koorosh ranjbar retweeted
کتاب گالری اجساد هم از این نویسنده است مجموعه داستان کوتاهه. اونم داستانهای جذابی داره.
koorosh ranjbar retweeted
«فوقالعادهترین چیز در زندگی اینست؛ کسی را داشته باشی تا با او حرف بزنی»
- فرانسیس بیکن (در گفتگو با دیوید سیلوستر)
او را لقب «بزرگترین نقاش پس از پیکاسو» و نقاش روح انسانِ خشونتزده و منزوی معاصر خوانده بودند که در آخرین گفتگویش چند هفته پیش از مرگ گفت؛ قبول ندارد که نگاهش خشن است.
«به زندگی روزمره ما نگاه کنید. این حقارتی که به انسان تحمیل میشود. نقاشی من بازتاب همین خشونت است…
حتی دو عاشق هم در نهایت یکدیگر را میدرند»/۱
koorosh ranjbar retweeted
بعضی زخمها درمان نمیشوند؛ فقط یاد میگیری با آنها چای بنوشی و ادامه بدهی.
koorosh ranjbar retweeted
سال ۹۳ ناشری پیشنهاد ترجمه این کتاب دان دلیلو رو داد، یک سال بعد گفت کتاب واسه خودت از برنامه خارجه، در حالیکه ترجمه رو تحویل داده بودم. مسیر با دوتا ناشر دیگه تکرار شد و دیگه گفتم مردهشور ناشران بدعهد، رایگان بگذار حداقل خونده بشه و اینم لینک دانلودش:
t.me/TheatreCharandiat/2487
koorosh ranjbar retweeted
«اگر بنا بود آرزوی چیزی به دل داشته باشم، نه آرزوی ثروت و قدرت بلکه آرزوی شور ممکنها بود. آرزوی چشمی هماره جوان، هماره مشتاق که همهجا ردی از امکانهای تازه میبیند. لذت است که مأیوس میکند نه امکان...»
سورن کیرکگور
یا این یا آن
صالح نجفی
koorosh ranjbar retweeted
| لذت است که مأیوس میکند، نه امکان. و کدام شراب تا بدین پایه جوشان تواند بود، چنین خوشبوی، چنین سکرآور! |
- سورن کییر کگور، یا این یا آن (جلد اول)، ترجمهی صالح نجفی.
شما در حال تماشای یکی از آخربن آثار بهجت صدر هستید.
koorosh ranjbar retweeted
شمارهی ششم جریدهی منگنه منتشر شد. من واسه این شماره داستانی از آندرهآ باجانی رو ترجمه کردم که ژوئن امسال تو نیویورکر منتشر شده؛ داستانی دربارهی بازسازی گذشته از روی تکههای پراکندهی زندگی.
فایل مجله رو میتونین از لینک زیر رایگان دانلود کنین.
t.me/Manganeh_mag/38
koorosh ranjbar retweeted
تو اساطیر یونانی، دمتر، الههی کشت و باروری، پس از مرگ فرزندش سوگوار میشه. دیگه نمیخنده و زمین سترون میشه. تا اینکه پیرزنی بهنام بائوبو پیدا میشه و با شوخیهای رکیک و با بالازدن دامن و نمایش عورتش دمتر رو میخندونه. نیچه یهجا تو «دانش شاد» میگه: حقیقت زنی است بهنام بائوبو.
koorosh ranjbar retweeted
به یک عدد واکسن آنفلوآنزا برای بابا نیازمندیم. کسی میتونه بهمون کمک کنه که پیدا کنیم؟
#ريتويت_لطفا
koorosh ranjbar retweeted
لطفا این مطلب رو بخونین و با نمونهای از شکوه واقعی سینما آشنا بشین.
میدونین بازبی برکلی چطوری مجللترین آبشار انسانی هالیوود رو خلق کرد؟
تصور کنین ۱۹۳۳ است؛ درست وسط بحران و رکود بزرگ آمریکا. مردم خسته از اوضاع، پناه میبرن به تاریکی سالن سینما و ناگهان روی پرده چیزی میبینن که هوش از سرشون میپره: سکانس موزیکال :کنار آبشار" تو فیلم "footlight parade"( بازبی برکلی، ۱۹۳۳)
داستان تولد این شاهکار وقتی شروع شد که بازبی برکلی، طراح رقص و کارگردان نوآور هالیوود، تصمیم گرفت تمام قواعد رو به هم بریزه. تا قبل از ایشون، دوربین تو فیلمهای موزیکال مثل مجسمه صاف میایستاد و فقط رقص روی صحنه رو ضبط میکرد. اما برکلی گفت چرا خود دوربین بازیگر اصلی نباشه؟
قبل از اینکه باقی ماجرا رو بخونین در نظر داشته باشین که این شاهکار بصری نزدیک به یه قرن پیش، یعنی تقریبا ۹۰ سال قبل ساخته شده؛ زمانی که چیزی به اسم جلوههای ویژه کامپیوتری (CGI)، پرده سبز یا تدوینهای دیجیتالی وجود خ نداشت. یعنی تمام چیزهایی که روی پرده میدیدید، ۱۰۰ درصد واقعی، فیزیکی و جلوی چشم دوربین اتفاق میافتاد.
برکلی برای ثبت این جادوی واقعی، توی یه استودیوی وارنر یه استخر غولپیکر ۱۲ در ۲۴ داخلش ساخت. استخر معمولی هم نه؛ دیوارهها و کفش رو ز شیشه ساختن تا دوربین بتونه برای اولین بار تو تاریخ سینما بره زیر آب و از بین پاهای شناگران حرکت کنه. برای اون شاتهای معروفش از زاویه مستقیم از بالا هم کم نذاشتن؛ تکنسینها سقف استودیو رو شکافتن و ریلها و بومهای غولپیکر نصب کردن تا دوربین از اون بالا الگوهای هندسی شناگران رو مثل یه کالیدوسکوپ زنده و چرخان ثبت کنه.
اجرای این صحنه یه مهندسی انسانی و فیزیکی عجیب بود. ۱۰۰ دختر همسرا با مایوهای رنگ پوست و کلاههای درخشان، دو هفته تمام تمرینهای طاقتفرسا تو اب داشتن و بعد وارد یه دوره فیلمبرداری بیرحمانه ششروزه شدن. اونا بدون کپسول اکسیژن و فقط با اتکا به قدرت بدنشان، هرمهای چندطبقه زنده میساختن؛ در حالی که پمپهای قدرتمند در هر دقیقه ۲۰ هزار گالن آب واقعی را روی این سازه انسانی پمپاژ میکردن تا اثر یه آبشار طبیعی ایجاد بشه.
نتیجه این ریسک بزرگ، یه جادوی خالص و دستنخورده سینمایی بود. تماشاگرای سال ۱۹۳۳ اونقددر شگفتزده شدن که تو روز اکران از جا بلند شدنو بروشورها رو به هوا پرتاب کردن. برکلی بدون حتی یه فریم افکت کامپیوتری، نه تنها زیرژانر نمایشهای آبی (Aquacade
) رو پایهگذاری کرد، بلکه هنرمندای بزرگی مثل سالوادور دالی رو هم تحت تأثیر قرار داد و زبان سینما رو برای همیشه تغییر داد.
koorosh ranjbar retweeted
مصاحبهی نیویورکر با آم کارسون رو دیدم و خیلی خانم بامزهایه.
ازش پرسید چه کتابی به بقیه توصیه میکنی بخونن؟ گفت هومر همیشه هومر. ایلیاد و اودیسه منظورش بود.






































