koorosh ranjbar (@zarbindaar) header
koorosh ranjbar (@zarbindaar) profile picture

لازم نیست عجله کنیم. لازم نیست بدرخشیم. لازم نیست کسی باشیم مگر خودمان. *** ویرجینیا ولف ترجمۀ فرناز حائری

Joined December 2024
Photo by koorosh ranjbar (@zarbindaar)Photo by koorosh ranjbar (@zarbindaar)Photo by koorosh ranjbar (@zarbindaar)Photo by koorosh ranjbar (@zarbindaar)Photo by koorosh ranjbar (@zarbindaar)Photo by koorosh ranjbar (@zarbindaar)Photo by koorosh ranjbar (@zarbindaar)Photo by koorosh ranjbar (@zarbindaar)Photo by koorosh ranjbar (@zarbindaar)Photo by koorosh ranjbar (@zarbindaar)
حوضِ خانه‌ی ترابی. ... اگر دوست دارید این عکس‌ها رو داشته باشید لطفا پیام بدین. کارهای بیشتر در اینستاگرام: instagram.com/kooroshranjbar…
1
5
2
60
4,304
koorosh ranjbar retweeted
کتاب گالری اجساد هم از این‌ نویسنده است مجموعه داستان کوتاهه. اونم داستان‌های جذابی داره.
حسن بلاسم یه کتاب داره به اسم کابوس‌های کارلوس فوئنتس که داستانی به همین نام جزو داستان‌هاست. ماجرای یک عراقی با نامی مستعاره که به هلند مهاجرت می‌کنه ولی از عراق و ماجراهاش خلاصی نداره. خود بلاسم در فنلاند زندگی می‌کنه و اهل عراقه و نویسنده‌ی مطرحی در اروپاست. کتاب از نشر مَد.
2
7
163
koorosh ranjbar retweeted
«فوق‌العاده‌ترین چیز در زندگی این‌ست؛ کسی را داشته باشی تا با او حرف بزنی» - فرانسیس بیکن (در گفتگو با دیوید سیلوستر) او را لقب «بزرگترین نقاش پس از پیکاسو» و نقاش روح انسانِ خشونت‌زده و منزوی معاصر خوانده بودند که در آخرین گفتگویش چند هفته پیش از مرگ گفت؛ قبول ندارد که نگاهش خشن است. «به زندگی روزمره ما نگاه کنید. این حقارتی که به انسان تحمیل می‌شود. نقاشی من بازتاب همین خشونت است… حتی دو عاشق هم در نهایت یکدیگر را می‌درند»/۱
14
44
11
487
14,300
حسن بلاسم یه کتاب داره به اسم کابوس‌های کارلوس فوئنتس که داستانی به همین نام جزو داستان‌هاست. ماجرای یک عراقی با نامی مستعاره که به هلند مهاجرت می‌کنه ولی از عراق و ماجراهاش خلاصی نداره. خود بلاسم در فنلاند زندگی می‌کنه و اهل عراقه و نویسنده‌ی مطرحی در اروپاست. کتاب از نشر مَد.
2
2
3
36
2,332
کابوس‌های کارلوس فوئنتس نوشته‌ی حسن بلاسم ترجمه‌ی نرگس قندیل‌زاده، نشر مَد.
1
102
داستان‌های این کتاب خیلی خوبن و یه داستان محشر داره به اسم گودال که فضای خاصی رو روایت می‌کنه.
حسن بلاسم یه کتاب داره به اسم کابوس‌های کارلوس فوئنتس که داستانی به همین نام جزو داستان‌هاست. ماجرای یک عراقی با نامی مستعاره که به هلند مهاجرت می‌کنه ولی از عراق و ماجراهاش خلاصی نداره. خود بلاسم در فنلاند زندگی می‌کنه و اهل عراقه و نویسنده‌ی مطرحی در اروپاست. کتاب از نشر مَد.
6
164
پدرم کمترین انرژی رو در حرف‌زدن به کار می‌بره: اصلا حرف نمی‌زنه و فقط سر تکون می‌ده. از سوپی که درست کرد تعریف کردم، فقط نگاهم کرد. گفتم چرا هیچی نمی‌گی؟ گفت چی بگم؟ با هم خندیدیم.
1
35
433
Man Ray (Emmanuel Radnitzky) Il villaggio "The village" (1913).
5
7
koorosh ranjbar retweeted
GN my loves and others 😘
17
5
64
622
koorosh ranjbar retweeted
بعضی زخم‌ها درمان نمی‌شوند؛ فقط یاد می‌گیری با آن‌ها چای بنوشی و ادامه بدهی.
1
2
29
1,301
معمولا خوابیدن نوعی گریختن از هراس و اضطراب بیرونیه و برای ساعتی فارغ از هیاهوی جهان می‌خوابی تا راحت باشی ولی اندوه و غم که زیاد بشه در خواب هم رها نمی‌کنه و از شدتش بیدار می‌شی. اندوه بر تو باد که خانه‌های ما را به اندوه آکندی.
