به دیگری حتی با کاستیها است و حالتی است که در منطق جای نمیگیره. نشانه بلوغ روانیه
پوشیده retweeted
«کینهتوزی بردگان»
قیام بردگان آنگاه آغاز میشود که کینهتوزی خود آفریننده میشود و ارزشزا: کینهتوزیِ وجودهایی که [امکان] واکنش راستین، واکنش عملی، از ایشان دریغ شده است و تنها از راه یک انتقام خیالی آسیبی را که خوردهاند جبران توانند کرد. /۱
پوشیده retweeted
اما خارخاري درونم بود، مخبط و منحط، که بازم میداشت از ارائه دادن خود بنیانیام. این انحطاط موصوف، هماره چنین زمزمه میکرد: «تا خود واقعیات را بنمایی، آنها شقهشقهات خواهند کرد!» و منظور از "آنها" فقط دوستانم نبود، جهان بود.
— هنری میلر، درباره نوشتن (برگردان من)
پوشیده retweeted
“Unfulfilled desire: hysteria
Prevented desire: phobia
Impossible desire: obsession”
|Seminar XIV|
—— Lacan
پوشیده retweeted
چی شد که تنها مشوقام برای ادامهی این زندگی امکانِ هرلحظه موجودِ خودکشی شد؟
این فکر که هر جا بریدم، تمومش میکنم.
پوشیده retweeted
Replying to @MhmdIch
الان به ذهنم اومد «فَکّار» هم میتونه معادل کسی باشه که overthinking میکنه.
پوشیده retweeted
در《 انتظار 》ما زمان را نمیپیماییم بلکه آن را تاب میآوریم.
در انتظار زمانی پیش روی ماست که آن را نمیخواهیم.
پوشیده retweeted
«خشونت نسبت به دیگری به نحوی نابودسازی خود است. نابودی بخشی از خود که تعامل با دیگری آن را برمیانگیزاند ولی در عین حال غیرقابل تحمل است. مانند عاشقی که تنش را حس میکند ولی کشش را نمیپذیرد؛ انواع خشونت را به معشوق روا میدارد تا بقبولاند عشقی وجود ندارد تا آن بخش را در خود بکشد»
پوشیده retweeted
Replying to @MsSabour
مثل بچهای که سر سفره مدام میگه این رو نمیخورم، اون رو نمیخورم، با این تصور که سرآخر اونچه که دوست داره براش میآرند. اما تهش فقط قراره گشنه بمونه و به یه غذای مونده و یخ کرده و کم رضایت بده.


