ساعت هفت صبح از شدت غم بسیار بیدار شدم. انگار توی خواب هم داشتم غصه می‌خوردم و یه رنج خیلی بزرگ رو تحمل می‌کردم. انقدر زیاد بود که از شدت اندوه از خواب پریدم.
1
1
27
400
چند روزه دنبال اسِتون بی‌رنگ هستم ولی پیدا نمی‌کنم، هر چی هست آبیه و به کارم نمی‌آد. یکی گفت چون برای ساخت شیشه استفاده می‌کنند کم‌یاب شده، نمی‌دونم درست گفت یا نه. ظاهرا هایزنبرگ وطنی داریم.
2
14
487
بیشتر از بیست ساله که سر و کارم با بانک فقط در حد تمدید کارته و وام که اصلا. امروز برای تمدید کارت رفتم و کلی معطل شدم و کارم به دعوا کشید چون هیچ کس کارش رو درست انجام نمی‌ده و وقت اهمیتی نداره و چه پول مفتی می‌گیرند. صبح تا ظهر هم تقریبا هیچ بانکی پول نقد نداره.
35
392
koorosh ranjbar retweeted
سال ۹۳ ناشری پیشنهاد ترجمه این کتاب دان دلیلو رو داد، یک سال بعد گفت کتاب واسه خودت از برنامه خارجه، در حالی‌که ترجمه رو تحویل داده بودم. مسیر با دوتا ناشر دیگه تکرار شد و دیگه گفتم مرده‌شور ناشران بدعهد، رایگان بگذار حداقل خونده بشه و اینم لینک دانلودش: t.me/TheatreCharandiat/2487
18
57
4
351
9,012
هارد یک ترابایت شده هیجده ملیون تومان و واقعا نمی‌دونم چه کار می‌تونیم بکنیم. وسیله‌ی ضروری کار همه‌مونه. عکس و فیلم‌هامون رو چه کنیم با این گرونی افسارگسیخته.
23
375
«اگر بنا بود آرزوی چیزی به دل داشته باشم، نه آرزوی ثروت و قدرت بلکه آرزوی شور ممکن‌ها بود. آرزوی چشمی هماره جوان، هماره مشتاق که همه‌جا ردی از امکان‌های تازه می‌بیند. لذت است که مأیوس می‌کند نه امکان...» سورن کیرکگور یا این یا آن صالح نجفی
وقتی کس بر لب پرتگاه نومیدی ایستاده است می‌‌گوید: به من امکان برسانید، امکان بدهید، امکان تنها چیزی‌ است که می‌تواند نجاتم دهد. [کیرکگور]
1
2
1
22
1,801
koorosh ranjbar retweeted
| لذت است که مأیوس می‌کند، نه امکان. و کدام شراب تا بدین پایه جوشان تواند بود، چنین خوشبوی، چنین سکرآور! | - سورن کی‌یر کگور، یا این یا آن (جلد اول)، ترجمه‌ی صالح نجفی. شما در حال تماشای یکی از آخربن آثار بهجت صدر هستید.
«اگر بنا بود آرزوی چیزی به دل داشته باشم، نه آرزوی ثروت و قدرت بلکه آرزوی شور ممکن‌ها بود. آرزوی چشمی هماره جوان، هماره مشتاق که همه‌جا ردی از امکان‌های تازه می‌بیند. لذت است که مأیوس می‌کند نه امکان...» سورن کیرکگور یا این یا آن صالح نجفی
5
4
73
4,192
تنها درخت خرمالوی من حسابی میوه داده و دیگه می‌خوام برم تو کار صادرات و کار هنری‌فرهنگی تعطیل. :)
5
59
481
عصر پنجشنبه رو این‌جوری برای خودم ساختم که بعد از انجام کارهای روزمره و اینها یه سیگار برگ خریدم و یه کیک شکلاتی کوچیک و کمی آفتابگردان و اومدم خونه و قسمت‌های تازه‌ی موبلند و اسلو هورسس رو دانلود و تماشا کردم و نسکافه خوردم و سیگار کشیدم.
14
284
koorosh ranjbar retweeted
شماره‌ی ششم جریده‌ی منگنه منتشر شد. من واسه این شماره داستانی از آندره‌آ باجانی رو ترجمه کردم که ژوئن امسال تو نیویورکر منتشر شده؛ داستانی درباره‌ی بازسازی گذشته از روی تکه‌های پراکنده‌ی زندگی. فایل مجله رو می‌تونین از لینک زیر رایگان دانلود کنین. t.me/Manganeh_mag/38
2
1
32
882
پنجره مدرسۀ تاریخی فروغ در رشت.
4
76
573